X
تبلیغات
اصول دین نماز

اصول دین نماز

باسلام خدمت عزیزان.در این جا به برخی از روایات و آیات قرآن درباره نماز اشاره می

چانه زدن آن هم برای نماز

وقت نماز است دقت کردید در قرآن چند رقم نماز داریم ، بعضی از نمازها ستایش شده و بعضی از نمازها مورد توبیخ قرار گرفته. نور چشم بودن نماز یعنی چه ؟! حضرت رسول فرمودند : " قرة عینی فی الصلوة " نماز نور چشم من است . این سخن در مورد ما هم می تواند صدق کند .وقتی ما با کسی که دوستش داریم حرف می‌زنیم خیلی شاد هستیم ، ممکنه باطرف گاهی اوقات یک ساعت ایستاده حرف بزنیم اما گذشت زمان را احساس نکنیم و خسته نشویم ، فوتبالیست‌ها چون دوست دارند گل بزنند ، اگر در زمین چمن بیفتند استخوانشان هم بشکند ، متوجه نمی شوند چون عاشق گل زدن هستند . وقتی با یک مدیرکل حرف می‌زنیم کلی لذت می‌بریم . اینکه انسان بتواند با خدای خودش حرف بزند واقعاً لذت دارد . افرادی که نماز نمی‌خوانند توجه ندارند که چه چیزی را از دست می‌دهند. واقعاً اگر با خدا حرف نزنیم با کی حرف بزنیم ؟ با کاسب محل و جگرفروش و نانوا و قصاب و زن و بچه و همسر و دوست و کارگر و کارمند و. . . از حرف زدن با اینها خسته نمی‌شویم ، اما تا می‌گویند نماز بخوان ، " وَإِنَّهَا لَكَبِیرَةٌ "[1] نماز سنگین است ، سه ساعت می نشینیم فوتبال ببینیم که مثلا این توپ کجا رفت یا چندین ساعت می نشینیم و برنامه ای را می بینیم که کی با کی دعوا کرد ، فلانی در طول یک سال چه قدر پول گرفته ولی پنج دقیقه که می‌خواهیم نماز بخوانیم خسته می‌شویم . پیغمبر فرمود : نماز نور چشم من است ، یعنی لذت می‌برم . حتی از حضرت رسول حدیث داریم که می فرمایند : گرسنه غذا می‌خواهد ، تشنه آب می‌خواهد ، گرسنه و تشنه از آب و غذا سیر می‌شود ولی من از نماز سیر نمی‌شوم . وقتی خدا یک نعمتی مثل کوثر به پیغمبر می‌دهد ، می‌گوید من به تو کوثر دادم ، چون به تو کوثر دادم " فَصَلِّ " شکر این کوثر این است که نماز بخوانی ، یعنی نماز بهترین تشکر از خداست . وقتی می‌خواهد معراج برود ، از توی خانه معراج نمی ‌رود می‌آید در مسجد ، از مسجد ،خانه ای که محل نماز است معراج می‌رود . نماز، مایه آرامش روحی مؤمنان دقت کردید خیلی وقت ها وقتی نماز می خوانیم می‌گوییم نمازم را خواندم راحت شدم . ولی پیغمبر ما ، کسی که باید الگوی ماباشد ، هر گاه بر ایشان فشار و سختی ای وارد می شد ، خطاب به نماز می فرمودند : راحتم کن ! پیغمبر با نماز راحت می‌شود ، ما از نماز راحت می شویم . وقتی بر ایشان فشار می‌آمد ، می‌گفت بلال اذان بگو تا بلکه مرا جای دیگر ببری ، تا وقتی گفتی الله اکبر، او بزرگ است ، بزرگتر از همه غصه‌ها و دنیا و پول‌ها و پست‌ها و مقام‌ها و نوشتنی‌ها و گفتنی‌ها و فکر کردنی‌ها ، من آرام گیرم . پیغمبر به قدری می‌ایستاد نماز می‌خواند که پاهایش ورم کرده بود ، آیه نازل شد ، یک سوره داریم به نام سوره طه ، " طه " یعنی پیغمبر ، " مَا أَنْزَلْنَا عَلَیْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى " [2] ما قرآن را نفرستادیم که تو اینطور عبادت کنی ، کمتر عبادت کن یک خورده به خودت استراحت بده . دو تا سوره در قرآن است ، یکی " یَا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ "[3] ، یکی سوره " یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ " [4] معنایش هم تقریبا یکی است ، " یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ " ،" یَا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ " بلند شو به عبادت بپرداز ، تو چون رهبر هستی باید سحرها بیدار باشی . وقتی خدا یک نعمتی مثل کوثر به پیغمبر می‌دهد ، می‌گوید من به تو کوثر دادم ، چون به تو کوثر دادم " فَصَلِّ " شکر این کوثر این است که نماز بخوانی ، یعنی نماز بهترین تشکر از خداست . وقتی می‌خواهد معراج برود ، از توی خانه معراج نمی ‌رود می‌آید در مسجد ، از مسجد ،خانه ای که محل نماز است معراج می‌رود . آخرین كلام امام صادق(ع) : آخرین كلام امیرالمؤمنین وقتی ضربت خورد ، فرمود : " فزت و رب الكعبه " به خدای كعبه رستگار شدم . حتی آخرین کلام همه ی پیغمبران ما هم در مورد نماز بوده ، در حدیث داریم که پیامبر (ص) فرمودند : اگر کسی نماز را سبک بشمارد ، از ما نیست . آخرین كلام امام جعفر صادق (ع) چه بود ، فرمود : فامیل‌ها را سریع دعوت كنید هركس هست بگویید بیاید . همه جمع شدند ، چشمشان را باز كرد ، فرمود : اگر كسی نماز را سبك شمارد ، ما او را شفاعت نمی‌كنیم . " لَا یَنَالُ" یعنی نایل نمی‌شود ، نمی‌رسد ، " شَفَاعَتَنَا" شفاعت ما نمی‌رسد ، " مَنِ اسْتَخَفَّ " كسی كه خفیف كند ، " مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ " [5] اصولاً "اسْتَخَفَّ " یعنی خفیف، خفیف یعنی سبك می‌شمارد . هیچ چیز را نباید سبك شمرد . تحقیر دیگران ، شیوه‌ ی فرعونی اصلاً سبك كردن و تحقیر كار فرعون است . قرآن می‌گوید : "فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوه‏ "[6] . یعنی فرعون افراد را سبك می‌شمارد . اگربه اطرافمان دقت کنیم افرادی را خواهیم دید که متأسفانه مدام در حال سبک کردن دیگران هستند . حدیث داریم اگر كسی مومنی را تحقیر كند ، احمق است .[7] گاهی اوقات می بینیم که افراد یکدیگر را با لقب های زشت و بدون هیچ احترامی یکدیگر را صدا می کنند . ما حتی حق نداریم که خودمان را تحقیر و سبک کنیم چه برسد به دیگران ! تحقیر هرکس و هرچیزی بد است چه آن چیز انسان باشد چه حیوان و... . امام با این حدیث " شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد " در واقع می فرمایند : آن كسی كه نماز می‌خواند ولی نماز را سبك می‌شمارد ، ما شفاعت او را نمی‌كنیم . گروهی از جایی رد می‌شدند . سگی بود . هركسی یك عیبی روی سگ می‌گذاشت . چه سگ مرده‌ای ! چه سگ سیاهی ! چه سگ بد بویی! همه‌ی اینها كه با حضرت بودند یك عیبی از این سگ گفتند . حضرت عیسی طبق آن نقل فرمود كه : چه دندان‌های سفیدی دارد ! یعنی فقط منفی‌اش را نگو ، خوب مثبتش را هم بگو . گاهی ما آدما خودمان را عقل کل و میزان همه چیز می دانیم ومی گوییم هر چه غیر ازما ، غیر از عمل ما کاری بکند ، اشتباه است و به قول معروف دیگران را به حساب نمی آوریم . نمونه‌های استخفاف نماز در قرآن آیا قرآن راجع به استخفاف نماز آیه‌ای دارد یا نه ؟ قرآن كلمه‌ی " استخف " ندارد ، ولی مشابه آن را دارد . می‌گوید : (أَضاعُوا ) " أَضاعُوا الصَّلاة " [8] یعنی نماز را ضایع می‌كنند . عمل استخفاف هم در قرآن هست . پیغمبر در حال سخنرانی و خواندن خطبه بودند ، در همین حین کاروانی برای فروش جنس هایش وارد شد . همین که طبل فروش اجناس را زد ، مردم در میانه ی خطبه ی پیامبر بلند شدند و مجلس را به قصد خرید جنس ترک کردند که این آیه ی قرآن " وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً ... وَ تَرَكُوكَ قائِما " [9] بیان شده است . یعنی همین كه طبلی برای فروش به صدا درآمد ، همه بلند شدند رفتند "تَرَكُوكَ " یعنی تو را ترك كردند . در قرآن "عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ " [10] داریم . در دو جای قرآن فرمود : اینها وقتی نماز می‌خوانند ، در حال كسالت نماز هستند . یعنی نمازشان با نشاط نیست . كلمه‌ی "كُسالی‏ " یعنی در حال کسالت ، نیز در قرآن نیز آمده است .[11] روایت داریم كه یك كسی سجده می‌كرد ، حضرت رسول فرمود : "نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرَاب‏ ؛ [12] مثل كلاغ به زمین نوك ز د . امام رضا(ع) فرمودند : هرچه ما می‌گوییم ، به ما بگویید : این حرف تو از كجای قرآن است ؟ تا ما بگوییم آنچه حدیث از ما نقل شده است ، ریشه‌اش در قرآن است . امام با این حدیث " شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد " در واقع می فرمایند : آن كسی كه نماز می‌خواند ولی نماز را سبك می‌شمارد ، ما شفاعت او را نمی‌كنیم . قرآن می‌گوید : قبله ی شما را مستقل قرار دادم " لِئَلاَّ یَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَیْكُمْ حُجَّةٌ " ؛ (بقره/150) تا ناس بر شما حجتی نداشته باشند . تا یهودی‌ها و مسیحی ها نگویند : رو به قبله‌ی ما هستید ، دنباله‌رو ما هستید . یك قبله‌ای دادم مستقل باشید . بدانید جهتی که برای شما قرار دادیم ، به خاطر ابراهیم و اسماعیل و كعبه و هاجر قداست بیشتری دارد ! نماز ، عبادت همگانی و شرط قبولی بقیه ی اعمال همه‌ی عبادات همگانی نیستند . حج ، پولدارها می‌روند . عمره پولدارها می‌روند . سالم‌ها روزه می‌گیرند . جهاد آدم‌های سالم جبهه می‌روند . آدمی كه دست ندارد ، پا ندارد ، چشم ندارد ، جبهه بر او واجب نیست . هركس پول دارد خمس و زكات می‌دهد . تمام واجبات اگری هستند اما نماز اگرندارد . نماز واجب همگانی است. باقی واجبات زمان خاصی دارد . در یك زمان‌هایی واجب هستند ، اما نماز شبانه روزی است . تعطیلی ندارد . نماز مثل سوزن و همه‌ی عبادات مثل نخ هستند . اگر سوزن فرو رفت ، نخ هم می‌رود . سوزن ایستاد نخ هم می‌ایستد . اگر نماز قبول شد ، باقی كارها قبول می‌شود . پلیس راه جلوی شما را می‌گیرد می‌گوید : گواهی نامه‌ی رانندگی ! شما چند جور گواهینامه داری . میگی : آقا من خلبان هستم ، می‌گوید: در آسمان‌ها می‌توانی بروی ، روی زمین نمی‌توانی بروی . گواهینامه‌ی رانندگی ! آقا من فقیه هستم . مجتهد هستم . خبرگان هستم . می گوید فقط گواهی رانندگی ! پزشك هستم . سفیر، وكیل ، وزیر، می‌گوید : آقا هركس هستی باش . بنده پلیس هستم ، گواهینامه‌ی رانندگی می‌خواهم . قیامت هم نماز را می‌پرسند .کاری ندارن که قلبت پاک بوده ، کل سال را روزه بودی ، حج رفتی ، مدرسه ساختی ، قبولی همه ی اینها وابسته به مهر قبولی نماز است . تمام واجبات اگری هستند اما نماز اگرندارد . نماز واجب همگانی است. باقی واجبات زمان خاصی دارد . در یك زمان‌هایی واجب هستند ، اما نماز شبانه روزی است . تعطیلی ندارد . نماز مثل سوزن و همه‌ی عبادات مثل نخ هستند . اگر سوزن فرو رفت ، نخ هم می‌رود . سوزن ایستاد نخ هم می‌ایستد . اگر نماز قبول شد ، باقی كارها قبول می‌شود . آیا خدا به عبادت ما احتیاج دارد ؟! چانه زنی در نماز ؛ گاهی اوقات ما در نماز هم چانه می زنیم ، چرا باید نماز بخوانیم ؟ خدابه ما نیاز دارد ؟! درجواب می گوییم : اکسیژن به ما نیاز دارد یا ما به اکسیژن ؟! آب به ما احتیاج دارد یا ما به او ؟! ماهی به ما احتیاج دارد یا ما به ماهی ؟! اگر همه ی عالم باشند یا نباشند به حالِ اکسیژن و آب و ماهی فرقی نمی کند . این ما هستیم که به خدا نیاز داریم نه خدا به ما !! چرا عربی بخوانیم ؟ خیلی وقتا ما به یک پزشکی که با چندین سال درس خواندن به یک سری علوم دست پیدا کرده اطمینان صد در صد می کنیم و حرفش را سمعاً و طاعتاً و بدون هیچ دلیل و چرا و چه جوری ای قبول می کنیم اما وقتی به خالق و همه کاره ی وجودیمان می رسیم شروع به سؤال می کنیم . البته من نمی گویم سؤال کردن خوب نیست و نباید سؤال کرد اما باید کمی به این هم توجه کنیم که از کی و چی می پرسیم . اسلام خواسته مسلمان‌ها در بیست كلمه مشترك باشند . مثل اینكه الآن دنیا پذیرفته كه تمام خلبان ها در هر جای كره‌ی زمین بخواهند با هر فرودگاهی صحبت كنند ، باید به زبان انگلیسی باشد . یك زبان واحد در خلبان‌ها . چرا رو به قبله نماز می‌خوانیم ؟ قبله رمز استقلال ما است . چون یهودی‌ها این طرف هستند . اگر ما این طرف بایستیم ، جزء حزب یهودی‌ها هستیم . مسیحی‌ها اینطرف هستند . اگر ما اینطرف بایستیم جزء حزب مسیحی‌ها هستیم . قرآن می‌گوید : قبله ی شما را مستقل قرار دادم " لِئَلاَّ یَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَیْكُمْ حُجَّةٌ " ؛ [13] تا ناس بر شما حجتی نداشته باشند . تا یهودی‌ها و مسیحی ها نگویند : رو به قبله‌ی ما هستید ، دنباله‌رو ما هستید . یك قبله‌ای دادم مستقل باشید . بدانید جهتی که برای شما قرار دادیم ، به خاطر ابراهیم و اسماعیل و كعبه و هاجر قداست بیشتری دارد ! گاهی با چانه زدن هایمان نماز را سبک می شماریم . تنظیم : زهرا اجلال – گروه دین و اندیشه تبیان
+ نوشته شده در  شنبه 1390/10/24ساعت 14:3  توسط بهنوش  | 

كيفيّت نماز شب به صورت مفصّل

چون از خواب برخاستيد، سجده كنيد براى خداوند تعالى و نيكو است در اين حال يا در حال برداشتن سر از سجده بگويد: (اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى اَحْيانى بَعْدَ ما اَماتَنى وَ اِلَيْهِ النُّشُورُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى رَدَّ عَلَىَّ رُوحى لاَِحْمَدَهُ وَ اَعْبُدَهُ). و چون برخاستيد و ايستايد بگوييد: (اَللّهُمَّ اَعِنّى عَلى هَوْلِ الْمُطَلَّعِ وَ وَسِّعُ عَلَىَّ الْمَضْجَعَ وَارْزُقْنى خَيْرَ ما بَعْدَ الْمُوتِ). و چون صداى خروس شنيديد بگويد: (سُبُّوْحٌ قُدُّوْسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَ الرُّوْحِ سَبَقَتْ رَحْمَتُكَ غَضَبَكَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ عَمِلْتُ سُوَّْءً وَ ظَلَمْتُ نَفْسى فَاغْفِرْلى اِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلاّ اَنْتَ فَتُبْ عَلَىَّ اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ الرَّحيمُ). و چون نگاه كنيد به اطراف آسمان بخوانيد: (اَللّهُمَّ اِنَّهُ لا يُوارى مِنْكَ لَيْلٌ ساجٍ وَ لا سَماَّءٌ ذاتُ اَبْراجٍ وَ لا اَرْضٌ ذاتُ مِهادٍ وَلا ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ وَلا بَحْرٌ لُجِّىُّ تُدْلِجُ بَيْنَ يَدَىِ الْمُدْلِجِ مِنْ خَلْقِكَ تُدْلِجُ الرَّحْمَةَ عَلى مَنْ تَشاءُ مِنْ خَلْقِكَ تَعْلَمُ خائِنَةَ الاْ عْيُنِ وَ ما تُخْفِى الصُّدُوْرُ غارَتِ النُّجُوْمُ وَ نامَتِ الْعُيُونُ وَ اَنْتَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لاتَاْخُذُكَ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ سُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ اِلهِ الْمُرْسَلينَ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ). پس بخواند پنج آيه آل عمران: (اِنَّ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الاَْرضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لاََّياتٍ لاُِولِى الاَْلْبابِ الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِياماً وَ قُعُوداً و َعَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فى خَلِقِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ رَبَنّا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّارِ رَبَّنا اِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النّارَ فَقَدْ اَخْزَيْتُهُ وَ ما لِلظّالِمينَ مِنْ اَنْصارٍ رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادى لِلاْيمانِ اَنْ امِنُوْا بِرَبِّكُمْ فَامَنّا رَبَنّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَكَفِّرْ عَنّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الاَْبْرارِ رَبَّنا وَ اتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لاتُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ اِنَّكَ لاتُخْلِفُ الْميعادَ). دندانهايتان را مسواك بزنيد، و بعد از آن وضو بگيريد و خود را خوشبو سازيد، پس برخيزد به نماز شب. ابتدا شروع مى‌كنيد به هشت ركعت نماز شب و بعد از هر دو ركعت، سلام مى‌دهيد، و خوبست كه در دو ركعت اوّل بعد از حمد سى مرتبه توحيد بخواند، (كه در دو ركعت مجموعاً شصت مرتبه توحيد خوانده شود) از اثرات ثواب آن اين است كه: تا منصرف شود از نماز نبوده باشد ميان او و خداى عزّوجلّ هيچ گناهى. و يا آنكه در ركعت اوّل آن توحيد و در ركعت دوّم (قُلْ يا اَيُّهَا الْكافِرُونَ) را بخواند. در شش ركعت ديگر حمد و هر سوره كه خواهد بخواند و كافى است حمد و (قُلْ هُوَ اللّه اَحَدْ) در هر ركعتى. و چنانكه سنّت است قنوت در نمازهاى واجبى، در هر ركعت دوّمى از نافله‌ها نيز سنّت است. و كافى است در قنوت سه بار (سُبْحانَ اللّهِ) گفتن. و يا آنكه گفته شود: (اَللّهُمَّ اغْفِرْلَنا وَ ارْحَمْنا وَ عافِنا وَاعْفُ عَنّا فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَى ءٍ قَديرٌ). و يا آنكه بگويد: (رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّكَ اَنْتَ الاَْعَزُّ الاَْجَلُّ الاَْكْرَمْ). و روايت شده كه حضرت امام موسى (ع) چون شب در محراب عبادت مى‌ايستاد مى‌خواند: (اَللّهُمَّ اِنَّكَ خَلَفْتَنى سَوِيّاً ...) و اين دعاء پنجاهم صحيفه كامله است. و چون فارغ شود از هشت ركعت نماز شب پس بجا بياورد دو ركعت نماز شفع و يك ركعت نماز وتر. و مى‌خواند در اين سه ركعت بعد از حمد (قُلْ هُوَ اللّه اَحَدْ) تا بمنزله آن باشد كه يك ختم قرآن كرده باشد، زيرا كه سوره توحيد ثلث قرآن است، و يا آنكه بخواند در نماز شَفْع در ركعت اوّل حمد و (قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ) و در ركعت دوّم حمد و (قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقْ). و چون از نماز شَفْع فارغ شد مستحب است آنكه بخواند: (اِلهى تَعَرَّضَ لَكَ فى هذَا اللَّيْلِ الْمُتَعَرِّضُوْنَ ...) و اين دعائى است كه در اعمال شب نيمه شعبان در مفاتيح الجنان مذكور شد. و چون از دو ركعت شَفْع فارغ شد برمى‌خيزد به جهت يك ركعت وَتر و مى‌خواند در آن حمد و سوره توحيد و يا آنكه مى‌خواند بعد از حمد (قُلْ هُو اللّهُ اَحَدٌ) سه مرتبه، و معوذّتين يعنى (قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ و قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقْ)، پس دست بر مى‌دارد براى قنوت و دعا مى‌خواند آنچه بخواهد. شيخ طوسى رحمه الله عليه فرموده: دعاهائى كه در قنوت نماز وَتر خوانده مى‌شود از زيادى به شمارش نمى‌آيد. مستحب است كه انسان در قنوت نماز وتر گريه كند از خوف خدا و ترس از عقاب خدا، يا خود را به حال گريه در آورد و دعا كند براى برادران مؤمن، و مستحب است كه ذكر شود چهل نفر، پس بدرستيكه كسيكه دعا كند براى چهل مؤمن دعايش مستجاب مى‌شود انشاء اللّه تعالى. و دعا كند به آنچه خواسته باشد. (علامت و نشانه شقاوت و پليذی انسان آن است که چشمانش از گريستن بخشکد و گريه نکند. گريه نکردن در اثر سنگدلی و پليدی دل است و پليدی و آلودگی دل نشانه زيادی گناه و معصيت خداست و گناه و معصيت خدا نشانه علاقه و محبت به دنياست). شيخ صدوق رحمه الله عليه فرموده كه: حضرت رسول خدا (ص) در قنوت وَتر مى‌خواند: (اَللّهُمَّ اهْدِنى فيمَنْ هَدَيْتَ وَ عافِنى فيمَنْ عافَيْتَ و تَوَلَّنى فيمَنْ تَوَلَّيْتَ وَ بارِكْ لى فيما اَعْطَيْتَ وَ قِنى شَرَّ ما قَضَيْتَ فَاِنَّكَ تَقْضى وَ لايُقْضى عَلَيْكَ، سُبْحانَكَ رَبَّ الْبَيْتِ، اَسْتَغْفِرُكَ وَ اَتُوبُ اِلَيْكَ وَ اُوْمِنُ بِكَ وَ اَتَوَكَّلُ عَلَيْكَ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِكَ يا رَحيمُ). سزاوار است آنكه هفتاد مرتبه بگويد: (اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ). سزاوار است كه دست چپ را به دعا بلند كرده باشد و استغفار را به دست راست بشمارد روايت شده كه حضرت رسول خدا (ص) استغفار مى‌كرد در نماز وَتر هفتاد مرتبه و هفت مرتبه مى‌گفت: (هذا مَقامُ الْعاَّئِذِ بِكَ مِنَ النّارِ). روايت شده كه حضرت امام زين العابدين (ع) در سحر، در نماز وتر سيصد مرتبه مى‌گفت: (اَلْعَفْوَ الْعَفْوَ). و بگويد بعد از اين: (رَبِّ اغْفِرْلى وَارْحَمْنى وَ تُبْ عَلَىَّ اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ الْغَفُورُ الرَّحيمُ). و سزاوار است آنكه طول دهد قنوت را و چون فارغ شد از قنوت به ركوع رود و چون سر از ركوع برداشت بخواند اين دعا را كه شيخ در تهذيب از حضرت موسى بن جعفر (ع) نقل كرده: (هذا مَقامُ مَنْ حَسَناتُهُ نِعْمَةٌ مِنْكَ وَ شُكْرُهُ ضَعيفٌ وَ ذَنْبُهُ عَظيمٌ وَ لَيْسَ لِذلِكَ اِلاّ رِفْقُكَ وَ رَحْمَتُكَ فَاِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ الْمُنْزَلِ عَلى نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كانُوا قَليلاً مِنَ اللَّيْلَ ما يَهْجَعُونَ وَ بِالاَْسْحارِهُمْ يَسْتَغْفِرُوْنَ طالَ هُجُوعى وَ قَلَّ قِيامى وَ هذَا السَّحَرُ وَ اَنَا اَسْتَغْفِرُكَ لِذُنُوبى اِسْتِغْفارَ مَنْ لا يَجِدُ لِنَفْسِه ضَرّا وَ لا نَفْعاً وَ لا مَوْتاً وَ لاحَيوةً وَ لا نُشُوْراً). پس به سجده رود و نماز را تمام كند و بعد از سلام تسبيح حضرت زهرا عليها السلام بخواند، پس بگويد: (اَلْحَمْدُ لِرَبِّ الصَّباحِ اَلْحَمْدُ لِفالِقِ الاِْصْباحِ). و بگويد سه مرتبه: (سُبْحانَ رَبِّىَ الْمَلِكَ الْقُدُّوْسِ الْعَزيزِ الْحَكيمِ). پس بگويد: (يا حَىُّ يا قَيُّومُ يا بَرُّ يا رَحيمُ يا غَنىُّ يا كَريمُ ارْزُقْنى مِنَ التِّجارَةِ اَعْظَمَها فَضْلاً وَ اَوْسَعَها رِزْقاً وَ خَيْرَها لى عاقِبَةً فَاِنَّهُ لا خَيْرَ فيما لا عاقِبَةَ لَهُ). پس به سجده رود و بگويد پنج مرتبه: (سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوْحِ). پس بنشيند و بخواند آيه الكرسى را، دوباره به سجده رود و ذكر سابق را پنج مرتبه بخواند. (إ نَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ تقُوم أ دنى من ثُلْثَىِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ و ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مَّنَ الَّذِينَ مَعَكَ). (اى پيامبر!) پروردگارت مى‌داند كه تو و گروهى از آنها كه با تو هستند نزديك دو سوّم شب يا نصف يا ثلث آن را به پا مى‌خيزند. - تذكر (اول): بعد از فراغ از نماز شَفْعْ خواندن دعاى «الهى تعرض لك فى هذا الليل المتعرضون...» مستحب است كه براي ديدن اين دعا به كتاب مفاتيح در اعمال شب نيمه شعبان مراجعه كنيد. - تذكر (دوم): در نماز وَتر، مستحب است قنوت آن را طول داد و براى چهل مؤمن دعا كرد و هفتاد مرتبه استغفار نمود و سيصد مرتبه اُْلعَفو گفت و هفت مرتبه هذا مقام العائذ بك من النار ناگفته نماند، اينها تمام استحباب در استحباب است. يعنى اگر خوانده نشود هيچ اشكالى ندارد و ثواب نماز شب را داريم. حتى اگر يازده ركعت بدون سوره و حتى نشسته بخوانيد ثواب نماز شب را مى‌بريد. - تذكر (سوم): بهتر اين است كه قنوت نماز وَتر را به اين ترتيب بجا بيآوريد: 1- دعاي فرج آقا امام زمان (ع) كه اين دعا است: (لااله‌الله الحليم الكريم لااله‌الاالله العلي العظيم سبحان الله رب السموات السبع و سبحان الله رب الارضين السبع و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم و سلام علي المرسلين). 2- هفت مرتبه بگويد: (استغفر الله الذي لااله‌الا‌ هو الحي القيوم ذوالجلال و الاكرام من جميع ظلمي و جرمي و اسرافي علي نفسي و اتوب اليه). بعد از آن 70 مرتبه بگويد: (استغفر الله ربي و اتوب اليه). پس از آن 300 مرتبه بگويد: (العفو). سپس براي چهل مؤمن دعا كند (به زبان غير عربي هم اشكال ندارد، مثلاً بگويد: خداوندا! فلاني را بيامرز). از آن پس براي خود و پدر و مادر خود دعا كند و در خاتمه قنوت 7 مرتبه بگويد: (هذا مقامُ الغائذِ بكَ مِنَ النارِ). 3- بخوانيد بعد از هر دو ركعت از نماز شب و شَفْع و بعد از دعاهاى وَتر دعاهايى را كه شيخ و سيد نقل كرده‌اند سيزدهم بجا آورد سجده‌ها و دعاهايى را كه از رسول خدا (ص) روايت شده از جمله روايتى است كه شيخ از حماد بن عيسى از ابان بن تغلب روايت كرده كه گفت حضرت صادق (ع) فرمودند: شب نيمه شعبانى داخل شد و بود رسول خدا (ص) در آن شب نزد عايشه همين كه نصف شب شد برخاست رسول خدا (ص) از رختخواب خود براى عبادت پس چون بيدار شد عايشه يافت كه پيغمبر (ص) بيرون رفته از رختخواب او و داخل شد بر او آنچه كه فرو مى‌گيرد زنها را يعنى غيرت و گمان كرد كه آن حضرت رفته پيش بعض زنهاى خود پس برخاست و پيچيد بر خود شمله يعنى چادر خود را و قسم به خدا كه شمله او از ابريشم و كتان و پنبه نبود و لكن تار آن مو و پود آن از كركهاى شتر بود و جستجو مى‌كرد رسول خدا (ص) را در حجره‌هاى زنهاى ديگرش حجره به حجره پس در اين بين كه در جستجوى آن حضرت بود به ناگاه نظرش افتاد بر رسول خدا (ص) كه در سجده است مثل جامه‌اى كه چسبيده شده بر روى زمين پس نزديك آن حضرت شد شنيد كه مى‌گويد در سجده خود: (سَجَدَ لَكَ سَوَادِي وَ خَيَالِي وَ آمَنَ بِكَ فُؤَادِي هَذِهِ يَدَايَ وَ مَا جَنَيْتُهُ عَلَى نَفْسِي يَا عَظِيمُ [عَظِيما] تُرْجَى [يُرْجَى] لِكُلِّ عَظِيم اغْفِرْ لِيَ الْعَظِيمَ فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ إِلا الرَّبُّ الْعَظِيمُ). پس بلند كرد سر خود را و دوباره برگشت به سجده و شنيد عايشه كه مي‌گويد: (أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَضَاءَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ وَ انْكَشَفَتْ لَهُ الظُّلُمَاتُ وَ صَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ الْأَوَّلِينَ وَ الآْخِرِينَ مِنْ فُجْأَةِ نَقِمَتِكَ وَ مِنْ تَحْوِيلِ عَافِيَتِكَ وَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي قَلْبا تَقِيّا نَقِيّا وَ مِنَ الشِّرْكِ بَرِيئا لا كَافِرا وَ لا شَقِيّا). پس بر خاك نهاد دو طرف روى خود را و گفت: (عَفَّرْتُ وَجْهِي فِي التُّرَابِ وَ حُقَّ لِي أَنْ أَسْجُدَ لَكَ). پس همينكه خواست رسول خدا (ص) برگردد شتافت عايشه به سوى رختخواب خود پس رسول خدا (ص) آمد به رختخواب او و شنيد كه نفس بلند مى‌زند فرمود چيست اين نفس بلند آيا ندانسته‌اى كه چه شبى است امشب اين شب نيمه شعبان است كه در آن قسمت مى‌شود روزيها و در آن نوشته مى‌شود اجلها و در آن نوشته مى‌شود روندگان به حج و بدرستى كه خداى تعالى مى‌آمرزد در اين شب از خلق خود بيشتر از عدد موهاى بزهاى قبيله كلب و مى‌فرستد خداى تعالى ملائكه خود را از جانب آسمان به سوى زمين در مكه. - تذكر (چهارم): حضرت موسى بن جعفر (ع) بعد از فراغ از نماز شب در حال سجده مي‌‏گفت: (لَكَ الْمَحْمَدَةُ إِنْ أَطَعْتُكَ وَ لَكَ الْحُجَّةُ إِنْ عَصَيْتُكَ لا صُنْعَ لِى وَ لا لِغَيْرِى فِى إِحْسَانٍ إِلا بِكَ يَا كَائِنُ [كَائِنا] قَبْلَ كُلِّ شَىْ‏ءٍ وَ يَا مُكَوِّنَ كُلِّ شَىْ‏ءٍ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِيرٌ اللَّهُمَّ إِنِّى أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَدِيلَةِ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ مِنْ شَرِّ الْمَرْجِعِ فِى الْقُبُورِ وَ مِنَ النَّدَامَةِ يَوْمَ الْآزِفَةِ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ عَيْشِى عِيشَةً نَقِيَّةً وَ مِيتَتِى مِيتَةً سَوِيَّةً وَ مُنْقَلَبِى مُنْقَلَبا كَرِيما غَيْرَ مُخْزٍ وَ لا فَاضِحٍ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَئِمَّةِ يَنَابِيعِ الْحِكْمَةِ وَ أُولِى النِّعْمَةِ وَ مَعَادِنِ الْعِصْمَةِ وَ اعْصِمْنِى بِهِمْ مِنْ كُلِّ سُوءٍ وَ لا تَأْخُذْنِى عَلَى غِرَّةٍ وَ لا عَلَى غَفْلَةٍ وَ لا تَجْعَلْ عَوَاقِبَ أَعْمَالِى حَسْرَةً وَ ارْضَ عَنِّى فَإِنَّ مَغْفِرَتَكَ لِلظَّالِمِينَ وَ أَنَا مِنَ الظَّالِمِينَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى مَا لا يَضُرُّكَ وَ أَعْطِنِى مَا لا يَنْقُصُكَ فَإِنَّكَ الْوَسِيعُ رَحْمَتُهُ الْبَدِيعُ حِكْمَتُهُ وَ أَعْطِنِى السَّعَةَ وَ الدَّعَةَ وَ الْأَمْنَ وَ الصِّحَّةَ وَ الْبُخُوعَ وَ الْقُنُوعَ وَ الشُّكْرَ وَ الْمُعَافَاةَ وَ التَّقْوَى وَ الصَّبْرَ وَ الصِّدْقَ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَوْلِيَائِكَ وَ الْيُسْرَ وَ الشُّكْرَ وَ اعْمُمْ بِذَلِكَ يَا رَبِّ أَهْلِى وَ وَلَدِى وَ إِخْوَانِى فِيكَ وَ مَنْ أَحْبَبْتُ وَ أَحَبَّنِى وَ وَلَدْتُ وَ وَلَدَنِى مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُؤْمِنِينَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ). ابن اشيم گفته: اين دعا بعد از هشت ركعت نماز شب و پيش از نماز وَتر است آنگاه سه ركعت وتر را بجا مي‌‏آورى پس چون سلام دادى بگو در حالتى كه نشسته باشى: (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى لا تَنْفَدُ خَزَائِنُهُ وَ لا يَخَافُ آمِنُهُ رَبِّ إِنِ ارْتَكَبْتُ الْمَعَاصِىَ فَذَلِكَ ثِقَةٌ [ثِقَةً] مِنِّى بِكَرَمِكَ إِنَّكَ تَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِكَ وَ تَعْفُو عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ وَ تَغْفِرُ الزَّلَلَ وَ إِنَّكَ [فَإِنَّكَ‏] مُجِيبٌ لِدَاعِيكَ وَ مِنْهُ قَرِيبٌ وَ أَنَا تَائِبٌ إِلَيْكَ مِنَ الْخَطَايَا وَ رَاغِبٌ إِلَيْكَ فِى تَوْفِيرِ حَظِّى مِنَ الْعَطَايَا يَا خَالِقَ الْبَرَايَا يَا مُنْقِذِى مِنْ كُلِّ شَدِيدَةٍ [شِدَّةٍ] يَا مُجِيرِى مِنْ كُلِّ مَحْذُورٍ وَفِّرْ عَلَىَّ السُّرُورَ وَ اكْفِنِى شَرَّ عَوَاقِبِ الْأُمُورِ [فَإِنَّكَ‏] فَأَنْتَ اللَّهُ عَلَى نَعْمَائِكَ وَ جَزِيلِ عَطَائِكَ مَشْكُورٌ وَ لِكُلِّ خَيْرٍ مَذْخُورٌ ). و بدانكه علما از براى هر شب اين ماه نماز مخصوصى ذكر فرموده‏اند مقام را گنجايش نقل آن نيست. دعاي وسعت رزق در نماز شب دعايي از امام عليه السلام در سجده نماز شب سوّم از ابوبصير منقول است كه شكايت كردم بسوى حضرت صادق (ع) از حاجت خود و خواستم از آن حضرت كه مرا تعليم فرمايد دعائى بجهت رزق پس حضرت اين دعا را تعليم من فرمود كه از زمانى كه من خواندم آن را ديگر محتاج نشدم فرمود بگو در نماز شب در حال سجده: (يا خَيْرَ مَدْعُوٍّ وَ يا خَيْرَ مَسْئُولٍ وَ يا) اى بهترين خوانده شده و اى بهترين درخواست شده و اى (اَوْسَعَ مَنْ اَعْطى وَ يا خَيْرَ مُرْتَجىً اُرْزُقْنى وَ اَوسِعْ عَلَىَّ مِنْ رِزْقِكَ وَ) وسيعتر كسى كه عطا كند و اى بهترين مايه اميد روزيم ده و فراخ گردان بر من از روزيت و (سَبِّبْ لى رِزْقاً مِنْ قِبَلِكَ اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْئٍ قَديرٌ ) وسيله سازى كن روزيم را از جانب خود كه تو بر هر چيز توانايى دعاي ديگر: اين دعا را در سجده آخر ركعت هشتم نافله شب در مصباح ذكر فرموده. دعاء از حضرت رسول اسلام (ص): روايت شده كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله اين دعا را براى طلب روزى تعليم فرمود: (يا رازِقَ الْمُقِلّينَ وَ يا راحِمَ الْمَساكينَ وَ يا وَلِىَّ الْمُؤْمِنينَ وَ يا ذَا الْقُوَّةِ) اى روزى ده نداران و اى مهرورز به مسكينان و اى سرپرست مؤمنان و اى صاحب نيروى (الْمَتينَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ وَارْزُقْنى وَ عافِنى وَ اكْفِنى ما اَهَمَّنى) محكم درود فرست بر محمّد و خاندانش و روزيم ده و عافيتم ده و كفايتم كن آنچه مهم است بر من دعاى حزين كه بعد از نماز شب خوانده مى‌شود: دعاي شريف بعد از نماز شب خوانده مى شود و آن دعاء مطابق آنچه در مصباح متهجّد است اين است: «اُناجيكَ يا مَوْجُوداً فى كُلِّ مَكانٍ لَعَلَّكَ تَسْمَعُ نِدائى فَقَدْ عَظُمَ جُرْمى». (راز گويم با تو اى كه هستى در هرجا و مكان تا شايد فريادم را بشنوى چونكه جرم و گناهم بزرگ) «وَ قَلَّ حَيآئى مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَىَّ الاَْهْوالِ اَتَذَكَّرُ وَ اَيَّها اَنْسى وَ لَوْلَمْ يَكُنْ». (و شرمم كم است مولايم اى مولايم كداميك از هراسهايم را يادآورى كنم و كداميك را فراموش كنم و اگر نباشد) «اِلا الْمَوْتُ لَكَفى كَيْفَ وَ ما بَعْدَ الْمَوْتِ اَعْظَمُ وَ اَدْهى مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ حَتّى». (جز همان مرگ تنها مرا بس است چسان! با اينكه جهان پس از مرگ بزرگتر و سخت تر است مولاى من اى مولايم تا چه) «مَتى وَ اِلى مَتى اَقُولُ لَكَ الْعُتْبى مَرَّةً بَعْدَ اُخْرى ثُمَّ لا تَجِدُ عِنْدى صِدْقاً وَ لا». (وقت و تا كى بگويم كه (من گنهكارم و) تو حق باز خواستم دارى نه يك بار بلكه بارها ولى باز هم تو راستى و) «وَفاءً فَياغَوْثاهُ ثُمَّ واغَوْثاهُ بِكَ يا اَللَّهُ مِنْ هَوىً قَدْ غَلَبَنى وَ مِنْ عَدُوٍّ قَدِ». (وفا از من نبينى، پس اى فرياد و باز هم اى فرياد به درگاه تو خدايا از هواى نفسى كه بر من چيره گشته و از دشمنى كه) «اسْتَكْلَبَ عَلَىَّ وَ مِنْ دُنْيا قَدْ تَزَيَّنَتْ لى وَ مِنْ نَفْسٍ اَمّارَةٍ بِالسُّوءِ اِلاّ ما رَحِمَ». (بر من حمله ور شده و از دنيايى كه خود را برايم آراسته و از نفس فرمانده به بدى جز آنكه پروردگارم رحم كند) «رَبّى مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اِنْ كُنْتَ رَحِمْتَ مِثْلى فَارْحَمْنى وَ اِنْ كُنْتَ قَبِلْتَ». (مولاى من اى مولايم اگر به كسى چون من رحم كرده‌اى پس به من نيز رحم كن و اگر كسى را مانند من پذيرفته‌اى) «مِثْلى فَاقْبَلْنى يا قابِلَ السَحَّرَةِ اقْبَلْنى يا مَنْ لَمْ اَزَلْ اَتَعَّرَفُ مِنْهُ الْحُسْنى يا». (مرا هم بپذير اى پذيرنده ساحران (فرعون) مرا هم بپذير اى كه تا بوده از او نيكى ديده‌ام اى) «مَنْ يُغَذّينى باِلنِّعَمِ صَباحاً وَ مَسآءً اِرْحَمْنى يَوْمَ اتيكَ فَرْدَا شاخِصا اِلَيْكَ». (كه غذايم دادى به نعمتهاى خود در هر صبح و شام رحم كن به من روزى كه به نزدت آيم تنها در حالى كه بلند كرده‌ام) «بَصَرى مُقَلِّداً عَمَلى قَدْ تَبَرَّءَ جَميعُ الْخَلْقِ مِنّى نَعَمْ وَ اَبى وَ اُمّى وَ مَنْ كانَ لَهُ». (بدرگاهت ديده‌ام را و نامه عملم به گردنم افتاده و همه مردم از من بيزارى جويند حتى پدر و مادرم و حتى كسى كه رنج و) «كَدّى وَ سَعْيى فَاِنْ لَمْ تَرْحَمْنى فَمَنْ يَرْحَمُنى وَ مَنْ يُونِسُ فِى الْقَبْرِ وَحْشَتى». (تلاشم براى او بوده پس اگر تو نيز به من رحم نكنى پس چه كسى به من رحم كند و كيست كه مونس وحشت قبرم باشد) «وَ مَنْ يُنْطِقُ لِسانى اِذا خَلَوْتُ بِعَمَلى وَ سآئَلْتَنى عَمّا اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى فَاِنْ». و كيست كه زبانم را گويا كند آنگاه كه با عملم خلوت كنم و بپرسى از من آنچه تو بدان داناترى از خودم پس اگر) «قُلْتُ نَعَمْ فَاَيْنَ الْمَهْرَبُ مِنْ عَدْلِكَ وَ اِنْ قُلْتُ لَمْ اَفْعَلْ قُلْتَ اَلَمْ اَكُنِ الشّاهِدَ». (بگويم آرى كجا از عدل تو گريز گاهى است و اگر بگويم نكردم جواب دهى آيا من گواه تو نيستم) «عَلَيْكَ فَعَفوَكَ عَفْوَكَ يا مَوْلاىَ قَبْلَ سَرابيلِ الْقَطِرانِ عَفْوَكَ عَفْوَكَ يا مَوْلاىَ» (پس گذشتت را گذشتت را خواهانم اى مولايم پيش از پوشيدن پيراهن آتش زا گذشتت گذشتت را خواهم اى مولاى من) «قَبْلَ جَهَنَّمَ وَالنّيرانِ عَفْوَكَ عَفْوَكَ يا مَوْلاىَ قَبْلَ اَنْ تُغَلَّ الاَْيْدى اِلَى الاَْعْناقِ». (پيش از گرفتار شدن جهنم و آتش سوزان گذشتت گذشتت را خواهم اى مولاى من پيش از آنكه دستها به گردنها با زنجير بسته شود) «يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ وَ خَيْرَ الْغافِرينَ». (اى مهربانترين مهربانان و بهترين آمرزندگان).
+ نوشته شده در  جمعه 1390/10/16ساعت 21:38  توسط بهنوش  | 

كيفيت نماز شب (نوع اول)

نماز شب يازده‌ ركعت است: چهار تا دو ركعت (مثل نماز صبح) به نيت نماز شب و يك نماز دو ركعت به نيت نماز شَفْعْ و يك نماز يك ركعتي به نيت نماز وَتْر نيت: دو ركعت نماز شب مي‌خوانم قُربة اِلي الله - در ركعت اول: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول هو الله احد + ركوع + سجده - در ركعت دوم: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول هو الله احد + قنوت + ركوع + سجده + تشهد + سلام. (نماز شبي كه در قست بالا آمده است را چهار بار تكرار كنيد كه جمعاً هشت ركعت نماز شب مي‌شود). نيت: دو ركعت نماز شَفْعْ مي‌خوانم قُربة اِلي الله - در ركعت اول: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول هو‌ الله احد + يك بار سوره قول اعوذ برب الناس + ركوع + سجده. - در ركعت دوم: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول‌ هو الله احد + يك بار سوره قول اعوذ برب الفلق + قنوت + ركوع + سجده + تشهد + سلام. نيت: يك ركعت نماز وَتْر مي‌خوانم قُربة اِلي الله - در ركعت اول: يك بار سوره حمد + سه بار سوره قول هو الله احد + يك بار سوره قول اعوذ برب الفلق + يك بار سوره قول اعوذ به رب الناس - در قنوت: خواندن كامل قنوت + در حاليكه دستهايتان در حالت قنوت است، (با انگشتان دست راست يا با تسبيح) چهل بار بگوييد ( اَللّهُمَّ اِغْفِر لِلْمومِنينَ وَ اَلْمومِناتْ وَ اَلْمُسلِمينَ وَ اَلْمُسلِماتْ ) «خدايا ببخش جميع مؤمنين مرد و مؤمنين زن را». و بعد از آن هفتاد بار بگوييد ( اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبي وَ اَتُوبُ اِلَيه) «آمرزش مي‌طلبم از خدايي كه پروردگارم است و بسويش باز مي‌گردم». سپس هفت بار بگوييد (هذا مَقامُ الْعائِذِ بِكَ مِنَ اَلْنار) «اين است مقام كسي كه از آتش قيامت به تو پناه مي‌برد». سپس سيصد مرتبه بگوييد ( اَلْعَفو ) «ببخش». + و سپس يك بار بگوييد ( رَبّ اغْفِرْلى وَ ارْحَمْنى وَ تُبْ عَلىََّ اِنَّكَ اَنْتَ التّوابُ اَلْغَفُورُ الرّحيم ) «پروردگارا ببخش مرا و رحم كن به من و توبه مرا بپذير به راستي كه تو، توبه پذيرنده، بخشنده و مهرباني». + ركوع + سجد + تشهد + سلام + (پايان نماز) + تسبيحات فاطمة زهرا (س) (تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله عليها): (34 مرتبه، الله اكبر، 33 مرتبه، الحمد لله و 33 مرتبه، سبحان الله) در حديثي آمده: خواندن تسبيحات فاطمه زهرا (سلام الله عليها) از هزار ركعت نماز مستحب، نزد خداوند بهتر است). بهترين و كاملترين آموزش نماز شب
+ نوشته شده در  جمعه 1390/10/16ساعت 21:37  توسط بهنوش  | 

نماز شب و سحر خيزي از منظر قرآن مجيد

نماز شب از منظر قرآن: در تفسير کشف الاسرار چنين آمده که خدای تعالی در سوره مزمل فرمود: «ای محمد به دوستان ما بگوی چون که خواهيد با ما راز و نياز کنيد روی به قبله شرع آريد و قدم در حضرت نماز نهيد». در قرآن کريم ۱۱۲ مرتبه در ۴۵ سوره درباره نماز اوامری آمده است و نيز در ۱۷ آيه آياتی درباره نماز شب و دعوت بندگان برای برپا داشتن آن آمده است و اين همه نشان از اهميت فراوان خلوت شبانه با معبود محمود دارد. اين آيات عبارتند از: (اسرا ۷۹، فرقان ۶۴، سجده ۱۶و ۱۷، طه۳۰، ص ۳۷ و ۳۸، زمر ۹، ذاريات ۱۷و ۱۸، طور ۴۸، مزمل۲و۳و۴و۶، دهر ۲۵ و ۲۶، فجر۳). در ميان نوافل، «نماز شب‏» جايگاه خاصى دارد و تاكيد فراوانى كه‏ در آيات قرآن و احاديث درباره آنست،به مراتب بيش از نمازهاى ديگر مستحب است و به همين جهت، اولياء خدا بر آن مداومت و مواظبت‏ داشتند و به تهجد و عبادت نيمه شب مى‏پرداختند. تا آنجا كه نماز شب‏ را خداوند، بر بنده محبوبش حضرت محمد (ص) واجب ساخته و چنين فرمان داده بود: «و من الليل فتهجد به نافلة لك‏». بخشى از شب را بعنوان نافله به تهجد بپرداز و سحر خيزى كن. قرآن، در توصيف كسانى كه نيايشگران شب و اهل نماز شب‏اند، چنين مي‌‏فرمايد: «و المستغفرين بالاسحار». استغفار كنندگان در سحرها. «و الذين يبيتون لربهم سجدا و قياما». آنانكه در حال سجود و قيام، براى خدا شب زنده‏دارى مي‌‏كنند. «كانوا قليلا من الليل ما يهجعون‏». مردان خدا، مقدار كمى از شب‏ را مي‌‏خوابيدند. در قرآن كريم بارها خداوند به سحرگاهان قسم مي‌خورد، خداوند در سوره فجر، آيات 1 تا 4 و در سوره تكوير، آيه 17 كه ميفرمايد (و اللّيل اذا عسعس) سوگند به شب، چون پشت گرداند. و همين طور در سوره مدّثّر، آيه 33 و 34. همه اين سوگندها نشانه عظمت پايان شب و سحر است و آن موقع كه تاريكي‌ها در حال تمام شدن و نور روشنى در حال بازگشتن است. در سوره مزّمّل آيه 2، خداوند ميفرمايد: (يقم اللّيل إلاّ قلي) و در همين سوره اشاره به ترتيل قرآن در اين وقت دارد. در سوره بني‌ اسرائيل، بعد از آيه 78، كه مربوط به نمازهاى يوميه است، در آيه 79 ميفرمايد: «و من اللّيل فتهجّد به نافلة لك عسى أن يبعثك ربّك مقاماً محموداً». و پاسى از شب را زنده بدار تا براى تو به منزله نافلهاى باشد. اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند. و در سوره مزّمّل، به دنبال همان توصيه شب‌ زنده ‌دارى و قرائت قرآن ميفرمايد: «يإنّ ناشئة اللّيل هى أشدّ و طناً و أقوم قي». مسلّماً نماز و عبادت شبانه پا برجاتر و با استقامت‌تر است. و دليل آن را در آيه 7 ميآورد كه: «يإنّ لك فى النّهار سبحاً طوي». و تو را در روز، آمد و شدى دراز است. نتيجه اين كه، نماز شب و شب زنده‌ دارى و قرائت قرآن در شب، دستور مؤكّد قرآن كريم است و باعث بيدارى قلب و تزكيه و تهذيب انسان مي‌شود. خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد: «و هوالذي جعل لكم اليل لباسا و النوم سباتا...» او (خداوند سبحان) كسي است كه شب را براي شما لباس (و پوشش) قرارداد و خواب را مايه استراحت و... شما قرارداد. كلمه «ليل» بيش از بيست بار در آيات قرآن كريم ذكر شده است و در اين آيه هم خداوند متعال به شب و فوايدي كه انسانها از اين نعمت خداوندي مي‌برند اشاره فرموده است. از آيه استفاده مي‌شود كه شب بنابر مصالحي كه براي انسانها داشته قرار داده شده است: «جعل لكم اليل لباسا...». يعني: شب را براي پوشش شما قرار داد و اين كار هم فقط توسط پروردگار قادر متعال و بنابر حكمت و مصلحت و مهر و محبت بي‌بديل او انجام شده است. و در جايي ديگر از قرآن خداوند مي‌فرمايد: «اناانزلناه في ليله القدر». ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم. نزول قرآن در شب قدر بوده است و شب قدر شبي است كه از هزار ماه يعني حدود 84 سال كه يك عمر مي‌باشد، برتر است. معراج پيامبر اسلام (ص) هم در شب اتفاق افتاده است: «سبحان الذي اسري بعبده ليلا من المسجدالحرام الي ...». پاك و منزه است خداوندي كه بنده‌اش را در يك شب از مسجدالحرام به ... خداوند متعال به پيامبر اكرم (ص) سفارش فرموده‌اند كه در شب به پا خيز و قرآن بخوان زيرا امرسنگين نبوت را بزودي بر تو القاء خواهيم كرد و بايد براي آن آماده شوي. «يا ايها المزمل قم اليل الا قليلا نصفه اوانقص منه قليلا. اوزد عليه ورتل القرآن ترتيلا. انا سنقلي عليك قول ثقيلا». نيمي از شب را يا كمي از آن كم كن. يا بر نصف آن بيفزا و قرآن را با دقت و تأمل بخوان زيرا ما به زودي سخني سنگين به تو القا خواهيم كرد. سپس در آيه بعد از عبادات شبانه به عنوان عباداتي بسيار ارزشمند ياد فرموده است: «ان ناثئه اليل هي اشد و طاوا قوم قيلا». مسلماً نماز و عبادت شبانه پا برجاتر و با استقامت‌تر است و ... در قرآن كريم يك سوره به نام «الليل» يعني شب وجود دارد كه در اين سوره خداوند سبحان به شب قسم ياد فرموده است: (واليل اذا يغشي). و قسم به شب وقتي جهان را بپوشاند. بسياري از بزرگان و عرفا در عرصه شب با ذكر و تلاوت قرآن و نماز و تهجّد و تفكر در آفرينش به درجات بالاي انساني رسيده‌اند. نه فقط رزق و روزي مادي دريافت كرده‌اند بلكه بر سفره‌هايي نشسته‌اند كه سرشار از مائده‌هاي آسماني و روزي‌هاي روحاني بوده است و از اين رهگذر احتياجات مادي و معنوي دنيا و آخرت خويش را تأمين كرده‌اند: «ان المتقين في جنات و عيون اخذين ما اتاهم ربهم انهم كانوا قبل ذالك محسنين. كانوا قليلا من اليل مايهجعون و بالاسحارهم يستغفرون ...». به يقين پرهيزكاران در باغهاي بهشت و در ميان چشمه سارها قرار دارند و آنچه پروردگارشان (از نعمت‌ها) به آنها بخشيده را دريافت مي‌كنند (زيرا در دنيا) از نيكوكاران بودند. آنها كمي از شب را مي‌خوابيدند و در سحرگاهان استغفار مي‌كردند و... سپس خداوند متعال به رابطه راز و نياز شبانه با گسترش و وسعت رزق و روزي اشاره مي‌فرمايند و دريچه‌اي از حق و حقيقت را به روي مؤمنان مي‌گشايند كه بدانيد و آگاه باشيد كه برخلاف آنچه تصور مي‌كنيد كه روزي و وسايل امرار معاش شما در دست اين و آن يا در اين انبار و آن انبار است بدانيد كه روزي شما در آسمان است و توسط خداوند متعال و بنابر مصلحت و حكمت او كه بستگي به معنويت و شايستگي و اطاعت شما از حق و ظرفيت ظرف وجودتان دارد تقسيم مي‌شود: «و في السماء رزقكم و ماتوعدن. فورب السماء والارض انه لحق مثل ما انكم تنطقون». و روزي شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده مي‌شود سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه اين مطلب حق است همانگونه كه شما سخن مي‌گوييد. «الحمدللّه ربّ العالمين و صلّى اللّه على سيّدنا محمّد و آله اجمعين لاسيّما بقيّة اللّه فى الا رضين و اللّعن الدّائم على اءعدائهم من الا ن إلى قيام يوم الدين». يكى از امورى كه بايد همه مسلمانان مورد عنايت قرار دهند، سحرخيزى و تهجّد و راز و نياز سحرگاهان است. در قرآن كريم بيش از ده مورد، اين مسأله ياد شده و با عباراتِ گوناگون از سحرخيزان و شب زنده‌داران، تجليل و تمجيد شده است. «تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ، فَلا تَعَلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْلَمُونَ». پهلوهاى آنان از بسترها، تهى مى‌شود و از جايگاه خودشان بر مى‌خيزند و پروردگارشان را از روى بيم و اميد مى‌خوانند و از آنچه به آنان داده‌ايم انفاق مى‌كنند، كسى نمى‌داند كه به پاداش اعمال آنها چه چيزهايى كه باعث چشم روشنى است، براى آنها ذخيره شده است. پس خوشا به حال كسانى كه به وقت سحر استغفار كنند و شراب مهر به جام عشق در آن وقت بنوشند كه خداوند فرموده: محبوب ترين مردم نزد من كسانى هستند كه هنگام سحر از من آمرزش خواهند. و در سوره قدر مي‌فرمايد: «انا انزلناه في ليله القدر». ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم. نزول قرآن در شب قدر بوده است و شب قدر شبي است كه از هزار ماه يعني حدود 84 سال كه يك عمر مي‌باشد، برتر است. در قرآن كريم يك سوره به نام «الليل» يعني شب وجود دارد كه در اين سوره خداوند سبحان به شب قسم ياد فرموده است: «واليل اذا يغشي» و قسم به شب وقتي جهان را بپوشاند. بسياري از بزرگان و عرفا در عرصه شب با ذكر و تلاوت قرآن و نماز و تهجد و تفكر در آفرينش به درجات بالاي انساني رسيده‌اند. نه فقط رزق و روزي مادي دريافت كرده‌اند بلكه بر سفره‌هايي نشسته‌اند كه سرشار از مائده‌هاي آسماني و روزي‌هاي روحاني بوده است و از اين رهگذر احتياجات مادي و معنوي دنيا و آخرت خويش را تأمين كرده‌اند. شب بهترين زمان براي تماشاي ستارگان و سياره‌ها و كهكشانها و مطالعات نجومي و پي‌بردن به رمز و راز ساير كرات و كهكشان‌ها است. در عرصه شب منظر بديع ستارگان و كهكشان‌ها براي هر انسان انديشمند و صاحب تفكري تماشاگه راز است: «ان في... اختلاف اليل والنهار لايات لالي الالباب الذين يذكرون الله قياما و قعودا و علي جنوبهم و يتفكرون في خلق السماوات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار». مسلماً در... اختلاف شب و روز نشانه‌هاي روشني براي خردمندان است. همان كساني كه خدا را در حال ايستاده و نشسته و آنگاه كه بر پهلو خوابيده‌اند ياد مي‌كنند و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مي‌انديشند و مي‌گويند: بارالها! اينها را بيهوده نيافريده‌اي؛ منزهي تو، ما را از عذاب آتش نگهدار. خداوند در آیه‌های آخر سوره بنی‌ اسرائیل میفرماید: به آنهایی که نماز شب میخوانند و تهجد میکنند من مقام محمود و پسندیده میدهم. «و من اليل فتهجد به نافله لك عسى ان يبعتك ربك مقاماً محمودا». به شب بر خيز (اى محمد) و نمازگزار، اين افزونى است براى تو، اميد كه خداوند تو را به ايستادن گاهى پسنديده بر پا دارد، كه پيشينيان و پسينيان، تو را در آن كار (نماز نافله) بستايند. مقام محمود چيست ؟ مقام محمود چنانكه از لفظش پيداست معنى وسيعى دارد كه شامل هر مقامى كه درخور ستايش باشد ميشود ولى مسلماً در اينجا اشاره به مقام ممتاز و فوق العادهاى است كه براى پيامبر در سايه عبادتهاى شبانه و نيايش در دل سحر حاصل مي‌شده است. مفسرين در مورد مقام محمود گفته‌اند كه اين مقام همان شفاعت كبراى پيامبر است. اين تفسير در روايات متعددى نيز وارد شده است: در تفسير عياشى از امام باقر (ع) يا امام صادق (ع) ميخوانيم كه در تفسير جمله «عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا» فرمود: «هى الشفاعة». بعضى از مفسران كوشش كرده‌اند كه از مفهوم خود آيه اين حقيقت را دريابند: آنها معتقدند كه جمله «عسى ان يبعثك» دليل بر اين است كه اين مقامى است كه خدا در آينده به تو خواهد داد. مقامى است كه ستايش همگان را برمى‌انگيزد، زيرا سودش به همگان ميرسد، (چرا كه محمود در جمله بالا مطلق است و هيچگونه قيد و شرطى ندارد). از اين گذشته حمد و ستايش در برابر يك عمل اختيارى است، و چيزى كه واجد همه اين صفات باشد چيزى جز شفاعت عامه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) نيست. اين احتمال نيز وجود دارد كه مقام محمود همان نهايت قرب به پروردگار است كه يكى از آثارش شفاعت كبرى ميباشد. گرچه مخاطب در اين آيه ظاهراً پيامبر (ص) است، ولى از يك نظر ميتوان حكم آن را تعميم داد و گفت همه افراد با ايمان كه برنامه الهى روحانى تلاوت و نماز شب را انجام ميدهند سهمى از مقام محمود خواهند داشت، و به ميزان ايمان و عمل خود به بارگاه قرب پروردگار راه خواهند يافت، و به همان نسبت ميتوانند شفيع و دستگير واماندگان در راه شوند. زيرا مى‌دانيم هر مؤمنى در شعاع ايمان خود از مقام شفاعت برخوردار خواهد بود، ولى مصداق اتم و اكمل اين آيه شخص پيامبر (ص) است. به همين دليل دوستان خدا هميشه از عبادتهاي آخر شب براي تصفيه‌ روح و حيات قلب و تقويت اراده و تكميل اخلاص نيرو مي‌گرفته‌اند. در آغاز اسلام نيز پيامبر (ص) با استفاده از همين برنامه‌ روحاني مسلمانان را پرورش داد و شخصيت آنها را آن قدر بالا برد كه گويي آن انسان سابق نيستند، يعني از آنها انسانهاي تازه‌اي آفريد مصمم، شجاع، با ايمان، پاك و با اخلاص و شايد مقام محمود كه در آيات فوق به عنوان نتيجه‌ نافله شب آمده است اشاره به همين حقيقت نيز باشد. بررسي رواياتي كه در منابع اسلام در فضيلت نماز شب وارد شده نيز روشنگر همين حقيقت است؛ به عنوان نمونه: 1ـ پيغمبر اكرم (ص) مي‌فرمايد: «خيركم من اطاب الكلام و اطعم الّطعام و صلَّي بالليل و الناس نيام». در سوره الزمر (آيه 9) آمده: آيا انسان ناسپاس بهتر است يا انساني كه در دل شب سجده مي‌كند و خداي را سپاس مي‌گويد، و قنوت خوان است و او از وحشت عذاب آخرت به اميد رحمت خداوند برپا مي‌ايستد و نماز مي‌خواند. و همچنين در سوره ذاريات (آيه 17) آمده است: آن پرهيزكاراني كه بي‌گمان در بهشت مكان داده شده‌اند آنهايي هستند كه شب‌ها كم مي‌خوابند و سحرگاهان به استغفار و طلب آمرزش مي‌پردازند. اين عبادات شب زنده‌دار شب را كم مي‌خوابند و به عبادت مشغول مي‌شوند، اما به عبادت خود مغرور نيستند و در هنگام سحر از خداوند طلب آمرزش مي‌كنند. در سوره سجده (آيه 16) آمده است كه: آنها پهلوهاي خود را از بستر گرم برمي‌گيرند، و از خوابگاه خوش دوري مي‌گزينند و خالق و ربّ خويش را مي‌خوانند و از ترس گناهان خويش به رحمت او چشم مي‌دوزند و از آن چيزي كه خدا قسمت آنها كرده و روزيشان نموده است انفاق مي‌كنند. (دو تفسير در روايات اسلامى وارد شده: تفسيرى به نماز عشاء و اشاره به اينكه مؤمنان راستين بعد از نماز مغرب و قبل از نماز عشاء به بستر نمىروند مبادا خواب آنها را بگيرد، و نماز عشايشان از دست برود زيرا در آن زمان معمول بوده كه در آغاز شب به استراحت مي‌پرداختند و نماز مغرب و عشاء را طبق دستور استحباب جدائى ميان (نمازهاى پنجگانه) از هم جدا مىكردند و هر كدام را در وقت فضيلت خود بجا مي‌آورند. هرگاه بعد از نماز مغرب و قبل از وقت عشا مىخوابيدند ممكن بود براى نماز عشا بيدار نشوند). در سوره مزمل (آيه 6) آمده است: خواندن آيات و نماز و راز و نياز كردن با خداوند و هم صحبت شدن با او در دل شب استوارتر و بهتر است. در سوره دهر (آيه 26) آمده است كه: خواندن آيات و نماز و راز و نياز كردن با خداوند و هم صحبت شدن با او در دل شب استوارتر و بهتر است. در سوره آل عمران (آيه 17) آمده است كه: اين بندگان، صابر و شكيبا در بلايا و سختي‌ها، راست گفتار و فرمانبر در هر حال و انفاق كنندگان از اموال و آمرزش خواهان در سحرگان. (پس بندگان واقعي خداوند هم صابرند و هم صادق و هم فرمانبر از امر خدايند و هم انفاق كننده و هم استغفار كننده در سحرگاهان و ما مي‌دانيم در نماز شب و در نماز وتر مستحب است هفتاد بار استغفار شود. در سوره آل عمران (آيه 112) آمده است كه: اهل كتاب همه يكسان نيستند، بلكه عده‌اي از آنها هستند كه قيام به حق و ايمان مي‌كنند و پيوسته در اوقات شب آيات خداوند را تلاوت مي‌نمايند در حاليكه سجده مي‌نمايند. در سوره فرقان (آيه 64) آمده است كه: و آنان كه براي رضاي پروردگار خويش شب‌ها يا در حال سجده هستند و يا اينكه ايستاده‌اند آنها شب را تا به صبح بيدارند و خدايشان را عبادت مي‌كنند. در سوره المزمل (آيه 2) آمده است كه: برخيز شب (براي عبادت و نماز) مگر اندكي (كه در اين اندك فقط بخواب) نيمي از آن را يا كم كن از آن اندكي. در سوره الفجر (آيه 3) آمده است كه: سوگند به شَفع و سوگند به وَتر. (كلمات شفع و وَتر را معاني مختلفي كرده‌اند كه از جمله معاني، شفع اشاره به نماز دو ركعتي و وَتر نماز يك ركعتي در اين فريضه الهي است. در قرآن مجيد از پاداش بزرگ و نفيسي كه خداوند به زاهدان شب عنايت مي‌كند، خبر داده، مي‌فرمايد: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ». هيچ كس نمي‌داند كه در ازاي كاري كه انجام داده‌اند، چه (پاداش مهم) و چشم روشني‌اي براي آنها نهفته شده است. حضرت امام صادق (ع) در تفسير اين آيه شريفه فرمود: «ما مِنْ حَسَنَةٍ إِلاّ وَ لَها ثَوابٌ مُبَيَّنٌ فِي الْقُرْانِ إِلّا صَلاةُ اللَّيْلِ فَإِنَّ اللهَ عَزَّ اسْمُهُ لَمْ يُبَيِّنٌ ثَوابَها لِعِظَمِ خَطَرِها قالَ: فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ». هيچ كاري نيكي نيست جز آنكه پاداشش در قرآن بيان شده است مگر نماز شب كه خداوند به خاطر عظمت شأن آن ثوابش را برملا نكرده و فرموده است: «فَلا تَعلَمُ نَفس». ممكن است در اينجا اين سؤال پيش آيد كه چرا پاداش عظيم نماز شب مخفي نگاه داشته شده است؟ اين سؤال را به سه شكل مي‌توان پاسخ داد: 1. كارهاي ارزشمند و عظيم چنان است كه حقيقت آنها به سادگي قابل درك نيست، در عين حال پنهان داشتن پاداش آنها نشاط انگيزتر است. 2. قرّة‌العين و چشم روشني، آن قدر بزرگ و گسترده است كه دانش انسان از رسيدن به تمام خصوصيات آن ناتوان است. 3. چون «نماز شب» مخفيانه و دور از چشم ديگران انجام مي‌گيرد، پاداش آن نيز پنهان و دور از چشم مردمان است. نماز شب از منظر ائمه معصومين (عليهم السلام) از رسول خدا (ص) نقل شده است: «أشرف اُمَّتي حملةُ الْقرانِ و اصْحاب اللَّيلِ». بزرگان و اشراف امّت من دو گروه‌اند: حاملان (حافظان) قرآن، و شب زنده‌داران. مهمترين نكته‌اي كه بايستيكه به آن توجه زيادي داشته باشيد اين است كه اعمال مستحبه و نوافل در صورتي مفيد و مؤثر است كه استمرار و تداوم داشته باشد، چنانكه در احاديث آمده است: هر عمل نيكي را كه شروع مي‎كنيد حداقل آن را تا يك سال ادامه دهيد كه تأثير عمل در تداوم آن است. در حديثي از پيامبر (ص) آمده است كه: دو ركعت نماز در دل شب پيش من از دنيا و آنچه در آن است محبوتر است. همچنين رسول خدا (ص) فرمود: «نزد من دو ركعت نماز در دل شب از دنيا و آنچه در اوست، بهتر است». نيز آن بزرگوار فرمود: «خداوند، ابراهيم را دوست نگرفت، مگر به خاطر خوراندن طعام (به مردم) و خواندن نماز در شب، درحالي كه مردم در خواب بودند». ما نمي‌دانيم كه اين دوستي كه خداوند آن را به ابراهيم داده است، چه مقام با عظمتي است. تمام بهشت‌ها را اگر به ابراهيم خليل بدهند، در آن نظر نكند. نعمت‌هاي آن عالم را با اين جهان مقايسه نكن، و بدان كه اهميت پاداش نمازگزاران در دل شب را خداوند مي‌داند؛ اما افسوس كه ايمان ما سست است؛ والا چگونه شب را تا صبح به غفلت سپري مي‌كرديم. آن حضرت در جايى مى‌فرمايند: آنقدر جبرئيل مرا سفارش به نماز شب كرد كه گويا نيكويان امتم شب نمى‌خوابند. دو ركعت نماز در شب را بر همه دنيا ترجيح مى‌دهم. و نيز فرمود: شريفترين امت من اهل قرآن و شب زنده ‌دارند. و در حديت ديگري آمده است كه: «شرف المؤمن صلاته بالليل‏». شرف مؤمن به نماز شب اوست. در حديثي آمده است: «كذب من زعم انه يحبنى فاذا جنه الليل نام عنى،اليس كل محب يحب خلوة حبيبه؟» دروغ مي‌‏گويد آنكه مدعى محبت من است، ولى وقتى شب‏ او را فرا مي‌‏رسد، مى‏خوابد،آيا مگر نه اينكه هر عاشقى، خلوت با معشوقش را دوست دارد؟... تفسير نمونه جلد 12 صفحه 230 آمده است كه: «اى محمد هر چه مى‌خواهى عمر كن اما بدان كه سرانجام خواهى مرد، و به هر چه مى‌خواهى دل ببند اما بدان سرانجام از آن جدا خواهى شد، و هر عملى مى‌خواهى انجام ده ولى بدان سرانجام، عملت را خواهى ديد، و نيز بدان كه شرف مؤمن نماز شب او است، و عزتش خود دارى از ريختن آبروى مردم است». اين اندرزهاى ملكوتى جبرئيل كه همه حساب شده است نشان ميدهد كه نماز شب آنچنان شخصيت و تربيت و روحانيت و ايمانى به انسان ميدهد كه مايه شرف و آبروى او است همانگونه كه ترك مزاحمت نسبت به مردم، سبب عزت خواهد شد. روزي رسول اكرم (ص) به يكي از اصحابش فرمود: اگر مايلي راه‌هاي خير را به تو نشان بدهم. سپس فرمود: «... قيام الرّجل في جوف اللّيل يبتغي وجه الله». (يكي از راهها) برخاستن مرد در دل شب در پي يافتن رضاي خداست. حضرت على (ع) فرمود: هرگاه رسول خدا (ص) براى نماز شب بر مى‌خاست، نخست مسواك مى‌كرد، سپس به آسمان مى‌نگريست و اين آيات را زمزمه مى‌كرد: «إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لاَياتٍ لاُِوْلِى الاَْلْبابِ ...». مسلّماً در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و رفتِ شب و روز، نشانه‌هاى (روشنى) براى خرمندان است. حضرت علي (ع) هم در وصف شب زنده ‌داران فرموده است: شب زنده‌ داري خواب را از چشم او ربوده و به اميد ثواب ... پرهيزكاران در شب بپا ايستاده مشغول نمازند. قرآن را جزء جزء و با تفكر و انديشه مي‌خوانند و با قرآن جان خود را محزون و داروي درد خويش را مي‌يابند... بكوشيد در دل شب‌ها با شب زنده ‌‌داري و ... كجايند ياران شهيدي كه رنگ صورتشان از شب زنده‌داري زرد شده بود ... اي نوف! همانا داوود پيامبر در چنين ساعتي از شب بر مي‌خاست و ... امام صادق (ع) فرمود: «ازجمله سفارش‌هاي پيامبر (ص) به علي‌ (ع) اين بود كه اي علي! تو را به صفاتي در خودت سفارش مي‌كنم؛ پس آنها را حفظ كن. سپس گفت: «خداوندا! او را ياري نما! تا اين كه فرمود: بر تو باد نماز شب! برتو باد نماز شب! بر تو باد نماز شب». حضرت علي (ع) به پسر عمران مي‌فرمايد: اي پسر عمران، دروغ مي‌گويد آن كسي كه گمان مي‌كند مرا دوست دارد در حاليكه چون شب فرا مي‌رسد از من چشم مي‌پوشد و به خواب مي‌رود! آيا نه مگر چنين است كه هر عاشقي خلوت با معشوقش را دوست مي‌دارد؟ هان اي پسر عمران، اين منم كه بر دوستانم مطّلعم؛ چون شب آنان را فرا گيرد چشم دلشان را دگرگون مي‌سازم (كه جز من چيزي نمي‌بينند) و عقوبتم را در مقابل ديدگانشان مجسّم مي‌كنم (بدان گونه كه) از راه شهود و رويا رويي با من به مخاطبه مي‌پردازند و حضوراً با من به گفتگو مي‌نشينند. اي پسر عمران، در دل شبهاي تار از دلت خشوع و از تنت خضوع و از چشمانت قطرات اشك نثار من بنما و مرا بخوان كه مرا به خود نزديك و اجابت كننده دعوتت خواهي يافت. (بحار الانوار، ج 78، ص 139). امام باقر (ع) مي‌فرمايد: هيچ قطره‌ای نيست که نزد خدای عزوجل محبوبتر باشد از قطره اشک در ظلمت شب که از خوف خدا باشد و جز برای او منظوری نباشد. حضرت علي (ع) فرمود: «طُوبي لِنَفْسِ اَدَّتّ اِلي رَبِّها فَرْضَها، وَ عَرَكَتْ بِجَنْبِها بُؤْسَها، وَ هَجَرَتْ فِي اللَّيْلِ غُمْضَها، حَتّي اِذا غَلَبَ الْكَري عَلَيْها اِفْتَرَشَتْ أرَضَها، وَ تَوسَّدَتْ كَفَّها، في مَعْشَرٍ اَسْهَرَ عيُونَهُمْ خَوفٌ مَعادِهِمْ، تَجافَتْ عَنْ مَضاجِعِهِمْ جُنُوبُهُمْ وَ هَمْهَمَتْ بِذِكْرِ رَبِّهِمْ شِفاهُهُمْ وَ تَقَشَّعَتْ بِطُولِ اسْتِغْفارِهِمْ ذُنُوبُهُمْ أولئِكَ حِزْبُ اللهِ ألا اِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْمُفْلِحُون». خوشا به حال آن كس كه مسؤوليتهاي واجب را در پيشگاه خدا به انجام رسانده و در راه خدا هرگز سختي و تلخي را به جان خريده و به شب زنده‌داري پرداخته است و اگر خواب بر او چيره شد بر روي زمين خوابيده و كف دست را بالين خود قرار داده و در گروهي است كه ترس از معاد، خواب را از چشمانشان ربوده و پهلو از بسترها گرفته و لبهايشان به ياد پروردگار در حركت و با استغفار طولاني گناهان را زدوده‌اند: «آنان حزب خداوندند و قطعاً حزب خدا رستگار است». حضرت رسول اكرم (ص) در ضمن وصيتهاي خود به حضرت اميرالمؤمنان علي (ع) فرمودند: «عَليكَ بِصَلوهِ اللّيلِ، بِصلوهِ الّليلِ، بِصلوهِ اللّيلِ» يعني سه مرتبه فرمودند: نماز شب خواندن را بر خود لازم بشمار. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «لَيْسَ مِنْ شِيْعَتِنا مَنْ لَمْ يُصَلِّ صَلوة اللّيل». كسى كه نماز شب نمى‌خواند، از شيعيان ما نيست. در حديثى از امام صادق (ع) چنين مى‌خوانيم: «أَبْغَضُ الْخَلْقِ إلى اللّه جِيْفَةٌ بِاللَّيلِ، بطالٌ بِالنَّهار». مبغوض‌ ترين و ناپسندترين مردم نزد خداوند، كسى است كه [شب را سراسر به خواب رود] بسان مردارى گنديده و در روز بيكار و تنبل باشد. امام صادق (ع): به يكى از يارانش فرمود: «لا تدع قيام الليل فان المغبون من حرم قيام الليل». دست از قيام شب برمدار، مغبون كسى است كه از قيام و عبادت شب محروم گردد. ابن ابي ‌يعفور (راوي حديث) مي‌گويد به حضور امام صادق (ع) عرضه داشتم قربانت شوم بفرمائيد آن ساعتي كه نزديكترين ساعات انسان به خدا و خدا به او نزديك است كدام ساعت است؟ فرمود: چون آخر شب برخيزد در حالي كه چشمها در خوابند، وضوئي شاداب گرفته و در عبادتگاه خود بايستد و با توجه قبلي به خدا، تكبير نماز گفته و با تلاوت فرازهايي از قرآن دو ركعت نماز به جاي آورده و آنگاه برخيزد براي ادامه نماز، در اين هنگام از سوي آسمان از جانب عرش، اين ندا برخيزد: اي بنده خدا خوان، الآن، احسان و خيز از جانب عالم ملكوت بر سرت در حال فروريختن است، و فرشتگان از كنار قدمهايت تا عَنان آسمان اطرافت را گرفته‌اند و خداي مهربان ندا مي‌كند: اي بنده من، اگر بداني با كه در حال گفتگو و راز و نيازي، انفتال از خود نشان نمي‌دهي. رواي مي‌گويد: عرض كردم اي فرزند پيامبر (ص) قدايت شوم مقصود از (انفتال) چيست؟ امام (ع) در حالي كه صورت خود را به سمت پشت سر مي‌چرخانيد، فرمود: انفتال اين است كه صورت و بدنت را برگرداني. (محتمل است كنايه از انصراف دل و توجه به غير خدا باشد). حضرت صادق (ع) فرمودند: شرافت مؤمن در نماز شب خواندن و عزّت مؤمن در اين است كه متعرض اعراض مردم چيزهايي كه مردم عنايت به پنهان ماندن آن دارند، نشود، به اين معنا كه تفحص در امور مردم نداشته باشد و غيبت آنان را نكند. و نيز حضرت صادق (ع) فرمودند: «مال دنيا و فرزندان، زينت زندگي اين دنيا و نماز شب، زينت آخرت است». اسحق بن عمار ضمن روايتی از امام صادق (ع) نقل مي‌کند که ايشان از پدران بزرگوار و آنان از رسول خدا (ص) نقل مي‌کنند که فرمود: خدای تعالی به بنده‌ای که نماز شب را در روز قضا بکند مباهات مي‌کند و مي‌فرمايد: ای فرشتگان من، اين بنده من چيزی را که به او واجب نکرده‌ام قضا مي‌کند گواه باشيد که من او را آمرزيدم». اگر مردم مي‌دانستند كه (در اثر نخواندن نماز شب) چهار ثواب بزرگ و پاداش هميشگی را از دست داده‌اند، گريه‌هايشان بر از دست دادنش طولاني ميشد. امام صادق (ع) به سليمان ديلمى فرمود: اى سليمان! نماز شب را ترك نكن، همانا زيانكار كسى است كه از نماز شب محروم بماند. امام صادق(ع) فرمود: «نَوْمَة ُالغَداةِ مَشُومَةٌ، تَطْرُدُ الرِّزْقَ وَ تُصَفِّرُ اللَّوْنَ وَ تَقْبحُهُ وُ تُغَيِّرُهُ، وَ هُوَ نَومُ كُلِّ مَشُومٍ، اِنَّ اللهَ تَباركَ وَ تَعالي يَقَسِّمُ الاَرْزاقَ ما بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ اِلي طُلُوعِ الشَّمْسِ فَاِيّاكُمْ وَ تِلْكَ النَومَة َ». خواب صبح و بين الطّلوعين ضررهاي ذيل را دارد: خواب نَحْس و نامباركي است؛ رزق را دور مي‌كند؛ رنگ را زرد و زشت كرده و چهره را تغيير مي‌دهد و آن خواب هر بدخويي است. به راستي كه خداوند سبحان رزقهاي بندگان را بين طلوع فجر [ اوّل وقت نماز صبح] تا طلوع خورشيد تقسيم مي‌كند؛ پس از چنين خوابي جدّاً بپرهيزيد. «عن حمران بن اعين عن ابي عبدالله قال: كان علي بن الحسين قاعداً في بيته اذ قرع قوم عليهم الباب فقال يا جارية‌ انظري من بالباب؟ فقالوا قوم من شيعتك فوثب عجلان حتي كاد ان يقع فلما فتح الباب و نظر الهيم رجع و قال كذبوا فاين السمت في الوجوه؟ اين اثر العبادة؟ اين سيماء السجود؟ انما شيعتنا يعرفون بعبادتهم و شعثهم قد قرحت العبادة منهم الاناف و دثرت الجباه والمساجد خمص البطون ذبل الشفاه قد هيجت العبادة وجوههم و اخلق سهر الليالي وقطع الهواجر جثثهم المسبحون اذا سكت الناس و المصلون إذا نام الناس و المحزونون اذا فرح الناس يعرفون بالزهد كلامهم الرحمة و تشاغلهم بالجنة». حمران بن اعين روايت مي‌كند: ابو عبدالله امام صادق (ع) فرمود: ‌امام سجاد در خانه خود نشسته بود كه در زدند امام به كنيز خود فرمود ببين چه كسي در مي‌زند آنها (كه پشت در بودند) گفتند ما از شيعيان شما هستيم امام (از خوشحالي) چنان با عجله برخاست كه نزديك بود به زمين بيفتد وقتي امام در را باز كرد و به آنها نگاه كرد برگشت و فرمود آنها شيعه نيستند و دروغ مي‌گويند نشانه (بندگي در) سيمايشان كجا است؟ اثر عبادت كجا است؟ نشاني سجود كجاست؟ ‌شيعيان ما به عبادت و به ظاهرشان شناخته مي‌شوند عبادت بيني آنها را (كه بسيار به خاك ساييده شده) زخم كرده پيشاني و جاي سجده آنها پينه بسته است. آنها از روزه بسيار لاغرند و لبهايشان (از ذكر فراوان) خشكيده است. عبادت، چهره‌هايشان را دگرگون كرده و شب بيداري، جواني را از آنها گرفته است. و روزه گرفتن در روزهاي گرم، بدنشان را تكيده كرده است. آنها هنگامي كه مردم خاموشند تسبيح خدا را مي‌گويند و وقتي مردم در خوابند نماز مي‌گزارند؛ و زماني كه مردم (به خاطر غفلت) شادمانند (‌از خوف خدا) اندوهناكند. آنها را ديگران به زهد (دلبستگي به دنيا نداشتن) مي‌شناسند سخن آنها رحمت است. و آنان براي بهشت در كار و تلاشند. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «ليس من شيعتنا من لم يصل صلاة ‌الليل». كسي كه نماز شب نخواند شيعه كامل نيست. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «عن ابي بصير قال: قال الصادق uشيعتنا اهل الورع و الاجتهاد و اهل الوفا و الامانة و اهل الزهد و العبادة و اصحاب احدي و خمسين ركعة في اليوم و الليلة والقائمون بالليل الصائمون بالنهار يزكون اموالهم و يحجون البيت و يجتنبون كل محرم». ابو بصير مي‌گويد: امام صادق (ع) فرمود شيعيان ما پارسا، كوشا در پرستش خدا، وفادار، امانتدار، زاهد و عابدند آنها در شبانه روز پنجاه و يك ركعت نماز (واجب و مستحب) مي‌گزارند و نماز شب مي‌خوانند و روزه مي‌گيرند و زكات اموال خود را مي‌دهند و حج مي‌گزارند و از هر حرامي دوري مي‌كنند». حضرت رضا (ع) فرمود: «بدانيد كه نمازهاي نافله به خاطر تفاوت مردم در توانشان تشريع شده است؛ زيرا برخي از برخي، قويترند، نمازهاي واجب براي پايين ترين سطح وضع شده، سپس مستحبات در پي آن آمده است تا قوي و ضعيف در حد توانشان عمل نمايند، بنابراين هيچ كس فراتر از توانش مكلّف نشده است ... همچنين است روزه و حج و براي هر واجبي، مستحبي بدين معنا وجود دارد. حضرت رضا (ع) فرمود: «حَسِّنُوا نَوافِلَكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّها هَدِيَّةٌ إِلَي اللهِ عَزَّوَجَلَّ». نمازهاي نافله را زيبا ادا كنيد و آگاه باشيد كه آنها هديه‌اي به پيشگاه خداي بزرگ است. انجام مستحبات و ترك مكروهات يكي از نقطه‌هاي آغاز در رسيدن به كمال، التزام به نوافل و مستحبات است. نوافل و سنن صالحه چندان مهم است كه بعضي از فقها ترك جميع سنن را از آن جهت كه دليل بر بي‌اعتنايي به آداب شرع مقدس است حرام دانسته‌اند. التزام و استمرار بر نوافل و مستحبات سه اثر مهم دارد: 1. گناهان انسان را محو مي‌سازد، چنانكه خداوند متعال مي‌فرمايد: «وَ أَقِمِ الصََّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ». نماز بگذار در آغاز و انجام روز و ساعاتي از شب. زيرا نيكي‌ها بدي‌ها را از ميان مي‌برد... و در حديث آمده است كه نماز مؤمن در شب گناهان روز او را از بين مي‌برد. و در بعضي نقل‌ها آمده است كه نماز وِتْر گناهان را از بين مي‌برد. 2. نواقص و كمبودهايي را كه بر اثر غفلت يا قصور در فرايض و واجبات رخ داده است، جبران مي‎كند. مثلاً نوافل يوميه ـ خصوصاً نوافل شب (نماز شب)، نواقص نمازهاي يوميه را مرتفع مي‌سازد، روزه‌هاي مستحبّي نواقص روزه‌هاي ماه رمضان را برطرف مي‌كند، صدقات مستحبّه كمبودهاي واجبات مالي از قبيل زكات و خمس را رفع مي‌نمايد و ... احتمال دارد كه اعمال مستحبه مطلقاً در رفع نواقص كليه فرايض و واجبات مؤثر باشد. در اين مورد به چند حديث اشاره مي‌شود. از امام باقر (ع) نقل شده است كه فرمود: «إنَّما جُعِلْتَ النّافلةُ لِيَتُمَّ بها ما يَفْسُد منَ الْفريضةِ». نماز نافله براي آن قرار داده شده است كه فساد و نقص فرايض را جبران كند. و در حديث ديگر آمده است: «إنَّ تباركَ و تعالي أتمَّ صلوةَ الْفريضةَ بصلوةِ النّافِلةِ». خداوند تبارك و تعالي نماز واجب را با نماز نافله كامل كرده است. ابو حمزه ثمالي مي‌گويد كه امام (ع) فرمود: هيچ نمازي بدون حضور قلب قبول نيست. من عرض كردم: فدايت شوم، همه ما هلاك شديم؟ فرمود: نه، زيرا خداوند متعال اين گونه عبادات را به وسيله نافله‌ها كامل مي‎گرداند. 3. موجب تقرّب به خداوند سبحان مي‌شود، چنانكه مي‌فرمايد: «تَتَجافي جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ». مؤمنان حقيقي شبها پهلو از بستر بر مي‌دارند و خداي را با بيم و اميد مي‌خوانند و از آنچه روزيشان كرده‌ايم انفاق مي‌كنند. پس هيچ كس نمي‌داند به پاداش اعمالشان چه نعمتها به عنوان چشم روشني براي آنها در عالم غيب آماده شده است. و در حديث قدسي آمده است: «... و ما تقرَّب إليَّ عبدٌ بشيْ ءٍ احبُّ إليَّ ممّا افْترضْتُ عليهِ و انَّهُ ليتقرَّبُ إليَّ بِالنّافلةِ حتي اُحبَّهُ فَإذا احْبيْتُهُ كُنْت سَمْعَهُ الّذي يسْمع بِهِ، و بصرهُ الَّذي يُبْصرُ بِهِ و لِسانَهُ الّذي ينْطقُ بِهِ وَيَدَهُ التَّي يَبْطِشُ بها، إنْ دعاني أجبتُهُ، و إنْ سَئلني أعْطَيْتُهُ...». هيچ بنده‌اي به عبادتي بهتر از فرايض و واجبات به من تقرّب نجسته است و او به وسيله نوافل به من تقرب مي‎جويد تا جايي كه من او را دوست بدارم؛ آنگاه كه دوستش داشتم من گوش شنواي او و ديده بيناي او و زبان گويا و دست تواناي او خواهم بود، اگر مرا بخواند پاسخش مي‌دهم و چنانچه چيزي از من بخواهد ارزاني‌اش مي‌دارم. در حديث ديگر آمده است: «صلوةُ النَّوافِلِ قُربانُ كلِّ مؤمنِ ...». نماز نافله وسيله نزديك شدن مؤمنان به خداوند است ... از اميرالمؤمنين (ع) روايت است كه دل آدمى اقبالى دارد و ادبارى (گاه رو كند و در نشاط باشد و گاه پشت كند و خسته و ملول بود) هرگاه در حال نشاط بود به نوافل بپردازيد و چون پشت كند به واجبات اكتفا نمائيد. در حديث ديگر فرمود: اگر نافله به نماز فريضه لطمه زند آن نافله شما را به خدا نزديك نسازد. امام صادق (ع) فرمود: بسا شود كه يك نماز جز نيمى از آن يا ثلث يا ربع يا يك پنجم آن بالا نرود زيرا از نماز آن بالا رود و پذيرفته گردد كه به دل در آن توجه شده باشد. و اينكه به ما دستور داده‌اند نافله بخوانيم تا بدين وسيله كمبود قبولى نماز واجب جبران شود. از آن حضرت رسيده كه كوتاه خواندن نماز واجب (كه حسب معمول به جماعت ادا مى‌شود) و طولانى خواندن نافله خود نوعى عبادت است. از امام باقر (ع) روايت شده كه اگر نماز واجبى بدهكار بودى تا آن را قضا نكنى به نافله مپرداز. در حديث آمده كه پيغمبر (ص) از خواندن نافله در اين سه وقت نهى نمود: هنگام طلوع خورشيد و هنگام غروب آن و موقعى كه آفتاب در وسط آسمان باشد. و در حديث ديگر آمده است: مداومت بر كار خير آثار خوبي از آن ناشي مي‌شود از جمله: ترك كارهاي زشت، پرهيز از لغزش و گناه، حصول يقين، حبّ نجات، طاعت خداي رحمان، تعظيم منطق و برهان، دوري از وسوسه شيطان و پذيرفتن عدل و گفتار حق. اينها چيزهايي است كه شخص خردمند از تداوم بر كار خوب به دست مي‌آورد. و در حديث ديگر در اهميت مداومت بر كار خير از امام باقر (ع) نقل شده است كه آن حضرت همواره مي‌فرمود: هنگامي كه بر كار خوبي خود را عادت مي‌دهم دوست دارم كه بر آن مداومت داشته باشم. چنانچه نتوانم آن را در شب انجام دهم قضاي آن را در روز بجا مي‌آورم و اگر در روز از من فوت شود در شب آن را قضا مي‌كنم. به راستي محبوبترين عمل نزد خدا عملي است كه دوام داشته باشد. مقصود از التزام به نوافل و مستحبات آن نيست كه انسان تمام مستحبات را بجا آورد كه چنين چيزي نه ممكن است و نه جايز، زيرا نه امكانات اجازه مي‌دهد و نه ساير تكاليف و مسئوليتها براي انسان اين همه وقت باقي مي‌گذارد بلكه مقصود آن است كه انسان در حدود شرايط و امكانات فردي و اجتماعي اعمالي را انتخاب كند و ملتزم به انجام آن باشد. در شرع انور نسبت به پاره‌اي از عبادات و مستحبات و خدمات و صدقات و سنن صالحه بيشتر تأكيد شده و سيره و روش اولياي دين و ائمه معصومين (عليهم السّلام) بر التزام به اين گونه سنن بوده است مانند: قرائت قرآن، تهجّد و شب زنده‌داري و مناجات و راز و نياز در دل شب (آنگاه كه چشم‌ها همه در خوابند)، التزام به اوّل وقت در نمازهاي واجب، بجا آوردن پنجاه و يك ركعت نماز در شبانه روز كه هفده ركعت آن واجب و بقيه مستحب است به ويژه نماز شب و دو ركعت نافله صبح و دو ركعت نافله عشاء و همواره در روز و شب با وضو بودن، رعايت آداب و سنن و حضور قلب در عبادات، تعقيبات نماز، شركت مداوم در نماز جمعه و جماعات، طولاني كردن قنوت و سجده‌هاي نماز، و سه روز روزه در هر ماه، زيارت قبور اولياء و شهدا خصوصاً پيامبر اكرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) و ائمه معصومين (عليهم السّلام). در روايتى از امام باقر (ع) چنين مى‌خوانيم كه به يكى از يارانش فرمود: «الا اخبرك بالاسلام اصله و فرعه و ذروة سنامه». آيا ريشه و شاخه و بلندترين قله اسلام را به تو معرفى كنم؟ راوى عرض كرد بفرمائيد: فدايت شوم. فرمود: اما اصله الصلوة، و فرعه الزكاة، و ذروة سنامه الجهاد!: ريشه‌اش نماز است و شاخه‌اش زكات، و قله مرتفعش جهاد است. سپس افزود: اگر بخواهى تمام ابواب خير را به تو معرفى كنم. راوى مي‌گويد: بفرمائيد فدايت شوم. امام فرمود: «الصوم جنة، و الصدقة تذهب بالخطيئة، و قيام الرجل فى جوف الليل بذكر الله، ثم قرأ تتجافى جنوبهم عن المضاجع». روزه سپرى است در مقابل آتش و صدقه محو كننده گناه است، و برخاستن انسان در دل شب او را به ياد خدا مىاندازد، سپس آيه تتجافى جنوبهم عن المضاجع را تلاوت فرمود. در تفسير مجمع البيان از معاذ بن جبل چنين نقل شده كه در غزوه تبوك در خدمت رسول خدا (ص) بودم، گرما همه را سخت ناراحت كرده بود. (تفسير نمونه ج: 17 ص: 156). و هر كس به گوشه‌اى پناه مي‌برد، ناگهان ديدم كه پيامبر (ص) از همه به من نزديكتر است، خدمتش رفتم عرض كردم: اى رسول خدا (ص) عملى به من بياموز كه مرا وارد بهشت كند، و از آتش دوزخ دور سازد. فرمود: سؤال بزرگى كردى، اما پاسخ آن براى كسى كه خدا بر او آسان كرده است مشكل نيست سپس افزود: «تعبد الله و لا تشرك به شيئا و تقيم الصلوة المكتوبة و تؤدى الزكوة المفروضة و تصوم شهر رمضان». خدا را پرستش كن و چيزى را شريك او قرار نده نمازهاى واجب را انجام ده و زكات واجب (حق مستمندان) را اداء كن و ماه رمضان را روزه بگير. بعد فرمود: و اگر بخواهى از ابواب خيرات به تو خبر مي‌دهم عرض كردم اى پيامبر بفرمائيد فرمود: «الصوم جنة من النار و الصدقه تكفر الخطيئه و قيام الرجل فى جوف الليل يبتغى وجه الله ثم قرأ هذه الايه تتجافى جنوبهم عن المضاجع». روزه سپرى است در برابر آتش و انفاق در راه خدا كفاره گناهان است، و قيام انسان در دل شب براى خشنودى خدا. سپس آيه تتجافى جنوبهم را قرائت فرمود. گرچه هيچ مانعى ندارد كه آيه مفهوم وسيعى داشته باشد، هم بيدار ماندن در آغاز شب را براى نماز عشاء شامل شود، و هم برخاستن در سحرگاه را براى نماز شب، ولى دقت در مفهوم تتجافى معنى دوم را بيشتر در ذهن منعكس مىكند، زيرا ظاهر جمله اين است كه قبلاً پهلوها در بستر آرام گرفته سپس از آن دور مى‌شود و اين مناسب قيام در آخر شب براى انجام نماز است، بنابر اين دسته اول از روايات از قبيل توسعه در مفهوم و الغاء خصوصيت است. گرچه درباره اهميت اين نماز پر بركت همان چند روايت فوق كافى به نظر مي‌رسد، ولى اين نكته قابل ذكر است كه در روايات اسلامى آن قدر اهميت به اين عبادت داده شده است كه درباره كمتر عبادتى چنين سخن گفته شده است. دوستان حق، و رهروان راه فضيلت به اين عبادت بىريا كه قلب را روشنائى و دل را نور و صفا مي‌بخشد همواره اهميت بسيار مي‌دادند. ممكن است بعضى هميشه توفيق بهره‌گيرى از اين عبادت پر بركت را نداشته باشند، ولى چه مانعى دارد كه در بعضى از شبها كه اين توفيق حاصل است بهره‌گيرند، و در آن‌ هنگام كه خاموشى همه جا را فرا گرفته، و اشتغالات روزانه همه تعطيل است، كودكان در خواب، و محيط آماده حضور قلب و راز و نياز با خدا است، بر خيزند و به در خانه خدا روند و دل را به نور عشق دوست روشن سازند. استاد شهيد، مي‌گويد: ما يك سلسله لذّتهاى معنوى داريم كه معنويّت ما را بالا مى‌برد. براى كسى كه اهل تهجّد و نماز شب است جزو صادقين و صابرين و مستغفرين بالاسحار باشد، نماز شب لذّت و بهجت دارد، آن لذّتى كه يك نفر نماز شب خوانِ حقيقى و واقعى از نماز شب خودش مى‌برد، از آن (استغفراللّه ربّى و اتوب و اليه) ها مي‌برد، از آن (العفو گفتنها) و ياد كردن و دعا كردنهاى حدّاقل چهار مؤمن مى‌برد، و آن لذّتى كه از آن (يا ربّ يا ربّ) گفتن‌ها مى‌برد، هيچ وقت يك آدم عيّاش كه در كاباره‌ها ميگردد، احساس نمي‌كند. لذّت آن نماز شب خوان خيلى عميقتر، نيرومندتر و نشاط بخشتر است. ولى اگر ما خودمان را غرق در لذّت مادّى دنيا كنيم مثلاً سر شب بنشينيم دور هم و شروع كنيم به گفتن و خنديدن و فرضاً غيبت هم نكنيم كه حرام است، صرفاً شوخي‌هاى مباح هم بكنيم و بعد هم سفره را پهن كنيم و آنقدر بخوريم كه نفس كشيدن برايمان دشوار شود، بعد مثل يك مرده در رختخواب بيفتيم. آيا در اين صورت توفيق پيدا مى‌كنيم كه سحر از دو ساعت مانده به طلوع صبح بلند شويم و بعد، از عمق روح خودمان (يا ربّ يا ربّ) بگوييم؟ اساساً بيدار نمى‌شويم و اگر هم شويم مثل مستى كه چند جام شراب خورده است، تلو تلو مى‌خوريم. پس اگر انسان بخواهد لذّتهاى معنوى و الهى را در اين دنيا درك كند، چاره‌اى ندارد جز اين كه از لذّتهاى مادّى كسر كند. به خدا قسم لذّتى كه يك مرد با ايمان در آن وقت شب كه بلند مى‌شود و چشمش مى‌افتد به آسمان پر ستاره و آيات آخر سوره آل عمران را كه صداى هستى است و از قلب وجود برخاسته است، مى‌خواند و با هستى هم صدا مى‌شود، احساس مي‌كند برابر است با يك عمر لذّت مادّى در اين دنيا. يك چنين آدمى، نمي‌تواند مثل ما زندگى كند نمي‌‌تواند سر سفره شام بنشيند در حالى كه ظهر غذاهاى سنگين، انواع گوشت‌ها، روغنهاى حيوانى و نباتى، انواع شيريني‌ها و انواع محرّك اشتهاها را خورده است؛ تازه مقدارى سوپ بخورد تا اشتهايش تحريك شود اين روح خود به خود مي‌ميرد، اين آدم نمي‌تواند در نيمه‌هاى شب بلند شود و اگر هم بلند شود نمى‌تواند لذّت ببرد.
+ نوشته شده در  جمعه 1390/10/16ساعت 21:34  توسط بهنوش  | 

چه کنم در نماز حضور قلب داشته باشم؟!

نماز یكى از ویژگی‎هاى مرحوم علامه طباطبایى(ره) دائم الذكر بودن ایشان بود حتى نقل شده است: در اواخر عمر كه دچار كسالت شدید و عصبى بودند، حتى نزدیكان را نمى‎شناخت و از خورد و خوراك غافل بود؛ یعنى اگر لیوان آب یا غذا را به دستش مى‎دادند تا نمى‎گفتند، بخور، نمى‎خورد، ولى در همان حال، آهسته ذكر مى‎گفت و به یاد خدا بود و گویا در عالم دیگر است. در لحظات آخر عمرش یكى از شاگردان خصوصى علامه مى‎گفت: از ایشان پرسیدم چه كنم در نماز به یاد خدا باشم و حضور قلب داشته باشم؟ براى شنیدن بیانات استاد، گوشم را نزدیك دهانش بردم، چند بار فرمودند: توجه، مراقبه، توجه، مراقبه، به یاد خدا باش و خدا را فراموش نکن. (1) پی‎نوشت: 1- جرعه‎هاى حیاتبخش، ص 355 . برگرفته از کتاب پندهاى حكیمانه، ج ۳، علامه حسن حسن زاده آملى . تنظیم گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .
+ نوشته شده در  جمعه 1390/10/16ساعت 12:13  توسط بهنوش  | 

رتباط سالم با خلق خدا و آثار آن

انسان بايد همان‏گونه كه در پيشگاه الهى متواضع است، به بندگان خدا هم بزرگى نفروشد و اگر گرسنه‏اى را ديد كه توان سير كردن شكم خود را ندارد، او را اطعام كند. اين خود يكى از مصاديق زكات است. زكات در اصطلاح قرآن، فقط آن زكات واجبى كه به اموال خاصى تعلق مى‏گيرد نيست، بلكه مفهوم زكات در قرآن، انفاق در راه خداست. سفارش خداوند به حضرت عيسى عليه‏السلام نيز صرفا شامل زكات و نماز واجب نمى‏شود. قرآن كريم از زبان حضرت عيسى عليه‏السلام كه تازه متولد شده و در گهواره بود، مى‏فرمايد: «قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا .» (مريم: 30 و 31)؛ همانا من بنده خاص خدايم كه مرا كتاب آسمانى و شرف نبوت عطا فرمود و مرا هر كجا باشم براى جهانيان مايه بركت و رحمت گردانيد و تا زنده‏ام به عبادت نماز و زكات سفارش كرد. در اسلام، هم زكات واجب داريم و هم زكات مستحب؛ زكات واجب، فقط به برخى اموال تعلق مى‏گيرد، اما زكات مستحب، شامل صدقات و انفاقات و مواردى نظير آن مى‏شود. زكات و نماز هيچ‏گاه از يكديگر جدا نمى‏شوند؛ نماز كه هست، زكات هم بايد باشد. بنابراين، پرهيز از فخرفروشى به خلق خدا و نيز انفاق به نيازمندان، از ديگر شروط قبولى نماز است: «ولا يتعظم على خلقى و يطعم الجائع.» شرط ديگر قبولى نماز اين است كه انسان اگر برهنه‏اى را ديد كه توان پوشاندن خود را ندارد، او را بپوشاند. البته، اين سخن بدين معنا نيست كه فرد حتما بايد برهنه باشد، يعنى ساتر عورت هم نداشته باشد، تا ما به او لباس بدهيم، بلكه منظور اين است كه اگر كسى احتياج به لباس داشت، براى او لباس تهيه كنيم و نيز اگر كسى به مصيبتى دچار شده است، به كمك او بشتابم و اگر سرپناهى ندارد، تا آن‏جا كه برايمان مقدور است، براى وى مسكن تهيه كنيم: «و يكسو العارى و يرحم المصاب و يؤوى الغريب.» زكات در اصطلاح قرآن، فقط آن زكات واجبى كه به اموال خاصى تعلق مى‏گيرد نيست، بلكه مفهوم زكات در قرآن، انفاق در راه خداست. كسى كه شرايط قبولى نماز را رعايت كند، چهره‏اش در عالم معنا و ملكوت همچون خورشيد مى‏درخشد و اين درخشش را كسانى كه چشم باطن‏بين داشته باشند مى‏بينند. ممكن است امثال من و شما اين درخشش را نبينيم، اما هستند كسانى كه چشم دلشان به آن عالم باز است و به محض نگاه كردن به چهره كسى متوجه مى‏شوند كه وى اهل معصيت است يا اهل عبادت. نورانيّت دل و روح، يكى از آثار تكوينى عبادت است: «فذلك يشرق نوره مثل الشمس.» خداوند ظلمت‏هاى زندگى را براى بنده‏اى كه نمازش را قبول كرده است، روشن مى‏سازد: «اجعل له فى الظلمة نورا.» خداوند در قرآن مى‏فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ .» (حديد: 28) اى كسانى كه به حق گرويديد، اينك خدا ترس و متقى شويد و به رسولش محمد مصطفى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نيز ايمان انفاق آوريد تا خدا شما را از رحمتش دو بهره نصيب گرداند: يكى بر ايمان رسولان پيشين و يكى بر ايمان بدين رسول و نورى از پرتو ايمان به قرآن شما را عطا كند كه بدان نور راه بهشت ابد پيماييد و از گناه شما نيز در گذرد كه خدا بسيار آمرزنده و مهربان است. انسان‏هاى خداترس و متقى هنگامى كه دچار ظلمت‏هاى مادى مى‏شوند، خداوند حتى نور حسّى هم به ايشان عطا مى‏فرمايد. بوده‏اند افراد نابينايى كه قرآن را از رو تلاوت كرده‏اند. يكى از اين موارد كه خود من از افراد مورد اعتماد شنيده‏ام اين است كه يك شب خادم مدرسه مروى تهران در يكى از حجره‏ها دو شعاع نور مى‏بيند. وقتى نزديك مى‏رود، مشاهده مى‏كند كه فرد نابينايى مشغول تلاوت قرآن است و از دو چشمش، دو شعاع نور بر قرآن مى‏تابد. انسان در دنيا خواه ناخواه با كسانى مواجه مى‏شود كه با برخوردهاى نابخردانه‏شان، صبر و تحمل را از انسان مى‏گيرند. بسيار مشكل است كه انسان بتواند در اين شرايط خودش را كنترل نمايد. اما خداوند به كسانى كه نمازشان را پذيرفته است، بردبارى و حلمى عطا مى‏فرمايد كه در مقابل افراد نابخرد بتوانند خودشان را كنترل كنند: «و فى الجهالة حلما.» خداوند مادامى كه ادامه حيات به نفع چنين بنده‏اى باشد، او را به وسيله فرشتگانش حفظ مى‏كند: «اكلأه بعزتى و استحفظه ملائكتى» و درخواست او را اجابت مى‏كند: «يدعونى فالبّيه و يسألنى فاعطيه» چنين بنده‏اى همچون گل‏ها و ميوه‏هاى بهشتى كه هيچ‏گاه پژمرده و پوسيده نمى‏گردند، هميشه با طراوت و سرزنده است: «فمثل ذلك العبد عندى كمثل جنات الفردوس لا يسبق اثمارها و لا تتغير عن حالها.» تفسير عقلانى اين مطلب اين است كه بنده آن‏چنان با آموزه‏هاى دينى خو گرفته است كه هيچ‏گاه اين حالت او تغيير نخواهد كرد؛ يعنى اين حالات در او ملكه شده و به صورت صفت ثابتى براى نفس و روحش درآمده است. حضرت آيت الله محمدتقى مصباح يزدي تنظيم براي تبيان: گروه دين و انديشه – حسين عسگري
+ نوشته شده در  جمعه 1390/10/16ساعت 12:9  توسط بهنوش  | 

تاثیر خواندن نماز صبح بر قلب

نماز اقامه نماز علاوه بر تاثیراتی که بر روح و جان انسان دارد بر سلامتی انسان نیز تاثیر دارد که البته تاکنون در این حد کشف شده و قطعا تاثیرات نماز بیش از این حرف‎هاست. نتایج تازه‌ترین تحقیقات علمی نشان می‌دهد، خواندن نماز صبح،‌ بهترین شیوه‌ برای پیشگیری از بیماری‌های قلبی ـ عروقی است. بر اساس تحقیقات انجام شده از سوی مؤسسه‌ قلب و عروق اردن، خواب طولانی مدت در طول شبانه‌روز‌، مهم‌ترین عامل ابتلا به بیماری‌های قلبی است. این تحقیقات نشان می‌دهد اگر فردی به مدت طولانی بخوابد، ضربان قلب او به پنجاه بار در دقیقه كاهش می‌یابد كه این امر، منجر به كندی گردش خون در سرخرگ‌ها و سرانجام، انسداد رگ‌ها شده و حملات قلبی عروقی را به‌ دنبال خواهد داشت. این تحقیق همچنین بر ضرورت حداقل پانزده دقیقه تحرك بدنی پس از چند ساعت خواب تأكید می‌كند. در نتایج این تحقیق با بیان این كه ادای نماز صبح برای این امر كافی است، به سلامت قلبی مسلمانانی كه صبح زود بیدار شده و برای انجام فریضه‌ نماز به مسجد می‌روند، اشاره شده و آمده است: اگر این عمل در مسجد و یا به ‌صورت گروهی انجام شود، نتیجه‌ بهتری خواهد داشت. برگرفته از خبرگزاری قرآنی ایران تنظیم گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/12ساعت 15:47  توسط بهنوش  | 

چرا باید نماز خواند؟

براستي چرا بايد نماز خواند؟ اين سوالي است که خيليها به آن دچارند حتي نمازخوانها! متن زير را بخوانيد تا روشن شويد. عبادت، وسيله تکامل و سعادت ماست و دستور خداوند به نماز، نوعى لطف و رحمت و راهنمايى است که ما را به کمال مى‌رساند; مثلا وقتى پدر و مادر، فرزندشان را به درس خواندن تشويق کرده و يا وادار مى‌کنند، به سود خود فرزند است و سعادت او را مى‌خواهند و اين امر از روى محبّت به فرزند است و گرنه به درس خواندن او نيازى ندارند. آيات و روايات، فلسفه و حکمت تشريع نماز را چنين بيان کرده‌اند: 1. ياد خدا: وَ أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِکْرِى1; نماز را برپا دار تا به ياد من باشى. 2. بازداشتن از گناه و زشتيها: إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنکَر2; همانا نماز ]انسان را در دنيا [از زشتيها و گناه باز مى‌دارد. 3. پاکيزگى روح: ...إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَ أَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَ مَن تَزَکَّى فَإِنَّمَا يَتَزَکَّى لِنَفْسِهِ‌ى وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ 3;... ]تو[ تنها کسانى را که از پروردگارشان در نهان مى‌ترسند و نماز برپا مى‌دارند، هشدار مى‌دهى و کسى پاکيزگى جويد تنها براى خود پاکيزگى مى‌جويد، و فرجام ]کارها[ به سوى خداست. راستى چقدر لذت بخش است با خداى جهان آفرين به گفت‌وگو و مناجات پرداختن! و روحى به عظمت تمام هستى يافتن و با خداى هستى هم سخن شدن! 4. يارى جستن از نماز در مسير تکامل: وَ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ وَ إِنَّهَا لَکَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَـشِعِينَ 4; از شکيبايى و نماز يارى جوييد، و به راستى اين کار گران است، مگر بر فروتنان. 5. پاک شدن از کبر و غرور: حضرت فاطمة عليها السلام مى‌فرمايد: ...و الصلاة تنزيهاً من الکبر...;5...خداوند نماز را واجب کرد تا مردم از کبر و غرور پاک شوند.... 6. رستگارى: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون * الَّذِينَ هُمْ فِى صَلاَتِهِمْ خَـشِعُونَ6; به راستى که مؤمنان رستگار شدند; همانان که در نمازشان فروتنند. در حديثى آمده است: نقش نمازهاى پنج گانه براى امت من همانند نهر آب زلالى است که از مقابل خانه آنان مى‌گذرد، اگر کسى روزانه پنج بار در اين نهر شست‌وشو کند، آيا به گمان شما باز هم بر بدن او آلودگى و پليدى خواهد ماند؟!.7 و در حديثى ديگر امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد: هنگامى که نمازگزار به سمت قبله براى نماز مى‌ايستد، خداوند رحمان و رحيم به او توجه ويژه مى‌کند.8 نمازِ روزانه‌ي انسان، اظهار تشکر و سپاس دائمى او از اين همه نعمت و خوبيهايى است که خداوند به او داده است و نيز ثناگويى و تمجيد انسان از اين همه زيبايى و عظمت است که خداوند متعال دارد. هيچ کس براى تعريف و تمجيد از يک گل زيبا که در طبيعت روييده است به شما اعتراض نمى‌کند، امّا اگر زيبايى آن را نبينى، نابينايت مى‌شمرند و اگر ببينى و واکنش نشان ندهى و ستايش نکنى سرزنشت مى‌کنند که چرا ذوق و احساس ندارى و چقدر بددلى! در مضمون بعضى احاديث آمده است که: «انسان در حال نماز با خداى خود نجوا و گفت‌وگو مى‌کند و اگر انسان لذت اين گفت‌وگو را بچشد، هيچ گاه از حال نماز خارج نمى‌شود.9 راستى چقدر لذت بخش است با خداى جهان آفرين به گفت‌وگو و مناجات پرداختن! و روحى به عظمت تمام هستى يافتن و با خداى هستى هم سخن شدن! نماز تنظيم: گروه دين و انديشه - حسين عسگري
+ نوشته شده در  شنبه 1390/10/10ساعت 17:3  توسط بهنوش  | 

امید بخش ترین آیه

ابو حمزه ثمالی از یكی از امامین همامین ، امام محمّد باقر یا امام جعفر صادق عیهما السّلام ، روایت كرده است كه : امیرالمؤ منین علیه السّلام روزی خطاب به اصحاب خود فرمود: كدامیك از آیات كلام اللّه مجید نزد شما امیدوار كننده ترین آیات است ؟ بعضی گفتند آیه : «إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَكَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن یَشَاء وَمَن یُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا»( النساء آیه 48) همانا خداوند مشرك را نمی آمرزد و می آمرزد پایین تر از شرك را برای كسی كه بخواهد... حضرت فرمود: نیكو آیه ای است ، اما امیدوار كننده ترین آیات برای غفران و آمرزش معاصی نیست . عده ای دیگر گفتند آیه : «وَمَن یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَّحِیمًا »(النساء 110 ). و كسی كه به كاری زشت بپردازد یا ستم بر خویشتن كند و سپس از خدا آمرزش خواهد، بیابد خداوند را آمرزنده مهربان . حضرت فرمود: نیكو آیه ای است ، امّا آیه مورد نظر نیست . بعضی دیگر گفتند آیه «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»( الزمر 53) بگو ای بندگانم كه با گناه به نفس خود اسراف می ورزید. از رحمت خدا ماءیوس نباشید، چون خداوند جمیع گناهان را می آمرزد.... حضرت فرمود: نیكو آیه ای است ، امّا آیه مورد نظر نیست . بعضی دیگر گفتند آیه : «وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ»( آل عمران 135) تقواپیشگان آنهایند كه هر گاه كار ناشایستی از ایشان سر زند یا ظلمی به خویش كنند، خدا را به یاد آورند و از گناه خود استغفار نمایند... حضرت فرمود: نیكو آیه ای است، اما آیه مورد نظر نیست. آیا آیه دیگری نمی دانید كه به نظر شما امیدوار كننده ترین آیات قرآن باشد؟ اصحاب عرض كردند: نه امیرالمؤ منین، به خدا سوگند چیزی در نزد ما نیست كه بخوانیم. امام فرمود: از حبیبم رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم شنیدم كه فرمود: امیدوار كننده ترین آیه در قرآن این آیه شریفه است : «وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّـیِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِینَ»(هود 114 ) و بپای دار نماز را هر دو سر روز و پاره هایی از شب ... سپس پیامبر ـصلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: یا علی ، به خدایی كه مرا بشیر و نذیر قرار داد و مبعوث به رسالت گردانید، اگر یكی از شما به وضو قیام كند، گناهان و معاصی او از اعضای بدنش فرو می ریزد تا وقتی كه با صورت و قلب خود متوجّه قبله شود، از قبله و نمازش بر نگردد مگر آنكه جمیع گناهان او بریزد و هیچ گناهی بر صحیفه عملش باقی نماند همچون روزی كه از مادر متولد شده باشد و هرگاه ما بین دو نماز گناهی از او صادر شده باشد با خواندن نماز آمرزیده شود و از گناهان پاك گردد. بگو ای بندگانم كه با گناه به نفس خود اسراف می ورزید. از رحمت خدا مایوس نباشید، چون خداوند جمیع گناهان را می آمرزد. آنگاه پیامبر نمازهای پنجگانه را كه موجب آمرزش هستند، شماره كرد و فرمود: یا علی ، بدان كه منزلت نمازهای پنجگانه برای امّت من مانند نهری است كه بر در خانه یكی از شما باشد. اگر شخصی بدنش چركین باشد و هر روز پنج بار در آن نهر شستشو كند آیا چیزی از آن چركها باقی خواهد ماند؟ سوگند به خدا، نمازهای پنجگانه برای امّتم چنین است كه تمام گناهانشان را پاك می كند و تیرگی قلبشان را می برد.1 اذان بركت صدای اذان به گوش می رسید. كسبه ی بازار یكی یكی مغازه های‌شان را می بستند و به سوی مسجد می‌رفتند . نزدیكی‌های مسجد، چند نفر دور فروشنده‌ای را گرفته بودند و سروصدای زیادی به راه انداخته بودند . مردی با التماس می گفت: « مهلت بده، سعد! پولش را می‌دهم ، من خوش حسابم». و سعد در حالی كه عبای خودش را از تن بیرون می آورد، می گفت: نه ! نه! همین الان پولش را می‌خواهم.» مرد دیگری كه در آن گرما حسابی كلافه شده بود، گفت: « بالاخره بیست درهم به من قرض می دهی یا نه؟». وسعد بی آن كه توجهی به او كند، در حال زیر و رو كردن اجناس و حساب و كتاب خودش بود. مردم یكی یكی از كنار سعد می گذشتند و وارد مسجد می‌شدند و سعد بی توجه به آن‌ها ، مشغول كار خودش بود. پیامبر (صلی الله علیه و آله) كه برای نماز به مسجد می رفت، وقتی سعد را در آن حال دید، گفت:« مگر مثل هر روز به نماز جماعت نمی‌آیی؟» . سعد رو به پیامبر (صلی الله علیه و آله) كرد و گفت: « نمی توانم بیایم، آخر كاسبی را چه كار كنم؟ از كسانی پول طلب دارم، باید بمانم تا قرض‌هایم را وصول كنم.» نماز شروع شد و سعد هم چنان فریاد می‌زد:« جنس های اعلا بشتابید! تمام شد!». پیامبر بعد از نماز از مسجد بیرون آمد و به سوی سعد رفت و گفت: « ببینم سعد! آن دو درهمی را كه از من قرض گرفته بودی یادت هست؟». - مگر می شود یادم برود، خوب یادم هست كه آن روز، آهی در بساط نداشتم و آن را از شما قرض گرفتم.» - حالا آن دو درهم را می خواهم. - دو درهم! بگویی صد درهم ، تقدیم می كنم! - نه ! نه! همان را بده. و سعد در حالی كه دستی بر انگشترهای گران قیمتش می‌كشید، نگاهی به پیامبر كرد و گفت: « چشم، همان دو درهم را تقدیم می‌كنم». هر آینه خدا گناه کسانی را که به او شرک آورند نمی آمرزد ، و گناهان ، دیگر را برای هر که بخواهد می آمرزد و هر که به خدا شرک آورد ، دروغی ساخته و گناهی بزرگ مرتکب شده است. دست در جیبش كرد و دو درهم درآورد و در دستان پیامبر گذاشت. پیامبر به سوی خانه برگشت. سعد دور شدن پیامبر را نگاه كرد و گفت: « من را بگو كه روزی به خاطر دو درهم ناقابل، به پیامبر (صلی الله علیه و آله) رو انداختم. آن هم جلوی یاران و دوستانش». و پوزخندی زد و مشغول به كار شد. صف جماعت بسته شد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) به نماز ایستاد. سعد، خودش را میان جمعیت جا كرد و تكبیر نمازش را بست . نماز تمام شد. صدای صلوات جمعیت به گوش می‌رسید. مردی كه كنار سعد نشسته بود، رو به او كرد و گفت: « چند وقتی بود كه به نماز نمی آمدی؟». سعد آهی كشید و گفت: « مشغول كار و كاسبی بودم». مرد دیگر كه سمت دیگری نشسته بود، گفت: « چه شد سعد؟ با آن همه هیاهو و سروصدا، یكباره ساكت شدی؟». سعد كه گویی با خودش حرف می زد، گفت: « نمی بینی به چه روزی افتاده‌ام . بركت از كسب و كارم رفت. دیگر هیچ ندارم». سعد دیگر ادامه نداد و به نقطه‌ای دور خیره شد. مردم یكی یكی از مسجد خارج می‌شدند. نگاه پیامبرصلی الله علیه و آله به سعد افتاد كه به آرامی مشغول دعا و نماز بود. لبخند رضایت بر چهره ی پیامبر نقش بست. گویی در دلش می گفت: حالا این همان سعد خودمان است . مردی مؤمن و دیندار از اهالی صفه، همان سعدی كه نماز جماعتش هیچ گاه ترك نمی‌شود و این گونه، خدا بیشتر دوستش دارد. گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی
+ نوشته شده در  شنبه 1390/10/10ساعت 17:1  توسط بهنوش  | 

راهکارهای هشتگانه توجه به نماز

راهکارهای هشت گانه توجه در نماز از سوی آیت الله وحید خراسانی آیت الله وحید در پاسخ به سوالی در خصوص توجه در نماز، رعایت امور هشتگانه را توصیه کردند. متن سوال و پاسخ معظم‌له که در پایگاه اطلاع‌رسانی این مرجع تقلید قرار دارد به این شرح است. سؤال چه کنیم تا در نماز حواسمان پرت نشده و توجّه‌مان به خدای تعالی باشد؟ پاسخ: بعضی از اموری که برای حضور قلب در نماز سفارش شده است عبارتند از: *اول: وضو را باتوجه و حضور قلب انجام دهد، از امام رضا(علیه‌السلام) روایت شده که وضو موجب طهارت و تزکیه‌ی دل است (وسائل الشیعه 1/367 ابواب وضو باب1 حدیث 9) *دوم: در عظمت نماز و در روایاتی که درباره‌ی نماز وارد شده تأمّل نماید. *سوم: مانند کسی نماز بخواند که گویا با نماز وداع می‌کند و دیگر فرصت نماز خواندن را نخواهد یافت (مجالس صدوق و ثواب الاعمال عن ابن‌ ابی‌یعفور قال «قال ابوعبدالله الصادق7 اذا صلّیت صلاة فریضة فصلّها لوقتها صلاة مودّع یخاف ان لا یعود الیها ابدا») *چهارم: وقتی روبه قبله می‌نماید سعی کند که دنیا و مافیها و خلق و آنچه به آن مشغولند را فراموش نماید و قلب خود را از آنها تهی نماید. *پنجم: به معانی نماز توجه نموده و نماز را با تأنّی و آرامش بخواند. *ششم: اینکه بداند از آن هنگام که وارد نماز می‌شود، تا آن لحظه ای که از نماز خارج می شود، خدای تعالی به او رو کرده و نظر می‌نماید، و ملکی بالای سر او ایستاده و می‌گوید: ای نمازگزار اگر می‌دانستی چه کسی به تو نظر می‌نماید و با چه کسی مناجات می‌کنی هرگز از او رو بر نمی‌گرداندی و ابداً از جای خود بر نمی‌خواستی (کافی عن ابی‌جعفر7 قال: «قال رسول‌الله (صلی الله علیه و آله) اذا قام العبد المؤمن فی صلاته نظر الله عزوجل الیه (اقبل الله الیه) حتی ینصرف ... و وکّل الله به ملکاً قائماً علی رأسه یقول له ایها المصلی لو تعلم من ینظر الیک و من تناجی ما التفتّ و لازلت من موضعک ابداً» وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائض باب 8 حدیث 5 از کافی) *هفتم: اینکه بداند که در حال نماز از بالای سرش تا کرانه‌ی آسمان، رحمت خدا براو سایه انداخته و ملائکه الهی از اطراف او تا افق سماء او را در بر گرفته‌اند. (عنه (صلی الله علیه و آله) ... و اظّلته الرحمة من فوق رأسه الی افق السماء و الملائکة تحفّه من حوله الی افق السماء...» وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائض باب 8 حدیث 5 از کافی) *هشتم: آنچه در نماز مکروه است به جا نیاورید و به آنچه فضیلت نماز را می افزاید اهتمام نمائید مثل انگشتر عقیق به دست نمودن و لباس پاکیزه پوشیدن و خود را خوشبو نمودن و شانه و مسواک زدن.
+ نوشته شده در  شنبه 1390/10/10ساعت 16:58  توسط بهنوش  | 

فواید و آثار دعا و نماز

تورات مقدس متن مدونی برای تفیلا (نماز) معرفی نكرده، لیكن هر فردی چه مرد و چه زن یعنی همه افراد یهود را موظف به خواندن نماز كرده است. در سفر تثنیه فصل 11 آیه 13 چنین ذكر شده است: «خداوند خدای خود را دوست بدارید و او را با تمامی دل و با تمامی جان خود عبادت كنید». دانشمندان یهود درباره این موضوع تفسیر كرده ‏اند كه این كدام پرستش است كه به قلب مربوط می‏ باشد؟ جواب داده‏ اند كه همان نماز است. تفیلا وسیله ارتباطی است بین انسان و خدا كه در این رابطه انسان خود را بی‏نهایت كوچك دانسته در مقابل نیرویی بی‏نهایت بزرگ، به مدح و ستایش می‏پردازد. در قسمت دیگری از تفیلا انسان خواست‏ه ی خود را با خدا مطرح می‏كند. دعا كردن تكلیف كردن بر خدا نیست بلكه برعكس تكلیف كردن بر خود ماست یعنی می‏توان این طور بیان كرد كه انسان هنگام دعا كردن با در نظر گرفتن عنصر مشترك با خدا یعنی عنصر اراده و اختیار كه او را از سایر موجودات جدا می‏كند خواستار آن است كه با داشتن چنین عنصری خود را از مقام بی‏نهایت كوچك به مقامی بی‏نهایت بزرگ برساند و با كسب چنین قدرتی قادر به رفع نیازها و برآورد خواست‏ها باشد. قسمت دیگر تفیلای ما مربوط به شكرگذاری از خداوند است و این بزرگترین نشانه آگاهی انسان است و عبارت است از آگاه بودن انسان به ارزش‏های خویش و آگاهی او نسبت به همه نعمت‏ها و موهبت‏هایی كه دارد. Tefila-تفیلاحخامیم(دانشمندان یهود) شكرگذاری را وظیفه هر انسانی در تمام موارد زندگی می‏دانند. چنان چه وقتی غذایی را می‏خوریم این كار را انجام می‏دهیم و یا در موارد دیگری مانند بوییدن شكوفه ی شكر می‏گوییم كه چنین بصیرتی در حواس و فكر انسان وجود دارد تا پی به چنین مخلوقاتی ببریم. اصولا فلسفه مدح و شكرگزاری انسان را از فلسفه نیهیلیزم و پوچی‏گری بیرون آورده و او را متوجه جهان خارج و طبیعت می‏سازد. نزدیكی انسان به خدا (كه توسط تفیلا(نماز) انجام می‏گیرد) نتیجه پیشرفت ‏های عقلانی و تزكیه نفس خود اوست، كه او را مسئول آن قرار می‏دهد تا شایستگی خود را نسبت به این موهبت الهی ثابت نماید. اگر به انسان این افتخار داده شده است كه پرتویی از انوار الهی در روح او به امانت گذاشته شود، این وظیفه نیز برعهده او نهاده شده است كه زندگی خود را به نحوی بگذراند كه مورد تعیید آفریدگار قرار گیرد. ایمان به عالی‏ترین وجه، هنگام دعا كردن و نماز خواندن جلوه‏ گر می‏شود. زیرا آن كس كه به خدا علاقه و صمیمانه ایمان دارد، به حضور پروردگار دعا می‏كند و حاجات خود را از او می‏خواهد. دعا كردن و نماز خواندن تنه برای رفع حاجات نیست، دعا و نماز در حقیقت عبارت است از رابطه ا‏ی صمیمانه بین آفریدگار و آفریده، كه انسان به وسیله آن از اعماق قلب با خالق خویش سخن می‏گوید. از این رو دعا و نماز هم به درگاه خداوند مقبول و خوش‏ایند است و هم به انسان كمك می‎كند تا غم از دل بزدید و بار روح را سبك‏تر سازد حتی گفته شده است: خداوند مشتاق شنیدن دعا و نماز عادلان و نیكوكاران است برای چه دعا و نماز نیكوكاران به پارو (كلمه «عِتِر» به معنی پارو می‏باشد و همان حروف عِِتِر ریشه فعل دعا كردن و نماز خواندن را دارد) تشبیه شده است؟ چون همان‏طور كه پارو محصول را زیرو رو كرده و آن را از جایی به جای دیگر منتقل می‏‎سازد، به همان ترتیب دعا و نماز عادلان و نیكوكاران خـشم و غـضب خـداوند را بـه رحمت مبدل می‏كند (تلمود: یواموت 64 الف) نماز حقیقی چیزی بیش از حركت و تلفظ لبان است و بایستی از اعماق قلب برخیزد. نماز انسان به حضور خداوند مورد قبول واقع نمی‏شود مگر این كه وی قلب و جان خود را كف دست بگذارد چنان كه در مراثی ارمیا فصل 3 آیه 41 آمده: «قلب خود را همراه با دست ‏هایمان به سوی خدایی كه در آسمان‏ها است برافرازیم». یعنی آن كه ما نباید تنها دست ‏هایمان را هنگام دعا و نماز به سوی خداوند بلند كنیم بلكه باید قلب خود را نیز متوجه خالق جهان سازیم. Tefilaكسی كه دعا و نماز می‏خواند باید چشمانش را پائین افكنده و قلبش را متوجه بالا سازد و باید نزد خود چنین مجسم كند كه خداوند مقابل او است چنان كه در كتاب مزامیر داود (تهیلیم) فصل 16 آیه 8 می‏فرمید: «خداوند را همیشه پیش روی خود می‏دانم». در تلمود؛ براخوت، 28 ب آمده است: «هنگامی كه شما دعا و نماز می‏خوانید بدانید كه در حضور چه كسی ایستاده‏ید». دانشمندان یهود دعا و نماز را چیزی بزرگ‏تر و والاتر از درخواستی برای رفع احتیاجات مادی می‏دانند. در عین حال كه تقاضاهای زندگی جسمانی را از یاد نبرده‏ اند ایشان دعا و نماز را به عنوان واسطه ا‏ی برای ارتباط با خدا و گسترش پا‏ك‏‎ترین و عالی‏ترین احساسات و انگیزه‏ های طبیعی به كار می‏برند. در نظر ایشان، عبادت و خواندن دعا و نماز ورزشی است روحانی برای افزودن قدرت روان، بدین نیت كه روح فرمانده زندگی و ارباب و سرور جسم شود. «نیچه» می‏نویسد انسان همچنان كه به آب و اكسیژن نیازمند است به خدا نیز محتاج است. روح نیمش عقل است و نیم دیگرش احساس، ما باید هم زیبایی دانش را دوست بداریم و زیبایی خدا را. «الكسیس كارل» می‏گوید: آثار نییش و رسم پرستش و دعا كردن در جامعه وقتی رو به ضعف و فراموش شدن می‏گذارد مقدمات انحطاط و عدم مقاومت ملت و جامعه را فراهم می‏كند. بنابرین جامعه با از دست دادن عمل پرستش و نیایش مزاج خود را برای رشد میكرب انحطاط ، متلاشی شدن، تجزیه و ضعف اجتماع آماده می‏كند او می‎‏گوید روم باشكوه و متمدن قدیم را، دوری مردمش و متروك ماندن سنت دیرین بشری در پرستیدن، رو به ضعف و ذلت برد. محققین روانشناسی از روی آمارهای ممالك مختلف به این نتیجه مسلم رسیده‏ اند كه تعداد نسبی انتحار و قتل و طلاق و اعمالی كه در هیجان ‏های یاس و غضب انجام می‏شود در اقوام معتقد و مومن خیلی كمتر از محیط‏ های بی‏‏ دین و لاقید است. لغت نماز و دعا در زبان عبری تفیلا گفته می‏شود و از ریشه (پیلِل) به معنی مجادله گرفته شده است چنان كه در تهیلیم (زبور داود) فصل 106 یه 30 آمده است: «پینحاس (نوه حضرت هارون) ایستاد و داوری نمود نماز و دعا كرد و مرگ و میر قطع گردی». در تلمود؛ سنهدرین 82 این جمله را چنین تفسیر كرده ‏اند: پینحاس مثل این كه با خدا مجادله كرد و درباره وبائی كه قوم را كشتار می‏كرد از خداوند توضیح خواست بنابرین هیتْپَلِل یعنی تقدیم اظهارنامه درباره مطلبی به پیشگاه قاضی عالم در عالیترین دادگاه و در سِفر پیدایش حضرت ابراهیم را می‏بینیم كه درباره افراد سِدُوم با خداوند به صورت مجادله و مانند یك وكیل مدافع با قاضی كل عالم بحث می‏كند و نمونه جالب دیگر دعا حضرت موسی است كه مانند وكیل مدافع شجاعی از قوم اسرائیل دفاع می‏كند و در سفر خروج فصل 32 یه‏هی 11 و12 و 13 چنین آمده: «موسی، به درگاه خداوند خدای خود التماس نموده، گفت: خداوندا چرا خشمت بر قومت افروخته شده است این قومی كه با قدرت عظیم و با نیروی قوی از مصر بیرون آوردی چرا مصریان بگویند از روی سوءنیت آنها را از مصر بیرون آوردنت این كه آنها را در بیابان بكشد ... . در طرف مقابل دعی سیر انبیاء به صورت مجادله با خداوند نیست، بلكه درخواست آنها به صورت التماس و تضرع است یعنی به درگاه خداوند بخشنده و مهربان روی آورده و طلب رحمت و بخشیش می‏نمایند. این نوع نماز را به نام (تفیلت ویدوی) یعنی اعتراف و اقرار به گناه خوانده می‏شود. در بیشتر قربانی‏هایی كه (در دوران معبد مقدس) تقدیم می‏شد صاحب قربانی دست‏ های خود را روی سر حیوان می‏گذاشت و مطالبی اداء می‏كرد و سپس مبادرت به قربانی می‏نمود و حال كه اجری مراسم قربانی امكان‏پذیر نیست این مطالب جزء دعا و نمازهای روزانه گردیده است. دانشمندان یهود عقیده دارند كه اجداد مقدس ما حضرت ابراهیم و اسحق و یعقوب بنیان‏گذاران زمان نمازهای روزانه بوده ‏اند. حضرت ابراهیم نماز صبحگاه را بنیان گذاشت. «پیدایش فصل 22 آیه 3: ابراهیم بامدادان سحرخیزی كرد .....» و حض اسحق نماز نیم‏ روز را «پیدیش فصل 24 آیه 63: قبل از غروب اسحق برای راز و نیاز كردن (با خدا) به صحرا رفت..... ». حضرت یعقوب نماز شامگاه را. پیدایش فصل 28 آیه 11: در آن محل (محل كوه موریا كه حضرت اسحق برای قربانی به آنجا برده شد) نماز خواند و نظر به این كه آفتاب غروب كرد آنجا منزل نمود...». بنی ‏اسرائیل در مصر نیز نماز می‏گذاشتند و دعا می‏خواندند چنان كه در سفر خروج فصل 2 یه 23 این طور آمده: یعنی «پس از مدت مدید (كه فرزندان ییسرائل از گل‏كاری و خشت‏ زنی رنج می‏بردند) واقع شد كه پادشاه مصر درگذشت. فرزندان ییسرائل از آن بندگی نالیدند و از عذاب فریاد ‏زدند. فریاد شكایت آنها از بندگی به درگاه خداوند رسید». در كتاب دانیال فصل 3 یه 11 مندرج است: حضرت دانیال روزانه سه مرتبه پنجره خانه خود را رو به بیت‏ المقدس (اورشلیم) باز می‏كرد و به زانو می‏افتاد و با سجده به درگاه خداوند نماز می‏گذاشت. این نماز با تسبیح و مدح شروع می‏شد و با شكرگذاری خاتمه می‏یافت. از نماز و دعاهای حضرت موسی در تورات زیاد بازگو شده است از جمله در كتاب تثنیه فصل 3 یه 24 و 25 آمده است: «یعنی خداوندا تو شروع كردی كه بزرگواری و قدرت زیادت را به بنده‏ات نشان دهی چون كه كدام نیروئی در آسمان و زمین وجود دارد كه كارها و دلاوری ‏های تو را انجام دهد. تمنی این كه (اجازه دهی از رود اردن) عبور نمایم و آن سرزمین خوبی را كه در آن طرف رود اردن است یعنی آن كوه زیبا و لِوانُون را ببینم». سیر تكامل نماز از حضرت ابراهیم تا ظهور حضرت موسی به طور بسیار خلاصه شروع می‏شود و در زمان حضرت موسی با نزول تورات نمازهای خاصی به آنها اضافه می‏گردد و پس از دوران انبیاء به طور كلی بنا به مقتضی وضع اجتماعی و سیاسی و اتفاقات تاریخی ادعیه بوجود آمده و تصنیف می‏گردد و به مجموعه دعاهای قبلی اضافه می‏گردد و در دوران بازگشت پراكندگی اول توسط «عِزرا» و یارانش در حدود دو هزار و چهارصد سال قبل شكل كامل به خود می‏گیرد و به صورت مدون در می‏ید و سپس در تمام دوران استقرار معبد مقدس دوم به شكل ثابت می‏ماند و در زمان تدوین تلمود یروشلمی حدود 1800 سال قبل ختم می‏گردد. به طور خلاصه انبیاء بعد از حضرت موسی مانند یهوشوع پیغمبر، حنا زن القانا، شموئل نبی، حضرت داود، حضرت سلیمان، حزقیاهو پادشاه و یا حضرت یونس، ارمیا نبی، حبقوق نبی، دانیال نبی، مردخی و استر و عزرا و (دانشمندان تلمود) هركدام در عصر خود بر نماز و ادعیه‏هی موجود دعاهایی افزودند. نمونه‏ هایی از این دعاها بدین مضمون می‏باشند: در پیان لحش (دعی نوزده بركتی) این درخواست را می‏خوانیم: «ای خدی من زبان مرا از بدگویی، و لبانم را از تكلم به نیرنگ باز دار، در برابر اشخاصی كه مرا نفرین می‏كنند، زبانم ساكت و خاموش بماند، و روانم در برابر همگان همچون خاك باشد. قلبم را برای پذیرفتن تورات بگشا، جانم فرمان ‏های تو را پیروی و تبعیت و اگر كسانی علیه من بد بیندیشند و به زیان من قصد كنند، تو به فوریت مشورت آنها را برهم زن و فكرشان را باطل كن. سخنان دهان من مورد رضای تو قرار گیرند و تفكر دلم به حضور تو مقبول افتد، ای خدایی كه آفریدگار و نجات ‏دهنده من هستی». (براخوت 17 الف) یكی از دانشمندان یهود، در پیان دعا فوق، این دعا را افزوده است: «ای خداوند من، خدای اجداد من میل و رضای تو بر این تعلق گیرد، كه در دل هیچ انسانی كینه و دشمنی علیه ما وراد نشود. و كینه و عداوتی علیه هیچ انسانی بر دل ما نگذرد. حسادتی نسبت به ما در دل هیچ‏كس رسوخ نكند، و نسبت به هیچ‏كس نیز حسد به دل ما راه نیابد. در سراسر روزهای عمر تحصیل تورات و اجری فرایض تو مشغله ما باشد، و سخنان ما به حضور تو التماس و تضرع محسوب می‏گردد، قلب‏ های ما را متحد كن تا از نام تو بترسیم. از آن چه كه منفور درگاه تو است ما را دور بدار، و به آن چه مورد راضی تو است ما را نزدیك ساز، و به خاطر نام مبارك خودت با ما احسان كن. (تلمود یروشلمی براخوت 7 دال) چند گفتار از دانشمندان درباره نماز و اهمیت آن: 1- دعا و نماز از قربانی‏ بزرگ‏تر و مهم‏تر است. 2- دعا و نماز از اعمال نیك با اهمیت ‏تر است. 3- كسی كه دعا و نماز می‏خواند، باید قلب خود را متوجه (خدی) آسمان سازد. 4- كسی كه دعا و نماز می‏خواند باید چشمانش را پایین انداخته و قلبش را متوجه بالا سازد. 5- كسی كه فكرش آسوده نیست (تمركز حواس ندارد) نماز نخواند. (تلمود؛ عرووین 65 الف) 6- هر كس كه برای همنوع خود دعا می‏كند و جهت او طلب رحمت می‏نماید، در حالی كه خود نیز به آن مورد نیاز دارد نخست به خود او جواب داده می‏شود و خود او اول نجات می‏یابد. 7- هر كس فرامین الهی را با ایمان كامل بر خود قبول نماید و آن را انجام دهد شیسته آن خواهد بود كه الهام الهی بر او قرار گیرد. (مخیلتا صفحه 33 ب ) 8- بهترین راه تزكیه روح، نماز است، چون وسیله مطمئنی جهت تزكیه است. 9- نماز مایه آرامش است. 10- نماز مایه نزدیك شدن انسان به سعادت است. 11- نماز انسان را از فحشا و منكرات باز می‏دارد. 12- نماز سپاسگزاری از معبود است چون تشكر از نعمت ‏دهنده واجب است، چنانچه اگر كسی كاری را برای ما انجام داد و از او تشكر نكنیم در حق او جفا كرده‏یم. 13- از ویژگی ‏های نماز جلوگیری از غفلت است. 14- نماز انسان را به پاكی‏ها و پاكسازی هم ظاهر و هم باطن هدیت می‏كند. 15- نماز ضد اضطراب و پریشانی است. 16- نماز سدی است در مقابل گناهكاری‏ها و ایجاد روح تقوا و پرهیزگاری. 17- نماز وسیله پاك شدن و ثابت كننده خلوص و پیراستگی از تكبر و غرور است. 18- نماز وسیله زدودن پرده ‏های غفلت و سستی، پرورش فضائل اخلاقی گسترش‏ دهنده زمینه عدالت و رعایت حقوق اجتماعی، یجاد روح، نظم و پاكیزگی در ظاهر و باطن انسان است. 19- نماز درست است كه به وسیله فرد انجام می‏پذیرد، اما با نماز، ساخته شدن عضوی از جامعه شكل می‏‎گیرد و این رابطه بین نماز و اجتماع است. 20- وقتی انسان متذكر خدا بود خدا را مراقب خویش دید قهراً از انجام گناه و منكرات شرم و حیا می‎‏كند. 21- شادابی روح انسان: نماز در ساخت روح انسان، همان نقشی را ایفا می‏كند كه نرمش و ورزش در ساخت جسم انسان ایفا می‏ نماید. 22- نماز روح انسان‏ها را به مبداء هستی‏ بخش مرتبط و متصل می‏كند و به این ارتباط، روح و جان آدمی را زنده، بانشاط و آرام می‏سازد و او ر برای انجام سیر تكالیف و وظائف فردی و اجتماعی آماده می‏كند. 23- خواندن نماز علاوه بر آن كه انجام یك دستور و یك واجب الهی است، خود مانع از انجام زشتی‏ها، خلاف‏ها و گناهان دیگر است. 24- یكی از فلسفه‎‏ های عبادت، اظهار خضوع و تسلیم در مقابل امر پروردگار و ایجاد روح عبودیت و بندگی در انسان است. 25- و بالاخره نماز داری آثار و فلسفه‏ های متعددی است از جمله این خواص: نماز، تقدیر و سپاس‏گزاری از خدا است، موجب آرامش انسان است، موجب یاد خداست، زمینه پرهیز از گناه را در انسان فراهم می‏كند، تأكیدی بر نظافت و سلامتی است، دارای آثار وحدت ‏بخش اجتماعی است و موجب انضباط و وقت ‏شناسی است. مقالات مرتبط : نماز (تفیلا) در یین یهود تفیلین یا مهر نماز یهودیان نماز و زوزه (نخوردن و نیاشامیدن) پوریم. بخاطر طلب رحمت از جانب خد-اوند
+ نوشته شده در  جمعه 1390/10/09ساعت 0:11  توسط بهنوش  | 

نماز و اسرارتربیتی آن

نماز موجب ياد خداست : ياد خدا بهترين وسيله براي خويشتن داري و كنترل غرايز سركش و جلوگيري از روح طغيان است. «نمازگزار» همواره به ياد خدا مي‏باشد، خدايي كه از تمام كارهاي كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايي كه از آنچه در زواياي روان ما وجود دارد و يا از انديشه ما مي‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگي انسان و هوسهاي وي اعتدال مي‏بخشد، چنان كه غفلت از ياد خدا و بي خبري از پاداشها و كيفرهاي او، موجب تيرگي عقل و خرد و كم فروغي آن مي‏شود . انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و كردار خود نمي‏انديشد و براي ارضاي تمايلات و غرايز سركش خود حد و مرزي را نمي‏شناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روز پنج بار به ياد خدا مي‏اندازد و تيرگي غفلت را از روح و روانش پاك مي‏سازد . به راستي، انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است، بهترين راه براي كنترل غرايز و خواستهاي مرزنشناس او همان ياد خدا، ياد كيفرهاي خطاكاران و حسابهاي دقيق و اشتباه‏ناپذير آن مي‏باشد. از اين نظر قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خدا معرفي مي‏كند: «اقم الصلوة لذكري؛ نماز را براي ياد من بپادار!» (1 ( • دوري از گناه : نماز گزار ناچار است كه براي صحت و قبولي نماز خود از بسياري از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، يكي از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلي است كه درآن به كار مي‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏اي كه با آن نماز مي‏گزارد و مكان نمازگزار، اين موضوع سبب مي‏شود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نمايد؛ زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقيد شود و در موارد ديگر بي پروا باشد . گويا آيه زير به همين نكته اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشأ و المنكر؛ كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه باز مي‏دارد.» (2 ( بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد كه شرط قبولي نماز در پيشگاه خداوند اين است كه نمازگزار زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غيبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهيزد؛ از مشروبات الكلي اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و به اين ترتيب نمازگزار حقيقي ناگزير است تمام اين امور را رعايت كند. روي همين جهات، پيامبر گرامي ما(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) مي‏فرمايد: نماز چون نهر آب صافي است كه انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و كثيف نمي‏شود. همچنين كسي كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در اين چشمه صاف معنوي شست و شو دهد، هرگز آلودگي گناه بر دل و جان او نمي‏نشيند . آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه مي‏تواند نشانه كوچكي از اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد . • نظافت و بهداشت : از آنجا كه نمازگزار در برخي از مواقع همه بدن را بايد به عنوان «غسل» بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگي پاك سازد؛ ناچار يك فرد تميز و نظيف خواهد بود. از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتي است كمك مي‏كند . • انضباط و وقت‏شناسي : نماز هاي اسلامي هر كدام براي خود وقت مخصوص و معيني دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاي خود را در آن اوقات بخواند، لذا اين عبادت اسلامي به انضباط و وقت‏شناسي كمك مؤثري مي‏كند . بالاخص كه نمازگزار بايد براي اداي فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد، طبعا يك چنين فردي گذشته از اين كه از هواي پاك و نسيم صبحگاهان استفاده مي‏نمايد، به موقع فعاليتهاي مثبت زندگي را آغاز مي‏كند . آثار فردي و تربيتي نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولي اين نمونه مي‏تواند نشانه اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامي باشد
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/10/07ساعت 16:5  توسط بهنوش  | 

عقاب و عذاب بی نماز !

 کسی که ترک کننده نماز را به دادن طعامی یا لباسی یاری کند، مثل این است که هفتاد پیغمبر را کشته ، که اول آنها آدم ، و آخر آن ها محمد (صلی الله علیه و آله ) است


در مورد اهمیت نماز و نقش آن در بازدارندگی از گناهان بسیار سخن گفته‌ایم  و شاهدیم که مردم ما، مردمی هستند که مقید به اقامه نمازند. و در این بین عده‌ای هم هستند که نماز را ترک کرده اند و یا هرگز نخوانده اند که اکنون بخواهند ترک کنند .

با این حال و به ظاهر، در روند زندگی اینان با نمازگزاران تفاوتی احساس نمی‌شود. پس فرق میان افراد نمازگزار با کسانی که تارک نمازند چیست ؟

ترک نماز، کوتاهی در مهم‏ترین دستور الهى و انجام ندادن بزرگ‏ترین وظیفه و برنامه زندگى است و این مساوی است با ناشکرى، ناسپاسى و کفران نعمت‏هاى الهى و برداشتن عمود و ستون دین؛ زیرا نماز پایه و ستون اصلی دین است.

در حالى‏که عبادت است که انسان را به هدف آفرینش رهنمون مى‏شود. بی نمازی، باعث مى‏شود که آفرینش و زندگى انسان، بیهوده و لغو جلوه کند؛ ترک نماز و نیایش، موجب ترک لذت بخش‏ترین حالات انسان است. 

اگر گاهی می بینیم این افراد می گویند «کدام لذت، ما که لذتی ندیدیم و به خاطر همین هم نمی خوانیم» باید گفت اینان حق دارند چون هرگز لذتش را احساس نکرده اند که بخواهند بخاطر از دست ندادنش تلاش کنند. باید در پاسخ این ها بگوییم که برای رسیدن به لذت نماز باید در امر نماز مداومت داشت مقدماتش را فراهم کرد آدابش را رعایت کرد بعد دم از لذت بخش بودن یا نبودنش زد .

نمازی که از سر بی رغبتی و به چشم یک کار دست و پا گیر و بی فایده دیده شود چه لذتی میتواند داشته باشد. این ها که از تمام این مجموعه هستی فقط طالب مادیات و لذات زودگذرشان هستند میدانند و باز هم بدانند که لحظات عمر در شتابند و دیر یا زود همه مهمان خانه خاک خواهیم شد و وقت پاسخگویی . الان که وقت نماز خواندن ندارید دقایقی چند به این فکر کنید که در پاسخ اینکه چرا نماز نخوانده اید چه خواهید گفت ؟ آیا زمان مضحکه است و باز می توانید بگویید :"ما قرصش را خورده ایم و یا به سن تکلیف نرسیده ایم "

خوب است بدانید بی نمازی آثار و نتایج شوم فراوان مادی و معنوی را به دنبال دارد؛ گوشه هایی از این آثار شوم می پردازیم :

1-  دور ماندن از امان خدا و رسولش

رسول خدا - صلی الله علیه وآله -: « من ترک الصلوة متعمدا من غیر علة فقد برء من ذمة الله و ذمة رسوله »( عیون‏أخبارالرضا(ع) ج : 1 ص : 285) ؛ « کسی که نماز را عمدا و بدون علت ترک کند از امان خدا و رسولش دور خواهد بود.»

عبید بن زرارة می گوید: از امام صادق (ع ) از سخن خدای عز و جل «هر کس به ایمان کافر شود به تحقیق عملش نابود شده و او در آخرت از زیانکاران است» پرسیدم ، فرمود: ترک کردن نماز است چنان نمازی که به آن اقرار کرده است»

- سبب تسلط شیطان
شیطان جهنمیاس

امام صادق (علیه السلام ) از پدرش از پدرانش از امیر مؤمنان (ع) نقل کرده است که رسول خدا (ص) فرمود: «شیطان همواره از پسر آدم وحشت دارد و فاصله می گیرد تا زمانی که نمازهاى پنجگانه‏اش را در وقتش به جا می آورد . پس هرگاه آنها را ضایع کرد بر او جرأت پیدا می کند و او را بر گناهان بزرگ وارد می سازد .»( ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ، ص 230)

نقل شده زنی ، دیوانه وار و فریاد کنان خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسید و عرض کرد : ای رسول خدا ! به یارانت بگو از نزد شما بروند که من با شما کاری دارم . اصحاب رفتند آن زن خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشست و عرض کرد : یا رسول الله ! گناه بسیار بزرگی مرتکب شده ام . حضرت فرمودند : رحمت پروردگار بزرگ تر از گناه توست . آن گاه سؤال کردند : گناهت چیست ؟ زن گفت : شوهردار بوده ام ، مرتکب زنا شدم و از نطفه ی حرام حامله شدم ، بچه به دنیا آمد ، او را در خمره ی سرکه خفه کردم و سرکه ی نجس را به مردم فروختم ! رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حکم گناه آن زن را بیان کردند و سپس فرمودند : آیا می خواهی بدانی که چرا درون این چاه افتاده ای و این گناهان را مرتکب شده ای ! من گمان می کنم که تو نماز عصر نمی خوانی (تفسیر روح البیان، ج‏10، ص: 505)

 

3 نابود شدن اعمال خوب

رسول خدا - صلی الله علیه وآله -:« مَنْ تَرَکَ صَلَاتَهُ حَتَّى تَفُوتَهُ مِنْ غَیْرِ عُذْرٍ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ » (بحارالأنوار ج : 79 ص : 202)؛ « کسی که نمازش را بدون عذر ترک کند (نخواند) تا وقت آن بگذرد، عمل او نابود شده است .»

چهار- از بین رفتن فاصله کفر و ایمان

رسول خدا - صلی الله علیه وآله -:« بَیْنَ الْعَبْدِ وَ بَیْنَ الْکُفْرِ تَرْکُ الصَّلَاةِ »( بحارالأنوار ج : 79 ص : 202)؛ «فاصله کفر و بندگی ترک نماز است .»

 

4- مورد لعن تمامی کتب آسمانی و ملائکه و پیامبر خدا (صل الله علیه و آله )

رسول خدا - صلی الله علیه وآله -:« تارک الصلاة ملعون فی التوراة ملعون فی الانجیل ملعون فی الزبور ملعون فی القران ملعون فی لسان جبرئیل ملعون فی لسان میکائیل ملعون فی لسان اسرافیل ملعون فی لسان محمد»( الحکم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص: 294) ؛ «ترک کننده نماز در تورات و انجیل و زبور و قرآن مورد لعنت قرار گرفته و به زبان جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و محمد (ص ) ملعون است .»

 

5- مردن به دینی غیر از دین اسلام

رسول خدا - صلی الله علیه وآله -: « مَنْ تَرَکَ صَلَاةً لَا یَرْجُو ثَوَابَهَا وَ لَا یَخَافُ عِقَابَهَا فَلَا أُبَالِی أَ یَمُوتُ یَهُودِیّاً أَوْ نَصْرَانِیّاً أَوْ مَجُوسِیّا»( بحارالأنوار ج : 79 ص : 202) ؛ « کسی که نماز را ترک کند، در حالی که امید به پاداش نماز نداشته و از عذاب آن نیز نمی ترسیده ، پس باکی نیست که یهودی بمیرد، یا نصرانی ، یا مجوسی .»

 

6- ترک نماز برابر است با کفر

رسول خدا - صلی الله علیه وآله -:« من ترک الصلوة متعمدا فقد کفر»( عوالی‏اللآلی ج : 2 ص : 224) ؛ « هرکس عمدا نمازش را ترک کند، کفر ورزیده است .»

در روایت دیگرى آمده است: عبید بن زرارة مى‏گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: گناهان کبیره کدام اند؟ آن حضرت فرمود: گناهان کبیره در نوشتار على‏بن ابى طالب (ع)، هفت چیز است: کفر به خداوند، کشتن انسان، عاق پدر و مادر شدن، ربا گرفتن، خوردن مال یتیم به ناحق، فرار از جهاد و تعرب بعد از هجرت.

عبید مى‏گوید: از امام پرسیدم: یک درهم از مال یتیم خوردن، بزرگ‏تر است یا ترک نماز؟ حضرت فرمود: ترک نماز. عرض کردم: شما ترک نماز را از گناهان کبیره به حساب نیاوردید. حضرت فرمود: اولین چیزی که از گناهان کبیره برایت گفتم چه بود؟ عرض کردم: کفر به خداوند. فرمود: همانا تارک نماز کافر است.( الکافی ج : 2 ص : 278)

رسول خدا - صلی الله علیه وآله -: « من ترک الصلوة متعمدا من غیر علة فقد برء من ذمة الله و ذمة رسوله؛ کسی که نماز را عمدا و بدون علت ترک کند از امان خدا و رسولش دور خواهد بود»

نماز

7- اگر اقامه کنندگان نماز نبودند بی نمازها در دنیا هلاک می شدند .

امام صادق  (علیه السلام) : « َ إِنَّ اللَّهَ لَیَدْفَعُ بِمَنْ یُصَلِّی مِنْ شِیعَتِنَا عَمَّنْ لَا یُصَلِّی مِنْ شِیعَتِنَا وَ لَوْ أَجْمَعُوا عَلَى تَرْکِ الصَّلَاةِ لَهَلَکُوا»( الکافی ج : 2 ص : 451) ؛ « همانا، خداوند به وسیله شیعیان نمازگزار ما از شیعیان بی نماز ما (بلا را) دفع می کند، ولی اگر همه تارک نماز بودند هر آینه همه هلاک می شدند.»

 

8 - لعن خدا بر تارک الصلوة

حضرت علی - علیه السلام -: « اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ تَرَکَ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّدا»( مستدرک‏الوسائل ج : 3 ص : 91) ؛ « خدایا لعنت کن کسی را که عمدا نماز را ترک کند.»

 

9- مطرود اسلام و مسلمین

رسول خدا - صلی الله علیه وآله -: « من اعان تارک الصلوة بلقمة او کسوة فکانما قتل سبعین نبیا اولهم ادم و اخرهم محمد»( جامع‏الأخبار ص : 74) ؛ « کسی که ترک کننده نماز را به دادن طعامی یا لباسی یاری کند، مثل این است که هفتاد پیغمبر را کشته ، که اول آنها آدم ، و آخر آن ها محمد (ص ) است .»

 

10 - بدست آوردن زیان و خسران آخرت

عبید بن زرارة می گوید : از امام صادق (ع ) از سخن خدای عز و جل «هر کس به ایمان کافر شود به تحقیق عملش نابود شده و او در آخرت از زیانکاران است »( المائدة (5)، آیه 5) پرسیدم ، فرمود: ترک کردن نماز است چنان نمازی که به آن اقرار کرده است .»( بحارالأنوار ج : 79 ص : 219)

امام صادق  (علیه السلام) : « َ إِنَّ اللَّهَ لَیَدْفَعُ بِمَنْ یُصَلِّی مِنْ شِیعَتِنَا عَمَّنْ لَا یُصَلِّی مِنْ شِیعَتِنَا وَ لَوْ أَجْمَعُوا عَلَى تَرْکِ الصَّلَاةِ لَهَلَکُوا؛ همانا، خداوند به وسیله شیعیان نمازگزار ما از شیعیان بی نماز ما (بلا را) دفع می کند، ولی اگر همه تارک نماز بودند هر آینه همه هلاک می شدند»

11- بی بهره از اسلام

امام صادق - علیه السلام -: « َ لَا حَظَّ فِی الْإِسْلَامِ لِمَنْ تَرَکَ الصَّلَاة»( بحارالأنوار ج : 79 ص : 232) ؛ « تارک نماز، حظ و بهره ای از اسلام ندارد.»

 

12- از بین رفتن دین

رسول خدا - صلی الله علیه وآله -: « فَمَنْ تَرَکَ صَلَاتَهُ مُتَعَمِّداً فَقَدْ هَدَمَ دِینَه» (بحارالأنوار ج : 79 ص : 202) ؛ « کسی که عملا نمازش را ترک کند، به تحقیق که دینش را منهدم کرده است .» 

 

نتیجه :

 با توجه به روایات گفته شده به راحتی می توان این نتیجه را گرفت که عاقبت شومی در انتظار بی نماز می باشد و از این نکته نیز نباید غافل شویم که همه ما بسیاری از ساعت های متمادی عمر خود را به خاطر کارهای بیهوده ای تلف می نمائیم ؛ کارهایی که انجام دادن و یا رها نمودن آنها تأثیر چندانی در زندگی مادی و معنوی ما ندارد پس چرا باید از عبادت ساده ای همچون نماز که وقت چندانی از انسان نمی گیرد و چنین بر سرنوشت مادی و معنوی انسان تأثیر گذار است غافل شویم . 


+ نوشته شده در  شنبه 1390/09/12ساعت 14:53  توسط بهنوش  | 

آثار بی توجهی به نماز

كسانی كه به نماز به عنوان تكلیف و خواست الهی بی توجهی كنند و آن را كوچك بشمارند خداوند نیز به خواسته‏ها و اعمال آنان توجهی نخواهد داشت.

امام صادق ـ علیه السلام ـ می‏فرماید: «من تهاون بصلاته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمس عشره خصله...الثانیه یضیق علیه قبره و الثالثه تكون الظلمه فی قبره... ؛ هر زن و مردی كه به نمازش بی‌اعتناء باشد خداوند او را به پانزده چیز مبتلا می سازد... و قبر بر او تنگ و تاریك می گردد.»


امام صادق ـ علیه السلام ـ می‏فرمایند ؛« إِذَا قَامَ الْعَبْدُ فِی الصَّلَاهِ فَخَفَّفَ صَلَاتَهُ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِكَتِهِ أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِی كَأَنَّهُ یَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِ غَیْرِی أَمَا یَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِی ؛  وقتی بنده‏ای نماز خود را با عجله و شتاب به پایان می‏برد و آن را كوتاه می‏كند خدا به ملائكه می‏فرماید: آیا نمی‏بینید بنده‌ی من چگونه نماز خود را كوتاه می‏كند گویا می‏پندارد كه بر آوردن حوائجش به دست غیر من است (كه اینگونه عجله می‏كند.) آیا نمی داند برآوردن حوائجش به دست من است .»1

كسانی كه به نماز به عنوان تكلیف و خواست الهی بی توجهی كنند و آن را كوچك بشمارند خداوند نیز به خواسته‏ها و اعمال آنان توجهی نخواهد داشت.

امام صادق ـ علیه السلام ـ می‏فرماید:« من تهاون بصلاته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمس عشره خصله...الثانیه یضیق علیه قبره و الثالثه تكون الظلمه فی قبره... ؛ هر زن و مردی كه به نمازش بی‌اعتناء باشد خداوند او را به پانزده چیز مبتلا می سازد... و قبر بر او تنگ و تاریك می گردد.»2

نمازی كه با سهل‌انگاری و تحقیر خوانده شود مورد قبول خداوند متعال قرار نمی‏گیرد. امام صادق ـ علیه السلام ـ می‏فرماید: «انّ اللّه عزوجل لایقبل الاّ الحسن فكیف یقبل ما یستخف به ؛ خداوند جز نیكو را نمی‏پذیرد پس چگونه آن را كه مورد استخفاف واقع گردیده است بپذیرد. » 3

نمازی كه آورنده آن به آن بی مهری و بی توجهی دارد، چگونه مشمول قبول خداوند قرار گیرد؟!

امام صادق ـ علیه السلام ـ می‏فرمایند؛ «وقتی بنده‏ای نماز خود را با عجله و شتاب به پایان می‏برد و آن را كوتاه می‏كند خدا به ملائكه می‏فرماید: آیا نمی‏بینید بنده‌ی من چگونه نماز خود را كوتاه می‏كند گویا می‏پندارد كه بر آوردن حوائجش به دست غیر من است (كه اینگونه عجله می‏كند) آیا نمی داند برآوردن حوائجش به دست من است»

گفتگوی ملک نماز و انسان نمازگزار

برخی از روایات تصویر و تمثیلی را برای نماز ترسیم نموده‏اند كه بر حسب آن، نماز بصورت ملكی با انسان به گفتگو می‏نشیند گاه تشكر می‏كند و گاه گله‏مند می‏شود.

در روایتی امام صادق ـ علیه السلام ـ می‏فرماید: وقتی نماز در وقت خود اقامه نگردد و بی دقّت ارائه شود با صورتی سیاه و تاریك به سوی انسان باز می‏گردد. می‏گوید: مرا ضایع كردی خدا تو را ضایع كند. و اگر در وقت خود اقامه شود برای انسان دعا می‏كند و می‏گوید: همان گونه كه مرا حفظ و احترام نمودی خداوند تو را حفظ كند.4

نماز

قرآن كریم راه تاركین نماز را به سقر منتهی می‏داند و در مورد آنان می‏فرماید: «ما سلككم فی سقر قالوا لم نك من المصلّین»5 روزی فاطمه زهرا ، صدیقه کبری(سلام لله علیها) از پدر گرامی خویش سوال کرد: پدر جان مردان و زنانی که نماز خود را سبک می شمارند چه عذاب و عقوبتی دارند؟ رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: دخترم! هر زن و مرد مسلمانی که نماز خود را سبک و کوچک بشمارد، خداوند او را به پانزده بلا گرفتار می کند: شش بلا در دنیا، سه بلا هنگام مرگ، سه بلا در عالم قبر و سه بلای دیگر هنگامی که روز قیامت از قبر برانگیخته می شود.

 

امّا آن شش بلا که در دنیا به او می رسد :

اوّل: خداوند برکت را از عمرش برمی دارد و عمرش کوتاه می شود.

دوّم: خداوند برکت را از روزی اش برمی دارد و رزق و روزیش کم می گردد.

سوّم: خداوند نشانه بندگان صالح و شایسته را از صورت او پاک می کند و نور ایمان را از چهره او می برد.

چهارم: هر طاعتی که به جا آورد، بهره ای از آن نمی برد.

پنجم: دعایش مستجاب نمی شود.

ششم: بهره ای از دعای مردان و زنان صالح و شایسته نمی برد و مشمول دعای نیکان نمی شود.

 

امّا آن سه بلا که هنگام مرگ به او می رسد:

اوّل: با ذلّت و خواری از دنیا می رود.

دوّم: گرسنه می میرد.

سوّم: تشنه از دنیا می رود تا جایی که اگر از تمامی نهرهای دنیا به او آب داده شود، عطش و تشنگی او فرو نمی نشیند و عطشان می میرد.

 

و آن سه بلا که در عالم قبر به او می رسد:

اوّل: خداوند ملکی را بر او می گمارد که در قبر او را(به وسیله قهر و غضب و پریشانی و اضطراب) از جای خود برکند.

دوّم: گور بر او تنگ می شود و فشار قبرش زیاد می گردد.

سوّم: قبرش مملوّ از ظلمت و تاریکی می گردد.

 

و آن سه بلایی که در قیامت به او می رسد:

اوّل: خداوند فرشته ای را مأمور می کند تا او را در حالی که همه نظاره گرش هستند با صورت روی زمین بکشاند.

دوّم: به سختی از او حساب می کشند و به اعمالش رسیدگی می کنند.

سوّم: خداوند با نظر رحمت به او توجّه نمی فرماید و برای او عذاب و عقابی دردناک قرار خواهد داد.6

+ نوشته شده در  شنبه 1390/09/12ساعت 14:46  توسط بهنوش  | 

برای نماز اول وقت نقشه بکشید



شاید جوان به‌خصوص در این زمان‌هایی که شب‌‌ها کوتاه است و اذان صبح خیلی زود اتفاق می‌افتد و وقت ادای نماز کم است، شکست بخورد؛ عیبی ندارد. برای فردا شب نقشه بکشد. برای پس فردا شب. برای هزار شب دیگر. باید برنامه بریزیم که نمازمان را اول وقت بخوانیم .



گاه که توفیقی حاصل شود و موفق به دیدار یکی از علما بشویم و یا در پی اینکه چگونه برای تقرب به خداوند بلند مرتبه اقدام کنیم به مطالعه می پردازیم می بینیم که یکی از مهترین راهکارهایی  که برای شروع به ما می دهند تشویق به انجام نماز اول وقت و  مدوامت بر آن است تا ملکه ذهنمان شود  پس از آن دستورات دیگر را صادر می کنند چرا که نماز ستون است و در سایه ستون است که خیمه ای افراشته میشود و سایر  مسائل را در بر میگیرد.

این مقاله حاصل گفتگویی است با آیت‌الله محمدعلی جاودان برای راهنمایی جوانان عزیز که قصد خودسازی و شناخت را دارند.

«دستور اولی که می‌خواهم برای کسانی که قصد شروع دارند، بگویم- مطلبی است که هزاران بار اساتید و بزرگانی نظیر مرحوم آیت‌الله حق‌شناس به جوانان توصیه می‌کردند- نماز اول وقت است. نماز اول وقت بخوانید. اگر توانستید، به جماعت بخوانید و اگر هم نشد، همان اول وقت بخوانید.

 برای نماز اول وقت نقشه بکشید :

شاید جوان به‌ خصوص در این زمان‌هایی که شب‌‌ها کوتاه است و اذان صبح خیلی زود اتفاق می‌افتد و وقت ادای نماز کم است، شکست بخورد؛ عیبی ندارد. برای فردا شب نقشه بکشد. برای پس فردا شب. برای هزار شب دیگر. باید برنامه بریزیم که نمازمان را اول وقت بخوانیم، اما باید در نظر بگیریم که یکی از نمازهایمان نماز صبح است که خیلی هم اول وقت خواندنش مهم است. بنابراین برای آن ‌هم باید نقشه داشته باشیم تا حتماً در طرحمان آن را هم به اول وقت برسانیم. اما مشکلش خیلی بیشتر از ظهر و عصر و مغرب و عشاء است . 

مثلاً ممکن است که دانشجویی وقت نماز ظهر و عصرش در کلاس مشغول باشد. ما نمی‌گوییم که کلاس را بشکند و بیرون بیاید، اما هر وقت که کلاس تمام شد، بلافاصله برود نمازش را بخواند. دیگر نرود مثلاً یک ناهاری با خیال راحت بخورد و یک ساعتی هم استراحت، نه. نمازمان را می‌خوانیم. دست ‌کم وضو می‌گیریم و نماز ظهر را می‌خوانیم تا از اول وقتش خیلی دیر نشود. بعد هم اگر گرسنه بودیم، ناهار می‌خوریم و نماز عصرمان را بلافاصله می‌خوانیم. این نماز اول وقت را برایش بکوشیم .

تقلید صحیح؛ یعنی می‌پرسم و عمل می‌کنم. چند مسأله در باب وضو باید بخوانم؛ مثلاً به اندازه‌ی دو صفحه رساله، برای غسل باید دو صفحه رساله بخوانم، برای نمازم هفت، هشت صفحه باید بخوانم تا مسائل اصلی را یاد بگیرم. چون جوانم، زودتر یاد می‌گیرم. بعد هم دو بار، سه بار یا بیشتر پیش معلم می‌خوانم تا تصحیح شود

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای :

«اول سال که میشود انسان فکر کند که خب حالا این سال و قبلش هر جور بود، گذشت و الآن یک رابطه جدیدی تعریف کنیم با خدای متعال... اگر چنانچه شروع اهتمام از همین نماز باشد، نماز چون خیلی مهم است، این خیلی کارگشاست. نماز را انسان خوب بخواند، با توجه بخواند، حضور قلب داشته باشد.»

 شیطان از چه کسی هراس دارد؟

اگر روایت این باب را دیده باشیم، می‌فرماید که شیطان از کسی که نمازش را اول وقت می‌خواند و بر آن مراقبت می‌کند، همیشه ترسان است. «لایَزالُ الشّیطانُ زائِلاً مِن بَنی ‌آدم». این نکته را هم به نماز اول وقت اضافه کنیم که نماز صحیح بخوانید. بنابراین برای این‌که نماز صحیح باشد، من ناگزیرم که رکوع صحیح بیاموزم، غسل صحیح بیاموزم، یک حمد و سوره‌ی صحیح بیاموزم و مسائل دیگر نماز را بیاموزم که اگر کلش را جمع کنی، ممکن است در سه چهار ساعت بشود به همه‌‌اش پرداخت .

تقلید صحیح؛ یعنی می‌پرسم و عمل می‌کنم. چند مسأله در باب وضو باید بخوانم؛ مثلاً به اندازه‌ی دو صفحه رساله، برای غسل باید دو صفحه رساله بخوانم، برای نمازم هفت، هشت صفحه باید بخوانم تا مسائل اصلی را یاد بگیرم. چون جوانم، زودتر یاد می‌گیرم. بعد هم دو بار، سه بار یا بیشتر پیش معلم می‌خوانم تا تصحیح شود .


من به یک نماز صحیح احتیاج دارم و بعد از آن به یک نماز اول وقت. جوان مادامی که نمازش را صحیح می‌خواند، نمازش را دقت می‌کند، مواظبت می‌کند و اول وقت می‌خواند، شیطان ترسان است. نه این ‌که جوان از شیطان ترسان باشد؛ شیطان از آن جوان ترسیده است. اگر انسان این‌گونه نباشد، آن‌وقت شیطان طبق روایات، انسان را به جاهایی می‌برد که دیگر برگشت ندارد .

اگر می‌خواهید همیشه سالم و محفوظ بمانید، نماز اول وقت بخوانید. نماز اول وقت ایجادکننده‌ی ترس از خداست. بعضی جوان‌ها دو دقیقه نماز می‌خوانند؛ نه دو دقیقه و نه نیم ساعت. ما که یک ذره بیشتر کش می‌دهیم -که آن‌ هم از روی عادت است و قیمت ندارد- می‌شود پنج دقیقه. «سبحان ربی العظیم و بحمده» را صحیح بگو؛ یک بار بگو، اما صحیح و با آرامش بدن. صحیح خواندن نماز مثل این است که انسان به دیوار مستحکمی تکیه کرده باشد. این امر را اگر شما به‌دست بیاورید، حتی با نیروی خیلی زیاد هم این زمین نمی‌خورد. شاید تکان بخورد، اما زمین نمی‌خورد. ممکن است حوادث مهمی هم برایش پیش بیاید، اما آن حوادث با نماز اول وقت و صحیح، او را به زمین نمی‌زند .»

متأسفانه مشکل بسیاری از ما جوانان این است که فکر می کنیم شیطان چون خیلی قوی است ما حق داریم شکست بخوریم و وسوسه شویم و بسیاری از ما از او می ترسیم و به همین خاطر با کنار گذاشتن مهم ترین دستورات دینمان که می تواند بزرگترین پناهگاه ما باشد به این دشمن بزرگ و بد طینت باج می دهیم واقعا باید برای امور مهم و پر ارزشی چون نماز وقت گذاشت نه اینکه هیچ تلاشی نکرد و آن را بی ثمر دانست . امیدوارم خداوند متعال همه را توفیق بندگی دهد و یاریمان کند تا موفق به انجام نماز واقعی شویم .إن شاء الله

+ نوشته شده در  جمعه 1390/09/11ساعت 20:18  توسط بهنوش  | 

نمازی که برگشت می خورد!

بعضی از نمازها نیمی از آن پذیرفته می‌شود، بعضی، یك سوم آن، برخی یك چهارم و بعضی یك پنجم تا آنجا كه برخی یك دهم آن قبول می‌شود. 

نقش و اهمیت نماز در دین نشان دهنده عظمت و استحکام این حبل متین و ریسمان استوار میان زمین و آسمان است. ریسمان دیگر اعمال ارزشی برای صعود انسان به افق بلند سعادت کافی نیست; ولی نردبان نماز، افزون بر آن که به تنهایی وسیله عروج است، می تواند ثقل و سنگینی بقیه اعمال را نیز متحمل گردد. این حقیقت به جوهره نماز باز می گردد و با عدالت خداوند هیچ گونه ناسازگاری ندارد .

 

ماجرای نمازی که بر صورت صاحبش زده می‌شود

در ادبیات عرفانی و عبادی بین دو مفهوم «مقبول» و «صحیح» تفاوت بسیاری وجود دارد و هر کدام از این مفاهیم دارای مراتبی است .

 

نماز مقبول

«نماز مقبول» آن است كه با خضوع و خشوع به‌جا آورده شود و آداب ظاهری و باطنی در آن مراعات شود. این نماز موجب تزكیة نفس و پاكی روح و روان می‌شود و تأثیر تربیتی و اخلاقی فراوانی دارد.

از این‌رو چنین نمازی را نماز اخلاقی نیز می‌گویند؛ نمازی كه فرشتگان آن را با درخشندگی خاصی به پیشگاه خداوند متعال می‌برند و پروردگار عالم این نماز را می‌پذیرد.

 

نماز صحیح

نماز صحیح، موجب رفع تكلیف می شود و به سبب آن انسان در جهان آخرت مورد بازخواست قرار نمی‌گیرد. چنین نمازی را نماز فقهی نیز می‌گویند. نمازی كه فرشتگان آن را در حالی كه نورانیت و درخششی ندارد، به محضر ربوبی می‌برند و مورد قبول خداوند قرار نمی‌گیرد. پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند:

«ان من الصلوه لما یقبل نصفها و ثلثها و ربعها و خمسها الی العشرون ان منها لما یلف كما یلف الثوب الخلق فیضرب لها وجه صاحبها و ان ما لك من صلوتك الا ما اقبلت علیهه بقلبك ؛ (سرّ الصلوة، ص50)

بعضی از نمازها نیمی از آن پذیرفته می‌شود، بعضی، یك سوم آن، برخی یك چهارم و بعضی یك پنجم تا آنجا كه برخی یك دهم آن قبول می‌شود و بعضی از نمازها همچون جامه كهنه پیچیده و بر صورت صاحبش زده می‌شود و نمازگزار بهره‌ای از نمازهایش نمی‌برد، مگر به اندازه‌ای كه در هنگام خواندن آنها به خداوند توجه داشته است.»

در میان تعقیبات نماز،‌تسبیح حضرت زهرا(سلام الله علیها) خیلی فضیلت دارد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: تسبیح جده‌ام حضرت زهرا(سلام الله علیها)، بعد از نمازهای روزانه، نزد من از هزار ركعت نماز در هر روز برتر و محبوب‌تر است.

نمازی كه با حضور قلب خوانده شود، ارزشمند و بسیار با اهمیت است. ممكن است در بعضی از نمازها شخص نتواند خشوع در آن را مراعات كند.

در چنین مواقعی نمازگزار با رعایت خضوع ظاهری و به‌جا آوردن مستحبات، نظیر گفتن اذان و اقامه و خواندن ذكرهای اضافه بر ذكر اصلی در ركوع و سجده‌ها كه در رساله‌های عملیه و كتب ادعیه آمده است، می‌تواند قبولی نماز خود را فراهم آورد. نمازگزار می‌‌‌‌تواند بعد از نماز با ذكر صلوات بر پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)و خواندن تعقیبات؛ یعنی دعاهایی كه بعد از نمازهای یومیه وارد شده است، بخشی از كاستیهای نماز خود را جبران كند. آن‌گاه آن نماز را به خداوند متعال عرضه نماید تا پروردگار با فضل و كرم خود آن را بپذیرد.

 

ذکری که از هزار رکعت نماز بالاتر است

در میان تعقیبات نماز، ‌تسبیح حضرت زهرا(سلام الله علیها) خیلی فضیلت دارد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: تسبیح جده‌ام حضرت زهرا(سلام الله علیها)، بعد از نمازهای روزانه، نزد من از هزار ركعت نماز در هر روز برتر و محبوب‌تر است.

در مورد تعقیبات نماز، از آیت‌الله حصه‌ای(ره) یكی از علمای اصفهان تشبیه زیبایی نقل شده است. ایشان نماز را به بادباك كاغذی تشبیه می‌كردند و می‌گفتند: وقتی بادبادك دنباله‌ نداشته باشد به آسمان نمی‌رود. نمازی هم‌ كه تعقیب نداشته باشد به عالم ملكوت نمی‌رود.

 

چگونه نمازی مورد قبول خداوند واقع می شود؟

به طور کلی قبولی عبادات به خصوص نماز مراحل بلکه شرایطی دارد. زیرا: گاهی عبادت صحیح است ولی رشدآور نیست مثل دارویی که شفابخش نیست.

در آیات و روایات شرایط و مراحل قبولی عبادات شش چیز ذکر شده که عبارتند از:

1- شرط اعتقادی؛ 2 -شرط ولائی؛ 3 - شرط اخلاقی؛ 4 – شرط اقتصادی؛ 5 - شرط اجتماعی؛ 6 - شرط بهداشتی.

شرط اعتقادی:

نمازگزار باید ایمان به خدا داشته باشد. قرآن در سوره نحل آیه 97 می‏فرماید: «عمل صالح از زن و مرد با ایمان است که موجب زندگی پاک می‏شود.» و در سوره مائده آیه 93می‏فرماید: «نداشتن ایمان مایه ثباتی اعمال است.»

شرط ولائی:

یعنی برخورداری از ولایت و رهبری صحیح و آسمانی همچون امام علی بن ابی طالب(علیه السلام) و فرزندان آن حضرت که همه بندگان خدا و بندگی‏ها، نماز، حج و جهاد را در مسیر الهی قرار می‏دهد و به آنها جهت شایسته می‏بخشد. در حدیث است که امام باقر(علیه السلام) فرمود: «کسی که به خدا ایمان دارد و عبادت‏های طاقت فرسا انجام می‏دهد ولی امام لایقی از طرف خدا ندارد ، تلاش بی‏فایده است.» (وسائل الشیعه ، ج 1، ص 90)

شرط اخلاقی(تقوا):

خدا تنها از اهل تقوا می‏پذیرد مثل داستان فرزندان حضرت آدم که هر دو قربانی کردند؛ ولی قربانی یکی پذیرفته شده و دیگری نه.

شرط اقتصادی: ادای حق مردم؛

ادای حقوق محرومان در درجه‏ای از اهمیت است که گاهی قبولی عبادت بستگی به آن دارد. پرداختن زکات با داشتن درآمد مشروع از این نمونه‏هاست. امام رضا(علیه السلام) فرمودند: «هر کسی نماز بخواند ولی زکات نپردازد نمازش قبول نمی‏شود.» (بحارالانوار ،ج 96 ،ص 12)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «نماز فرزندانی که با خشم به پدر و مادر خود نگاه می‏کنند ،قبول نمی‏شود گرچه والدین، نسبت به آنان کوتاهی و ظلمی کرده باشند .»

شرط اجتماعی:

خیرخواهی نسبت به دیگران، حفظ پیوندهای اجتماعی و اخوت میان مسلمانان و روابط شایسته و نیکو میان پیروان اسلام حایزاهمیت است.

شرط خانوادگی:

خوشرفتاری در امور خانوادگی و رعایت حقوق متقابل زن و شوهر، فرزند و پدر و نیز همسایگان را چنان مهم دانسته که بی‏توجهی به آنها گاهی باعث بطلان عبادات می‏گردد.

در این زمینه امام صادق(علیه السلام) فرمود: «نماز فرزندانی که با خشم به پدر و مادر خود نگاه می‏کنند، قبول نمی‏شود گرچه والدین، نسبت به آنان کوتاهی و ظلمی کرده باشند.» (اصول کافی، ج 2ص 349)

همچنین پیامبر اسلام(ص) فرمود: «هر کس زن بد رفتار و اذیت کننده‏ای داشته باشد، خداوند نماز و کارهای نیک آن زن را نمی‏پذیرد، مرد نیز چنین است.»(وسائل الشیعه ، ج 14، ص 116)

آری وقتی ما از نردبان نماز به معراج می‏رویم که پایه‏های آن روی زمین محکم باشد؛ ولی اگر روی یخ لغزنده یا زمین سست قرار داده شود بالا رفتن را مشکل یا غیر ممکن می‏سازد. پس قبولی عبادات به خصوص نماز با شرایط و مراحل ذکر شده امکان‏پذیر است.

 

نشان قبولی

در حدیث است که امام صادق(علیه السلام) فرمود: « هر کس دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه ببیند که آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته یا نه، پس هر قدر که نمازش او را از گناه بازداشته به همان اندازه نمازش قبول شده

است.» (بحارالانوار ،ج 82، ص 198)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/09/09ساعت 22:36  توسط بهنوش  | 

15عقوبت سبک شمردن نماز

نماز ستون خيمه دين است و امام صادق (ع) نماز را مرز ايمان و کفر دانسته است. بنابر اين، اگر کسي بخواهد خيمه ايي به نام دين را برپا کند، بايد همواره در انديشه تيرک اصلي و ستوني باشد که دين بدان استوار مي‌گردد. 


استاد مطهري در کتاب" آزادي معنوي" مي‌نويسد

يکي از گناهان، استخفاف نماز يعني سبک شمردن نماز است. نماز نخواندن يک گناه بزرگ است، و نماز خواندن اما نماز را خفيف شمردن، استخفاف کردن، بي اهميت تلقي کردن گناه ديگري است. پس از وفات امام صادق عليه السلام ابوبصير آمد به امّ حميده تسليتي عرض کند. امّ حميده گريست. ابوبصير هم که کور بود گريست. بعد امّ حميده به ابوبصير گفت: ابوبصير! نبودي و لحظه ي آخر امام را نديدي؛ جريان عجيبي رخ داد. امام در يک حالي فرو رفت که تقريباً حال غشوه اي بود. بعد چشمهايش را باز کرد و فرمود: تمام خويشان نزديک مرا بگوييد بيايند بالاي سر من حاضر شوند. ما امر امام را اطاعت و همه را دعوت کرديم. وقتي همه جمع شدند، امام در همان حالات که لحظات آخر عمرش را طي مي‌کرد يکمرتبه چشمش را باز کرد، رو کرد به جمعيت و همين يک جمله را گفت:اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِفّاً بِالصَّلوةِ هرگز شفاعت ما به مردمي که نماز را سبک بشمارند نخواهد رسيد. اين را گفت و جان به جان آفرين تسليم کرد."

در باب آثار و عقوبات سبک شمردن نماز، روايتي از حضرت ختمي مرتبت به نقل از دختر مکرمه‌شان نقل شده است که بسيار تکان‌هنده است:

"حضرت زهرا سلام الله عليها از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم، سوال کرد: « فقالت: يا ابتاه ما لمن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء ». از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلـم پرسيدند: کسي که نمـازش را سبک مي شمارد چه زن باشد و چه مرد باشد، آنهايي که نمــازشان را سبک مي شمارند چه هست بر ايشـان.

اين سبـک شمردن صحبتهاي مختلف دارد يعني: يکي اين است که در اول وقت نماز نخواند، يکي اين است که در موقع  خـــواندن نمـاز زياد به آداب و حـدودش مقيـد نباشد، سعي نکند که آن شرايـط فضيلت را مراعات کند، بطور کلـي سبک بشمارد. يکي از صور سبک شمردن تاخير از اول وقـت است ولي ممکن است يکي در اول وقت هم بخواند ولي به شرايط آداب و حدودش چندان پا بنـد نشود، با عجله بخواند، حضـور نداشته باشد. البتــه بعدها در دنباله اين صحبت در ادب حضـوع و خشــوع، آداب را ذکـرمي کنيم. در اينجا حضرت زهرا سلام الله عليهــا سوال مي‌کند که کســي که نمــازش را سبک بشمارد چه مي‌شود؟


اول اين است که خدا برکـــت را از عمــر او بــــرمـي دارد؛ اين عمــر که من و شما مي‌کنيم، برکت از آن برداشته مي‌شود که انسـان نداند که چه کرد، از کارهاي خيــر، نه از شرّ؛ مثلا کساني مي‌بينيد عمرشان با برکت است، خوب عبــادت مي‌کنند، خدمات زيــاد مي‌کنند

« قال رسول الله ( ص ) : يا فاطمه مَن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء »، فرمود: يا فاطمه کسي که نمازش را سبک بشمارد از مـردها و زنـها، « ابتلاه اللهُ بخمس عشرة خصلة »، خدا او را به 15 خصلت مبتلا مي‌کند ( خيلي تهديد کننده است ) ، « ستٌ منها في دار الدنيا و ثلاث عند موتها و ثلاث في قبره و ثلاث في القيامة اذا خرج من قبره »، شش تا در زندگـي دنيــــا و سه تا در وقت مرگ و سه تا در قبـر و بــرزخ و سه تاي ديگر در قيــامت است وقتـــي از قبرش خارج مي‌شود.

« فاما اللواتي تصيبه في دار الدنيا »، اما شش خصلتي که خدا پيش مي‌آورد در دنيا براي کساني که نمــاز را کوچک مي شمارند:

1- « فالاولي يرفع الله البرکة من عمره »: اول اين است که خدا برکـــت را از عمــر او بــــرمـي دارد؛ اين عمــر که من و شما مي‌کنيم، برکت از آن برداشته مي‌شود که انسـان نداند که چه کرد، از کارهاي خيــر، نه از شرّ؛ مثلا کساني مي‌بينيد عمرشان با برکت است، خوب عبــادت مي‌کنند، خدمات زيــاد مي‌کنند مثلا فرض کنيد صاحب همين کتاب، مجلسـي، اهل تزکيه بوده، اهـل باطن بوده، فليسوف بوده، عارف بوده، خدمــاتي که کرده، مرجعيت که داشته، چقــدر کتاب نوشته، کتابهايش اگــر بنا باشد که به ما بدهند از روي آن بنويسيم تا آخر عمــر تمام نمي‌کنيم؛ عمر با بــرکت بوده؛ مقصود طولانــي بودن عمر نيست، برکت در عمر، اشتباه نکنيد.

کساني که در نمـاز سستي مي‌کنند از عمرشان برکت گــرفته مي‌شود؛ چيز عجيبي است بعدش هم روي اين مسـاله دقت کنيد اين عمـرها که مي‌گذرد، عمـر ماها  و عمر بعضي‌ها چگونه است در مقايســه با آنها از لحــاظ  برکت؛ يرفع الله البرکة في عمره.

نماز

2- « يرفع الله البرکة من رزقه »: برکت را از روزيشــان هم  بــر مي‌دارد.

برکت از روزي هم اين نيست که انســـان کم پول بدست مي‌آورد يا زياد؛ نه؛ برکت در زندگي و معيشت است که آن را خــدا بر مي‌دارد.

3- « و يَمحوا الله عزوجلّ سيماء الصالحين من وجهه »: سومين چيزي که مبتلا مي‌شود اين است که خداي متعال سيمــاي صالحان را ازاو بر مي‌گيرد؛ وقتي به صــورتش نگاه مي‌کنيد سيماي صالحــان در او نيست. اين هم چيزي است؛ صــالحان يک سيمايي دارند البته اهـــــل ذوق مي‌فهمند، اين را با ذوق و دل مي‌شود فهميد، نه زيبــايي ظاهري است، سيماي صالحان يک چيزي است که اهل دل و اهل ذوق مي‌فهمند.

4- « و کل عمل يعمله لا يؤجر عليه »: هر عملـي که انجام مي‌دهد از اعمال خيـر و عبادات، اجــري به آن داده نمي‌شود.

5- « و لا يرفع دعاؤه الي السماء »: پنجمي اش اين است که دعــاي او مستجاب نمي‌شود.

6- « والسادسة ليس له حظّ في دعاء الصالحين »: از دعاي صالحان هم بي بهره مي‌شود، يعني صالحان که براي مومنيــن و مومنــات دعاهايي مي‌کنند که وظيفه اشان است، اينها از دعاي صالحان حظّـــي برايشـان نيست.

اين شش خصلتي  که در دنيا پيش مي‌آيد براي آنها که نمازشــان را کوچک مي شمارند.

« و اما اللواتي تصيبه عند موته »

تکرار مي‌کنم کوچک شمردن نماز، تاخير از اول وقت، با عجله خواندن، آداب حضور را مراعات نکردن، درنماز ظاهرا و باطنا بازي نکردن، لباس و نظافت و اينها را مراعات نکردن خلاصه سبک شمردن.

 

و اما آن سه تا که در وقت مرگش به او مي‌رسد:

1-« فاولاهن انه يموت ذليلا »، اولش اين است که مرگش به صورت خفت‌بــار مي‌شود.

2- « والثانية يموت جائعا »، گـرسنه مي‌شود موقــع مرگ، اين گرسنگي يک گرسنگي بسيــــار اسرار آميز است که غيــرظاهري و دنيوي است و انسانها از آن وقتي که از اينجا به بــرزخ منتقل مي‌شوند و از اول انتقــال به برزخ اين گرسنگي و تشنگي شــروع مي‌شود و بعدش هم در قيــامت مخصوصا هست، اين يک چيزي غيــر از گرسنگي دنياست.

3- « والثالثة يموت عطشانا »، سومي هم اين است که در حال تشنــگي است فلو سقي من انهار الدنيا لم يرو عطشه.

« و اما اللواتي تصيبه في قبره »،

« و الثالثة لاينظرالله اليه و لا يُزکيه و له عذاب اليم »، و از همه اينها بــالاتر، خدا به او نظـر نمي‌کند و او را تزکيــه نمي‌کند و عذاب اليـم هم برايش هست. اين‌ها براي کســي است که تهاون بصلاته."


اما سه تــاي ديگر که در قبر و بــرزخ به او مي‌رسد اين است که:

1-« فاولاهن يوکل الله به مَلکا يزعجه في قبره »، حالا ما فکر مي‌کنيم اين سستي‌ها که در استخفاف به نمــاز داشته ايم زياد مهــم نبوده، آخرش اين است که خـدا مي‌بخشد؛ زياد مهـم نبوده؛ خيلي چيز مهمي بوده، حالا اين قسمتي از بيانات است که در اينجا وارد شده دقت کنيد. اولش اين است که خــدا مَلَکي را موکل مي‌کند که در قبرش به او عذاب مي‌کند در بـــرزخ.

2- « و الثانية يضيق عليه قبره » ، و دومين چيز که خدا براي او پيش مي‌آورد اين است که عــالم قبرش براي او تنگ مي‌شود؛ اين را ديگر نمي‌فهميم که چگونه تنــگ مي‌شود.

3- « الثالثة تکون الظلمة في قبره »، و سومي اش اين است که عالــم قبرش براي او ظلمــاني مي‌شود.

« و اما اللواتي  تصيبه يوم القيامة »، 

 

اما آن سه تاي ديگـــر که در روز قيــامت برايش پيش مي‌آيد

وقتي که از قبرش خــارج مي‌شود و به قيامت و محشــر قـدم مي‌گذارد؛ « اذا خرج من قبره فاولاهن ان يُوکل الله به ملکا يَسحَبه علي وجهه و الخلائق ينظرون اليه »، اولش اين است که خدا ملکي را موکل مي‌کند که او را بـه "رو مي‌برند" توجــه مي‌کنيد نماز خوان است مردم هم نگاه مي‌کنند؛ غيـــر عـادي مي‌برند.

« و الثانية يُحاسب حسابا شديدا »، دومي اش هم اين است که در مقـــــــام حساب، حساب شديدي از او مي‌کشند.

« و الثالثة لاينظرالله اليه و لا يُزکيه و له عذاب اليم »، و از همه اينها بــالاتر، خدا به او نظـر نمي‌کند و او را تزکيــه نمي‌کند و عذاب اليـم هم برايش هست. اين‌ها براي کســي است که تهاون بصلاته."

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/09/09ساعت 21:56  توسط بهنوش  | 

سجده شکر و ثواب و آثار آن

امام زمان سلام الله علیه فرمودند : سجده‌ی شکر، از لازم‌ترین و واجب‌ترین مستحبات الهی است ... همانا، فضیلت دعا و تسبیح پس از واجبات بر دعای بعد از نوافل، همانند فضیلت واجبات بر نوافل است. سجده، دعا و تسبیح است.



سپاس نعمت‌های حق‌تعالی، نشان معرفت و ادب و بندگی است. در آیات و روایات، به مسئله شکرگزاری از نعمت‌ها، بسیار سفارش شده و اینکه یاد نعمت‌ها، محبت انسان را به خدا زیاد می‌کند و نعمت‌های الهی را مستدام و افزون می‌گرداند.

گرچه شکر نعمت‌ها، از توان و طاقت‌بشر بیرون است، ولی انسان باید به هر قدر که می‌تواند، سپاسگزاری احسان و نعمت و نیکی پروردگار باشد. یکی از شکل‌های شکر، سجده بر خاک کردن و پیشانی بر خاک‌نهادن در برابر خداوند و شکر گفتن اوست.

و «سجده شکر» یکی از تعقیبات نماز به حساب آمده است.

(مرحوم علامه مجلسی، جلد 83 بحار الانوار).
سجده کمال انسان و نهایت خضوع در برابر خداوند متعال است، در این هنگام است که انسان خود را نمی‌بیند و تمام عظمت و بزرگی را از ن خداوند می‌داند؛ لذا این حالت، بهترین حالت برای بنده است، خصوصاً هنگامی که توأم با ذکر و شکرگزاری لفظی و قلبی باشد

قال مولانا الامام المهدی- عجل الله تعالی فرجه الشریف-  :

(سَجْدَهُ الشُّکْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَأَوْجَبِها ... فَإِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَالتَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَی الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ، کَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَی النَّوافِلِ، وَالسَّجْدَهُ دُعاءٌ وَتَسْبیحٌ) [احتجاج، ج 2، ص 308 ; بحارالأنوار، ج 53، ص 161، ح 3 ; و وسائل الشیعه، ج 6، ص 490، ح8514] ؛  

سجده‌ی شکر، از لازم‌ترین و واجب‌ترین مستحبات الهی است ... همانا، فضیلت دعا و تسبیح پس از واجبات بر دعای بعد از نوافل، همانند فضیلت واجبات بر نوافل است. سجده، دعا و تسبیح است.

حدیث شریف، قسمتی از پاسخ امام مهدی (علیه السلام) به سؤال‌های محمّد بن عبداللّه حمیری است. حضرت، در این کلام، به اهمیّت یکی از مستحبات، یعنی سجده‌ی شکر اشاره می‌کند و بعد از آن به دعا و تسبیح بعد از فرایض پرداخته، فضیلت  آن را مانند فضیلت فریضه بر نوافل می‌داند و نیز اصل سجده و قرار دادن پیشانی بر خاک را در اجر و ثواب به منزله‌ی دعا و تسبیح می‌داند.

از بررسی آیات و احادیث به دست می‌آید که همه‌ی واجبات و یا همه‌ی مستحبات، در یک سطح و اندازه نیستند؛ مثلاً اهمیّت نماز، در میان واجبات، از همه بیش‌تر است؛ زیرا، قبولی اعمال، به قبول شدن نماز بستگی دارد. در میان مستحبات ـ برابر این حدیث ـ اهمیّت سجده‌ی شکر، از همه‌ی مستحبات بیش‌تر است. شاید علّت، این باشد که سجده‌ی شکر، کلید افزایش و تداوم نعمت است؛ یعنی هر گاه انسان با دیدن و یا رسیدن به نعمتی، شکر گزارد، آن نعمت تداوم می‌یابد و نعمت‌های دیگر نیز نازل می‌گردند. این نکته در قرآن به صراحت آمده است:

(لَئِنْ شَکَرْتُمْ لاََزیدَنَّکُمْ) [سوره‌ی ابراهیم، یه ی 7] ؛ اگر شکر نعمت به جای آورید، بر نعمت شما می‌افزایم.

حضرت (علیه السلام) در این حدیث به چند نکته اشاره می‌فرماید:

1. سجده‌ی شکر، زمان و مکان خاصّی ندارد، ولی با توجّه به این حدیث، بهترین زمان برای این کار بعد از نمازهای واجب و نوافل است.

2. سجده کمال انسان و نهایت خضوع در برابر خداوند متعال است، در این هنگام است که انسان خود را نمی‌بیند و تمام عظمت و بزرگی را از ن خداوند می‌داند؛ لذا این حالت، بهترین حالت برای بنده است، خصوصاً هنگامی که توأم با ذکر و شکرگزاری لفظی و قلبی باشد.

3. ثواب دعا و تسبیح بعد از نمازهای واجب، از ثواب دعا و تسبیح پس از نمازهای نافله خیلی بیش‌تر است، همان گونه که فضیلت فرایض از نوافل بیش‌تر است.

4. حضرت (علیه السلام) با بیان این که سجده، دعا و تسبیح است، می‌فهماند که خود سجده هم یک نوع تسبیح و دعاست و همان گونه که ذکرِ پس از نماز، مطلوب است، سجده کردن هم کاری مستحب است؛ زیرا غایت و هدف از دعا و تسبیح، خضوع و خشوع و تذلّل برای خداوند متعال است، و شکّی نیست که این غایت، در سجده، به نحو اتمّ و اکمل است.

امام صادق علیه السلام.

هر گاه بنده نماز بگزارد و سجده شکر کند، پروردگار حجاب میان او و فرشتگان را بر می‌دارد و می‌گوید: ای فرشتگان من! به بنده‌ام بنگرید که واجب مرا انجام داد و پیمانم را به پایان برد، ن گاه به خاطر نعمت‌هایی که به او ارزانی داشته‌ام برای من سجده شکر کرد

«سجدة الشکر واجبه علی کل مسلم نتم بها صلاتک و ترضی بها ربّک، و تعجب الملائکة منک و انّ العبد اذا صلّی ثمّ سجد سجدة الشکر فتح الربّ تبارک و تعالی الحجاب بین العبد و بین الملائکة، فیقول: یا ملائکتی! انظروا إلی عبدی ادّی فرضی و اتمّ عهدی ثمّ سجد لی شکراً علی ما انعمت به علیه، ملائکتی! مادا له عندی؟ قال: فتقول الملائکة: یا ربنا رحمتک، ثمّ یقول الرّب تبارک و تعالی: ثم ماذا له؟ فتقول الملائکة: یا ربنا جنتک، فیقول الرّب تبارک و تعالی: ثمّ ما ذا له؟ فتقول الملائکة: یا ربنا! جنتنک فیقول الرّب تبارک و تعالی: ثمّ ما ذا له؟ فتقول الملائکه : یا ربنا! کفایة مهمه، فیقول الله تبارک و تعالی: ثمّ ماذا له؟ فان: و لا یبقی شیء من الخیر الاّ قالته الملائکة، فیقول الله تعالی: یا ملائکتی! ثمّ ماذا؟ فتقول الملائکة: یا ربنا لا علم لنا، قال: فیقول الله تبارک و تعالی: اشکر له کما شکر لی و اقیل إلیه به فضلی و اریه وجهی» (المجبة البیضاء ج 1 ص348)؛ شجده شکر بر هر مسلمانی واجب است به وسیله سجده شکر است که نماز خود را کامل می‌کنی و پروردگارت را خشنود می‌سازی و فرشتگان از تو تعجب می‌کنند. هر گاه بنده نماز بگزارد و سجده شکر کند، پروردگار حجاب میان او و فرشتگان را بر می‌دارد و می‌گوید: ای فرشتگان من! به بنده‌ام بنگرید که واجب مرا انجام داد و پیمانم را به پایان برد، ن گاه به خاطر نعمت‌هایی که به او ارزانی داشته‌ام برای من سجده شکر کرد. ای فرشتگان من! یا او نزد من چه پاداشی خواهد داشت؟ فرشتگان می‌گویند: پروردگارا! رحمت تو پاداش اوست. ن گاه پروردگار می‌گوید: سپس چه پاداشی خواهد داشت؟ فرشتگان می‌گویند: پروردگارا! بهشت تو پاداش اوست. پس پروردگار می‌گوید: آن گاه چه پاداشی خواهد داشت؟ فرشتگان می‌گویند: پروردگارا! کفایت مهمّات او پاداش اوست. باز خداوند می‌گوید: بعد از این‌ها چه پاداشی خواهد داشت؟ امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ یک از خوبی‌ها باقی نمی‌ماند مگر این که فرشتگان آن را در پاسخ می‌گویند. پس خداوند می‌گوید: ای فرشتگان من! دیگر چه پاداشی خواهد داشت؟ فرشتگان می‌گویند: پروردگارا! ما نمی‌دانیم. امام علیه السلام فرمود: پس خداوند می‌گوید: همان گونه که او شکر مرا کرد من نیز از او تشکر می‌کنم و فضل و بخشش خود را به او متوجه می‌سازم و خشنودی خویش را به او نشان می‌دهم.
در انجام این سجده شرط خاصّى وجود ندارد و به هر صورت که آورده شود، صحیح است. ولى بهتر است مانند سجده نماز، بر هفت عضو سجده کند و پیشانى را بر چیزى گذارد که در نماز بر آن مى گذارد. و افضل آن است که بر خلاف سجده نماز، آرنج را نیز بر زمین بگذارد

«من سجد سجدة لبشکرنعمة و هو متوضی کتب الله له عشر حسنات، و محا عنه عشر خطیئات عظام» (مشکات الانوار ص 29) ؛ هر کس با حالت وضو برای شکر نعمتی سجده کند خداوند ده حسنه برای او می‌نویسد و ده گناه بزرگ از او می‌زداید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/09/09ساعت 21:38  توسط بهنوش  | 

آثار و بركات نماز اول وقت در آیات و روایات

هر كس نماز واجب را در حالی كه عارف به حق آن است در وقتش بخواند، به گونه ای كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح ندهد، خداوند برای وی برائت از جهنم می نویسد كه او را عذاب نكند، و كسی كه درغیر وقتش به جا آورد در حالی كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح دهد، خداوند می تواند او را ببخشد یا عذابش كند ...

 

 

آثار و بركات نماز اول وقت در آیات و روایات


1- برآورده شدن خواسته ها:

حضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسكری(ع) روایت می كند كه فرمودند: "خداوند متعال با حضرت موسی تكلم كرد، حضرت موسی فرمود:خدای من. كسی كه نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود:حاجت و درخواستش را به او عطا می كنم و بهشتم را برایش مباح می گردانم."1 حضرت حجةالاسلام والمسلمین هاشمی نژاد فرمودند: پیرمردی مسن، ماه مبارك رمضان به مسجد لاله زار می آمد. خیلی آدم موفقی بود، همیشه قبل از اذان داخل مسجد بود. به او گفتم: حاج آقا. شما خیلی موفقید، من هر روز كه به مسجد می آیم می بینم شما زودتر از ما آمده اید جا بگیرید، او گفت: نه آقا، من هرچه دارم از نماز اول وقت دارم و بعد گفت: من در نوجوانی به مشهد رفتم.
مرحوم حاج شیخ حسن علی نخودكی را پیدا كردم و گفتم: من سه حاجت مهم دارم، دلم می خواهد هر سه تا را خدا در جوانی به من بدهد، یك چیزی یادم بدهید؟ ایشان فرمودند: چی می خواهی؟ گفتم: یكی دلم می خواهد در جوانی به حج مشرف شوم، چون حج در جوانی لذت دیگری دارد. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. گفتم: دومین حاجتم این است كه دلم می خواهد یك همسر خوب خدا به من عنایت كند. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. و حاجت سومم این است كه خدا یك كسب آبرومندی به من عنایت فرماید.
فرمودند:نماز اول وقت به جماعت بخوان. این عملی را كه ایشان فرمودند من شروع كردم و در فاصله سه سال هم به حج مشرف شدم، هم زن مؤمنه و صالحه خدا به من داد و هم كسب با آبرو به من عنایت كرد.2

2- برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی:

پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"بنده ای نیست كه به وقت های نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این كه من سه چیز را برای او ضمانت می كنم: برطرف شدن گرفتاری ها و ناراحتی ها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش."3

3 - ورود به بهشت و دوری از جهنم:

امام محمد باقر(ع) می فرمایند:"هر كس نماز واجب را در حالی كه عارف به حق آن است در وقتش بخواند، به گونه ای كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح ندهد، خداوند برای وی برائت از جهنم می نویسد كه او را عذاب نكند، و كسی كه درغیر وقتش به جا آورد در حالی كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح دهد، خداوند می تواند او را ببخشد یا عذابش كند.4

4- در امان بودن از بلاهای آسمانی:

قطب راوندی گوید: پیامبر خدا(ص) فرمود:هنگامی كه خداوند از آسمان آفتی بفرستد، سه گروه از آن، در امان می مانند: حاملان قرآن، رعایت كنندگان خورشید یعنی كسانی كه وقت های نماز را محافظت می كنند و كسانی كه مساجد را آباد می نمایند."5
5- خشنودی خداوند:
امام صادق(ع) می فرمایند: اول وقت، خشنودی خداست و آخر آن، عفو خداست، و عفو نمی باشد مگر از جهت گناه."6  و در مقابل، تأخیر نماز موجب خشم خداست چرا كه پیامبر اكرم(ص) به حضرت علی(ع) فرمودند: "نماز را با وضوی كامل و شاداب در وقتش به جای آور كه تأخیر انداختن نماز بدون جهت، باعث غضب پروردگار است."7

6- استجابت دعا و بالا رفتن اعمال:

در حدیث است كه به هنگام ظهر درهای آسمان گشوده می شود و درهای بهشت باز می گردد و دعا مستجاب می شود ؛پس خوشا به حال كسی كه در آن هنگام برای او عمل صالحی بالا رود.8 در حدیثی دیگر از حضرت صادق(ع) آمده است كه فرمودند:"... بهترین ساعت های شب و روز، وقت های نماز است." سپس فرمودند:"چون ظهر می شود درهای آسمان گشوده شده و بادها می وزند و خداوند به خلق خود نگاه می كند. هر آینه من بسیار دوست دارم كه در آن هنگام، عمل صالحی برای من بالا رود." آنگاه فرمودند:" برشما باد به دعا كردن بعد از نمازها، چرا كه آن مستجاب می شود."9

7- دوری شیطان و تلقین شهادتین:

پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"شیطان تازمانی كه مؤمن بر نمازهای پنج گانه در وقت آن محافظت كند، پیوسته از او در هراس است؛ پس چون آنها را ضایع نمود بر وی جرأت پیدا كرده و را در گناهان بزرگ می اندازد."10 امام صادق(ع) می فرمایند:"ملك الموت در هنگام مردن، شیطان را از محافظ بر نماز دور می كند و شهادت به یگانگی خدا و نبوت پیامبرش را در آن هنگامه بزرگ به او تلقین می نماید."11 زیاد شدن عمر، مال و اولاد صالح در دنیا،در امان بودن از ترس و هول مرگ در موقع مردن،آسان شدن سؤال نكیر و منكر در قبر، توسعه یافتن قبر، نورانی شدن چهره، دادن نامه عمل به دست راست و آسان گرفتن حساب در محشر، رضایت خداوند، سلام دادن خدا به او و نگاه كردن از روی رحمت به او در هنگام عبور از صراط 12 و... از دیگر آثار و بركات نماز اول وقت است كه در روایات به آن اشاره شده است.
حجةالاسلام انصاری می گوید: امام(ره) در روزهای آخر عمرشان می خواستند بخوابند؛ به من فرمودند اگر خوابیدم، اول وقت نماز صدایم بزن، گفتم چشم. دیدم اول وقت شد و امام(ره) خوابیده اند، حیفم آمد صدایشان بزنم؛ عمل جراحی، سرم به دست، گفتم صدایشان نزنم بهتر است.

چنددقیقه ای از اذان گذشت و امام(ره) چشم هایشان را باز كردند، گفتند:وقت شده؟ گفتم:بله فرمودند:چرا صدایم نزدی؟ گفتم:ده دقیقه بیشتر از وقت نگذشته است. گفتند:مگر به شما نگفتم. سپس امام(ره) فرزند خود را صدا زدند و فرمودند: ناراحتم. از اول عمرم تا حالا نمازم را اول وقت خوانده ام، چرا الان باید ده دقیقه تأخیر بیفتد؟".


                                                  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/09/09ساعت 20:17  توسط بهنوش  | 

خداوند در قرآن می فرماید:«يا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا و سبحوه بكرة و اصيلا»: ای کسانی که ایمان آورده اید ! خدا را بسیار یاد کنید . و صبح و شام او را نیایش کنید (سوره احزاب ، آيات 41 و . 42). در مورد نماز پيغمبر اكرم فرمود و يا ائمه اطهار فرمودند ( چون هم در كلمات رسول اكرم هست و هم در كلمات ائمه ) « الصلوة عمود الدين » (وسائل ، ج 3 ، ص 23 ، ح . 13)نماز عمود خيمه دين است يعنی اگر دين را به منزله يك خيمه بر پا شده ای بدانيم كه هم چادر دارد و هم طناب و هم حلقه و هم ميخی كه بزمين كوبيده اند و هم عمودی كه آن خيمه را بر پانگاه داشته است ، نماز به منزله عمود اين خيمه بر پا شده است . و مخصوصا در حديث نبوی كه رسول اكرم بيان فرموده است ، همين مطلب به همين شكل توضيح داده شده است.

 

درباره نماز وارد شده است : « ان قبلت قبل ما سواها و ان ردت رد ما سواها » (وسائل ، ج 3 ، ص 22 ، ح 1 ): يعنی شرط قبولی و پذيرش ساير اعمال انسان قبولی نماز است . به اين معنی كه اگر انسان كارهای خيری انجام بدهد و نماز نخواند و يا نماز بخواند اما نماز نادرست و غير مقبولی كه رد بشود ، ساير كارهای خير اوهم رد می شود . شرط قبولی سايركارهای خير انسان قبول شدن نماز اوست . در حديث ديگر است كه : « الصلوة قربان كل تقی » (نهج البلاغه ، حكمت 131 ، ص . 1152 ) ، نماز مايه تقرب هر انسان پرهيز كار است . باز در حديث ديگر است كه شيطان هميشه از مؤمن ناراحت و گريزان است ، مادامی كه مراقب و محافظ نمازش هست و امثال اينها كه ما در اخبار و احاديث زياد داريم و حتی از خود قرآن مجيد می توان اين مطلب را يعنی اهميت فوق العاده نماز را استنباط كرد. نماز، جزء برنامه انبياء بوده است . حضرت عيسي (ع) در گهواره مي گويد: خداوند مرا تا زنده هستم به نماز و زكات سفارش كرده است : «وأوصني بالصلوة والزكوة ما دمت حيّا» (مریم ، 31) امام حسين (ع)، حتي ظهر روز عاشورا در ميدان مبارزه و در برابر تيرهاي دشمن هم نماز را رها نكرد.


حضرت ابراهيم (ع) ، همسر وكودك خويش را در بيابان هاي داغ مكّه ، كه آن هنگام هيچ آب و گياهي نداشت ، مسكن داد و گفت : خدايا، تا نماز به پا دارند: «اّني أسكنت من ذريتي بواد غير ذي زرع عند بيتك المحرم ربنا ليقيموا الصلوة» (ابراهیم ، 37) پيشوايان معصوم ما، هنگام نماز، رنگ خود را مي باختند و مي فرمودند: وقت اداي امانت الهي وحضور در پيشگاه الهي است . (بحار الانوار ، ج 81) گرچه بعضي نماز را به طمع بهشت يا ترس از عذاب جهنم مي خوانند، امّا اميرالمومنين (ع) نماز را نه براي تجارت يا سپري از آتش ، بلكه بخاطر شايستگي خدا براي عبادت ، انجام مي دهد. (نهج البلاغه ، حکمت ،237) براي اهتمام به اين برنامه سازنده ، اسلام به پدران و مادران سفارش كرده كه اطفال خود را قبل از بلوغ، مثلا از سن ّ هشت سالگي به هر نحو كه مي توانند وادار به نماز كنند و گاهي هم بخاطر بي اعتنايي شان ، از خود خشونت نشان دهند. (وسائل اشیعه ، ج 3 ، ص 13) آنكه اهل نماز است ، با مبداء هستي مرتبط است . مثل خلباني كه با اتاق فرمان ارتباط دارد. نماز، سبب آمرزش گناهان و زدودن آثار لغزش هاست .

 

قرآن ، پس از دستور به نماز، مي فرمايد:«اّن الحسنت يذهبن السيئات » (هود ، 114) نيكي ها، بدي ها را از بين مي برد. خداوند در سوره ي نور مي فرمايد:« وَ اقيمُواالصَّلاةَ وَ اتواالزَّكاة وَ اَطيعُواالرَّسوُلَ لعَلكُمْ ترْحَمُونَ» (نور/ 56) " و نماز را بر پا داريد و زكات بدهيد و رسول را اطاعت كنيد تا مشمول رحمت شويد."خداوند در اين آيه اولين شرط براي داخل شدن در رحمت را برپايي نماز برمي شمارد.در آیه دیگر خداوند به همراهي خدا با نمازگزاران اشاره می کند و می فرماید:«"وَ لقَدَ اَخذاللهُ ميثاقَ بَني اِسْرائيلَ وَ بَعَثنا مِنهُمْ اثنيْ عَشَرَ نقيباً وَ قالَ اللهُ اِنّي مَعَكُمْ لَئِنْ اَقَمتمُ الصَّلاةَ. (مائده / 12) " و خدا از بني اسرائيل پيمان گرفت و از آنها دوازده رهبر و سرپرست برانگيختيم و خداوند گفت من با شما هستم اگر نماز را بر پا داريد… . در اين آيه حمايت و همراهي خدا از بني اسرائيل را مشروط به شروطي مي كند كه اولين آنها بر پاداشتن نماز است. يعني تا وقتي كه نماز را برپا دارند مشمول حمايت خداوند مي شوند و ترك نماز، ترك هدايت خداوند را در پي دارد.


اين معنا مي تواند شامل تمام نمازگزاران و تاركان نماز نيز باشد.در جای دیگر خداوند در مورد اهمیت نماز می فرماید:« وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالاَخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلى صلاتهِمْ يحَافِظونَ(انعام ، 92) : آنها كه به آخرت ايمان دارند به آن ايمان مى آورند و مراقب نمازهاى خويش مى باشند .دراین آيه از ميان تمام دستورات دينى تنها اشاره به نماز شده است و همانطور كه مى دانيم نماز مظهر پيوند با خدا و ارتباط با او است و به همين دليل از همه عبادات برتر و بالاتر است ، و به عقيده بعضى هنگام نزول اين آيات تنها فريضه اسلامى همين نماز بود .در جای دیگر درباره اهمیت نماز شب بیان می کند که« تَتَجَافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِع يَدْعُونَ رَبهُمْ خَوْفاً وَ طمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْنَهُمْ يُنفِقُونَ(سجده ،16)»: پهلوهايشان از بسترها در دل شب دور مى شود ( بپا مى خيزند و رو به درگاه خدا مى آورند ) پروردگار خود را با بيم و اميد مى خوانند ، و از آنچه به آنها روزى داده ايم انفاق مى كنند . جمله تتجافى جنوبهم عن المضاجع اشاره است به مساله نماز شب .

 

در حديثى از امام صادق (عليه السلام) مى خوانيم : «ما من حسنة الا و لها ثواب مبين فى القرآن ، الا صلوة الليل ، فان الله عز اسمه لم يبين ثوابها لعظم خطرها ، قال : فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين »: هيچ عمل نيكى نيست مگر اينكه ثواب روشنى در قرآن براى آن بيان شده ، مگر نماز شب كه خداوند بزرگ ثواب آن را روشن نساخته به خاطر اهميت آن ، لذا فرموده است : هيچكس نمى داند چه ثوابهائى كه مايه روشنائى چشمان است براى آنها نهفته شده است .

در روايتى از امام باقر (عليه السلام) چنين مى خوانيم كه به يكى از يارانش فرمود : «الا اخبرك بالاسلام اصله و فرعه و ذروة سنامه» : آيا ريشه و شاخه و بلندترين قله اسلام را به تو معرفى كنم ؟ .راوى عرض كرد بفرمائيد : فدايت شوم . فرمود :« اما اصله الصلوة ، و فرعه الزكاة ، و ذروة سنامه الجهاد ! »: ريشه اش نماز است و شاخه اش زكات ، و قله مرتفع آن جهاد است . سپس افزود : اگر بخواهى تمام ابواب خير را به تو معرفى كنم . راوى مى گويد : بفرمائيد فدايت شوم . امام فرمود :« الصوم جنة ، و الصدقة تذهب بالخطيئة ، و قيام الرجل فى جوف الليل بذكر الله ، ثم قرأ تتجافى جنوبهم عن المضاجع» : روزه سپرى است در مقابل آتش و صدقه محو كننده گناه است ، و بر خاستن انسان در دل شب او را به ياد خدا مى اندازد ، سپس آيه تتجافى جنوبهم عن المضاجع را تلاوت فرمود . در تفسير مجمع البيان از معاذ بن جبل چنين نقل شده كه در غزوه تبوك در خدمت رسولخدا (صلى الله عليه وآله وسلّم) بودم ، گرما همه را سخت ناراحت كرده بود و هر كس به گوشه اى پناه مى برد ، ناگهان ديدم كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلّم) از همه به من نزديكتر است ، خدمتش رفتم عرض كردم : اى رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلّم) ! عملى به من بياموز كه مرا وارد بهشت كند ، و از آتش دوزخ دور سازد .


فرمود : سؤال بزرگى كردى ، اما پاسخ آن براى كسى كه خدا بر او آسان كرده است مشكل نيست سپس افزود : «تعبد الله و لا تشرك به شيئا و تقيم الصلوة المكتوبة و تؤدى الزكوة المفروضة و تصوم شهر رمضان »: خدا را پرستش كن و چيزى را شريك او قرار نده نمازهاى واجب را انجام ده و زكات واجب - حق مستمندان - را اداء كن و ماه رمضان را روزه بگير . بعد فرمود : و اگر بخواهى از ابواب خيرات به تو خبر مى دهم عرض كردم اى پيامبر بفرمائيد فرمود :« الصوم جنة من النار و الصدقه تكفر الخطيئه و قيام الرجل فى جوف الليل يبتغى وجه الله ثم قرأ هذه الايه تتجافى جنوبهم عن المضاجع »: روزه سپرى است در برابر آتش و انفاق در راه خدا كفاره گناهان است ، و قيام انسان در دل شب براى خشنودى خدا .


سپس آيه تتجافى جنوبهم را قرائت فرمود . خداوند در جای دیگر می فرماید:«فَإِذَا قَضيْتُمُ الصلَوةَ فَاذْكرُوا اللَّهَ قِيَماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِكمْ فَإِذَا اطمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُوا الصلَوةَ إِنَّ الصلَوةَ كانَت عَلى الْمُؤْمِنِينَ كِتَباً مَّوْقُوتاً(نساء،103) و هنگامى كه نماز(نماز خوف) را به پايان رسانيديد خدا را ياد كنيد در حال ايستادن و نشستن و به هنگامى كه به پهلو خوابيده ايد ، و هر گاه آرامش يافتيد، نماز را ( به صورت معمول ) انجام دهيد ، زيرا نماز وظيفه ثابت و معينى براى مؤمنان است . منظور از ياد خدا در حال قيام و قعود و بر پهلو خوابيدن ، ممكن است همان حالات استراحت در فاصله هائى كه در ميدان جنگ واقع مى شود باشد و نيز ممكن است به معنى حالات مختلف جنگى كه سربازان گاهى در حال ايستادن و زمانى نشستن و زمانى به پهلو خوابيدن ، سلاحهاى مختلف جنگى از جمله وسيله تيراندازى را بكار مى برند ، بوده باشد . آيه فوق در حقيقت اشاره به يك دستور مهم اسلامى است ، كه معنى نماز خواندن در اوقات معين اين نيست كه در ساير حالات انسان از خدا غافل بماند بلكه ، نماز يك دستور انضباطى است كه روح توجه به پروردگار را در انسان زنده مى كند و ميتواند در فواصل نمازها خدا را به خاطر داشته باشد خواه در ميدان جنگ باشد و خواه در غير ميدان جنگ .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/09/09ساعت 20:4  توسط بهنوش  |